انیمیشن از نگاه گلپایگانی


نگاه علیرضا گلپایگانی به انیمیشن ایران و جهان

هفته چهارم فروردین 92

 

پول مردم برای یک انیمیشن

احمد عربانی با اشاره به بزرگی کار بهرام عظیمی و تیمش در ساخت این انیمیشن گفت: «ما اگر بخواهیم ۱۰ دقیقه انیمیشن بسازیم، واقعا انرژی و زمان می‌برد. آقای عظیمی واقعا کار بزرگی انجام داد که توانست اولین انیمیشن سینمایی را به صورت جدی بسازد و روی پرده سینماها ببرد. ما قبلا هم یکی، دو انیمیشن سینمایی داشتیم اما آن‌ها برای تلویزیون ساخته شده بود. «تهران ۱۵۰۰» از ابتدا به نیت اکران در سینماها ساخته شده است. باعث خوشبختی است که مردم ایران بابت یک انیمیشن یک میلیارد تومان پول داده‌اند.»

 

بهترین بازیگر و بهترین فیلم از نگاه عظیمی

بهرام عطیمی در برنامه ویژه" بر خط "که از شبکه آموزش روز پنجشنبه 29 فروردین 92 پخش میشد در باره داستان ساده و عامه پسند تهران 1500 توضیح داد . او به فیلمنامه فیلم اشاره کرد که اصل فیلم نامه خوب بود اما بدلیل تجربه اول در ساخت فیلم بلند او بعنوان کارگردان نتوانسته آن را درست پرداخت کند.بهرام عظیمی گفت سه یال دیگه میشه منصفانه تر در باره فیلم تهران 1500 صحبت کرد . او از بروس لی بعنوان بهترین بازیگر و از فیلم هندی " شعله " بعنوان بهترین فیلم زندگیش یاد کرد .وی در باره فیلم بعدیش اشاره کرد که در باره یک ابر قهرامان در محله نازی آباد تهران خواهد بود. تهیه کننده این فیلم همچنان آقای ابوالحسنی و عوامل تولید 1500 در فیلم جدیدنیز با او همکاری خواهند کرد

 

پاسخ بهرام عظیمی به یک نقد

 

در پاسخ به مطلبی که من در بلاگم در مورد تهران 1500 نوشته بودم و احتمالا در واکنش به بعضی کامنتها، جناب "بهرام عظیمی" کارگردان فیلم، کامنتی برای من گذاشتند که با شما دوستان به اشتراک می گذارم.با بخش زیادی از حرفهاشون موافقم و معتقدم که واقع بینی نکته ایست که خیلی از ما ، زمانی که قصد نقد داریم، از آن بی بهره ایم :

سلام

جناب بذرافشان از مطلبی که نوشتید بسیار ممنونم و بخاطر لطفی که به بنده و همکارانم دارید سپاسگزاری میکنم.

من و دیگر افرادی که ۱۵۰۰ را ساختند بعد از تمام شدن فیلم به یک عالمه از ایرادهای فیلم پی بردیم.بعد از اکران فیلم در جشنواره و سینماهای کشور،نقد‌های زیادی برای فیلم ما نوشته شد.بدون شک فیلم ما دارای ایرادهای زیادی است،که بیشتر ایرادها بر فیلمنامه گرفته میشود که نوشته من و آقای علمداری ست.در جاهایی خیلی از همکاران انیمیشنی نیز کار را نقد کردند.بسیاری از این نقدها خیلی تند و تیز و در جاهایی نقدها به سمتی پیش رفت که حتی توهین به من،ظاهر من،کارهای قبلی و… بود.خیلی از کسانی که اینگونه ۱۵۰۰ و من را نقد کردند،با نامهای مستعار و بدون نشان،بر علیه من و فیلمم مطلب نوشتند و مینویسند.تهران ۱۵۰۰ با تمام ایراداتی که به آن وارد است اکران شد و بسیار موفق از نظر فروش، عمل کرد.این فیلم با هزینه شخصی ساخته شده.حتی خود من بیش از ۱۵۰ میلیون برای این فیلم هزینه کرده ام و چهار سال از زندگی خودم را برای ساخت این فیلم اختصاص دادم.قبل از اکران این فیلم هیچ انیمیشنی در تاریخ سینمای ایران به این موفقیت دست پیدا نکرده است.دوستان میگویند خیلی بهتر از من و تیمم میتوانند فیلم بسازند.خب چرا نمی‌سازید!؟چه کسی جلوی شما را گرفته؟من!!؟ بعد از اکران ۱۵۰۰ بروید و به سازمانها و تهیه کننده‌ها بگویید این آشغالی که دیدید اسمش تهران ۱۵۰۰ بود و میلیاردی فروخت،ما میتوانیم خیلی بهتر از آن بسازیم،نمونه کارهای بلند و کوتا هتان را نشان دهید و بگویید ما مثل عظیمی‌آشغال ساز نیستیم.دوستان هنوز نمی‌دانند که تولید یک اثر سینمایی چه مشکلاتی دارد.یک یا دو یا ده دقیقه انیمیشن با کیفیت تولید کرده اند و فکر میکنند میتوانند با همان تکنیک یک انیمیشن بلند نیز تولید کنند.من از روز اولی که ساخت انمیشن را شروع کردم تکلیف خودم را نیز مشخص کردم و گفتم میخواهم انیمیشن‌های مردم پسند بسازم و تمام تلاش خودم را کردم و به نتایج خوبی هم رسیدم.آنزمان که من داشتم انیمیشن‌های فرهنگی میساختم نیز کلی بچه‌های انمیشنی پشت سر من و کارهایم صحبت می‌کردنند و یک عالمه از همین همکاران،با الگو برداری از کارهای من ،تعداد زیادی انیمیشن ساختند و کارهایشان پخش شد ولی آیا از این کارها استقبال هم شد!؟
من یکی از اعضای خانواده انیمیشن ایران هستم و ۲۰سال است که دارم انیمیشن کار میکنم و نمونه کارهایم را همه شما دیده اید. درست است که آثارم از نظر تکنیک خیلی چشمگیر نیست و ایراد دارد ولی این تمام توان من است و از این راه زندگی میکنم.
آیا با کنار رفتن من تولیدات انیمیشن ایران به شکوفایی می‌رسد؟
آیا من حق بچه‌های انیمیشنی را خورده ام که به اینجا رسیده ام؟
آیا تا حالا زیرآب کسی را زده ام؟آیا تا بحال به کسی از اهالی انیمیشن توهین کرده ام؟
آیا تا بحال جایی شنیده اید که گفته باشم بهترینم؟
تابستان گذشته من از طرف ۲ کمپانی بزرگ تولید انیمیشن به چین دعوت شدم و آنها از من میخواستند که برایشان کارگردانی کنم،یعنی پول ،داستان و عوامل چینی و کارگردان ایرانی.
موقعیت بسیار عالی و افتخار آمیز بود ولی من قبول نکردم. چرا!؟
فقط بخاطر اینکه خودم را هنوز در حدی نمیدیدم که بتوانم چنین کار بزرگی را انجام دهم.
آیا اگر شما منتقدین همکار، جای من بودید،مثل من عمل میکردید؟
آیا این یک موقعیت بزرگ برای من نبود؟
من با تمام توان به حرکت خودم ادامه خواهم داد.شک ندارم اگر روزی بهترین انیمشن دنیا را هم بسازم.باز آن کسی که می‌خواهد سر به تن من نباشد.بدون اینکه اسمی‌از خود بجا بگذارد سعی میکند من را تخریب کند.
“تهران ۱۵۰۰″ فیلمی‌است پر از ایراد. ولی میتوان نشست راجع به مشکلاتش صحبت کرد.اما اینکه این فیلم آبروی انیمشن ایران را میبرد یا برده است! حرف سنگینی است.
امیدوارم تمام کسانی که غیر کارشناسی فیلم را نقد میکنند روزی ساخت یک انیمیشن سینمایی نصیبشان شود تا همه ببینیم که آنها در اولین قدم چه میسازند.
مخلص
بهرام عظیمی

 

 

 

 

 

تهران ۱۵۰۰ – اول

 

 

 

image_gallery

 

 

 

تهران ۱۵۰۰ را در دوسالانه ی انیمیشن دیدم. انکار نمی‌کنم که شاید میزان کنجکاویم برای دیدن این فیلم، بیشتر از هر فیلم بلند انیمیشن وطنی تا به امروز بوده است . واضح است که “تهران ۱۵۰۰ ” نخستین انیمیشن بلند ایرانی نیست. پیش از این هم تلاشهای پراکنده و نمایشهای محدود انیمیشنهای بلند ایرانی را شاهد بوده ایم، از “قصه‌های بازار” گرفته تا “خورشید مصر” و “جمشید و خورشید” و “هفت رنگ” و” قلب سیمرغ“…اما آنچه که “تهران ۱۵۰۰″ را در اولین مرحله، از فیلمهای قبلی متمایز می‌کند، نمایش عمومی‌گسترده ی آن به مدد اسپانسرهای شناخته شده و تبلیغات قوی است . نه داشتن اسپانسرهای شناخته شده و استخوان دار و نه تبلیغات گسترده را میتوان نقطه ی ضعف و مایه ی شرمساری برای این فیلم دانست. این رسم حرفه ای بودن و اصولی کار کردن در دنیای اقتصادی امروز است. در همه جای دنیا همانقدر که وقت و سرمایه و انرژی برای تولید یک فیلم می‌گذارند، همانقدر هم انرژی و پول صرف تبلیغات می‌کنند تا بتوانند فروش آبرومندانه و بازگشت اصولی و منطقی سرمایه را تضمین کنند. حالا اگر در مملکت ما ، مردم یاد گرفته اند تا در مورد هرنوع موفقیت، آسمان و ریسمان را به هم ببافند و در جستجوی پشت پرده‌ها و دستهای پنهان باشند، ریشه ی این معضل را باید در جای دیگر جستجو کرد. اقتصاد ، اقتصاد است و اصول و قوانین خودش را دارد و احمقانه است اگر تولید یک فیلم بلند انیمیشن را فارغ از درونمایه‌های اقتصادیش بدانیم . نکته ی دومی‌که “تهران ۱۵۰۰″ را از مشابه‌های پیشین خودش متمایز می‌کند، هوشمندی کارگردان در شناختِ پسند و مطالبات روز ِ تماشاچیان احتمالی فیلم است . جماعت ِ سینما روی امروز ما ، حداقل بخش قابل ملاحظه ای از سینما رو‌های ما ، یعنی همانهایی که نه آنقدر صبور و مشکل پسند هستند که به انتظار اکران سالی یک فیلم دلخواهشان بنشینند و نه آنقدر مرفه که بتوانند قید بلیتی که خریده اند را بزنند و وسط فیلم با خیال راحت سالن را ترک کنند، دقیقا می‌دانند از سینما چه می‌خواهند : سرگرمی‌راحت الحقوم و بدون ادا و اصولهای روشنفکرانه. حالا اگر قرار باشد این قشر متوسط و پر جمعیت ، وقت و پولش را صرف تماشای یک فیلم “انیمیشن” بکند( یعنی یک حرکت بی سابقه و پر از مخاطره! در تاریخ تولیدات سینمای ایران) و هزینه‌های هنگفت و کمر شکن تولید یک فیلم انیمیشن را برگرداند، بی تعارف باید گفت که این تماشاچی، فعلا علاقه ای به دیدن “اسطوره پردازی” و “حماسه سرایی” ، آنهم از نوع انیمیشنی اش ندارد. بعدا، اگر تماشاچی ِ ما ، با دیدن این فیلم و راضی بودن از آن ، دیدگاهش کمی‌تغییر کند و احساس کند که انیمیشنهای وطنی هم قابلیت دیده شدن و صرف هزینه را دارند، میتوان امیدوار بود که برای داستانها و دغدغه‌های جدی ترِاهالی انیمیشن هم پای گیشه صف بکشند. فعلا اما ، این تماشاچی ِ مشکوک، اگر ریسک می‌کند و بلیت می‌خرد، دلیلش نه دلسوزی و عشق آتشینش به صنعت و هنر انیمیشن ایران است ، که بیشتر به این دلیل است که میداند قرار است دستپختِ سازنده و ایده پردازِ “سیا ساکتی” را بچشد. با در نظر گرفتن این دیدگاه و اینکه فروش این فیلم تا به امروز بسیار فراتر از پیشبینی‌های اولیه بوده است( حدود ۸۰۰ میلیون تومان تا ۱۲ فروردین) ، باید مهر تایید بر موفقیت اقتصادی و هوشمندی کارگردان و تهیه کنندگان “تهران ۱۵۰۰″ زد. بهرام عظیمی در ” تهران ۱۵۰۰″ دقیقا می‌داند که چه می‌خواهد بکند: تماشاچی این فیلم قرار نیست هیچ کاراکتر ناشناسی را ببیند، قرار نیست وقت بگذارد و شخصیتها را برای خودش تحلیل بکند. شخصیتها همانهایی هستند که تا به امروز تقریبا در تمام فیلمهایشان، دِینشان را به گیشه ادا کرده اند. اگر قرار باشد تماشاچی بابت تماشای چهره ی تازه ای از “تهرانی” و ” رادان” و “مدیری” و نواب صفوی” و” شیریفی نیا ” بلیت نخرد، بابت چه چیز دیگری بلیت خواهد خرید؟ فیلم داستان پیچیده ای هم ندارد، فورمولی است که ۶۰ سالی است در سینمای ایران جوابش را پس داده است : مثلث عشقی و چند تایی بدجنس و چندتایی خوش جنس وفقیره و پولداره و یکی دو تا هم شخصیت فرعی که نمک داستان هستند و بار طنز فیلم روی دوش آنها می‌چرخد، که در مورد این فیلم، خلاقیتِ سازندگان و امکانات بالقوه ی انیمیشن دست به دست هم داده اند و تعدادی روبات و “روباته” (که مشکل ممیزی هم ندارند) ، وظیفه ی خنداندن تماشاچی را بر عهده دارند. فیلم آهنگ و ترانه هم دارد ( که به نظرم از نقاط قوت اساسی فیلم هستند، و اصولا کمتر فیلم بلند انیمیشنی موفقی بدون ترانه و Soundtrack بوده است) و درپایان شاید یکی از مهمترین تفاوتهای هوشمندانه ی “تهران ۱۵۰۰″ با سایر تولیداتِ ( بهتر است بگویم تلاشهای) بلند انیمیشنی داخلی، این است که صاف و ساده مخاطبِ غیر خردسال را نشانه رفته است. مخاطبی که جمعیت بزرگی را شامل می‌شود، که توی سینما نق نمیزند، شوخی‌های کلامی‌را می‌فهمد، اشارات و هجو‌های اجتماعی فیلم را راحت درک می‌کند و صد البته پیش زمینه ی ذهنی ِ شکل گرفته و خوبی از آثار قبلی “بهرام عظیمی” دارد. تمام اینها را گفتم که بگویم تیم سازنده ی “تهران ۱۵۰۰″ ، از منظر اقتصادی، کار درست و نسبتا بی نقصی را انجام داده اند، به فروش خوب فکر کرده اند، برنامه ریزی داشته اند و اگر این فروش ۸۰۰ میلیونی، در آینده ی نزدیک بتواند به یک میلیارد تومان نزدیک بشود، رکوردی از خود بجا گذاشته است که به نظرم به این زودی‌ها قابل جابجا کردن نیست. بعلاوه اینکه ، مسلما تماشاچی ایرانی، از این پس رغبت بیشتری به تماشای انیمیشنهای داخلی نشان خواهد داد. تا همین حد هم ، برای اینکه به تمام دست اندرکاران تولید نخستین انیمیشن ِ “پرفروش” ایرانی ادای احترام کنیم ، کافیست. فراموش نکنیم که بعد از این، هرآنچه که رخ بدهد، ماحصل تلاش سایر دست اندرکاران صنعت انیمیشن ایران است که می‌خواهند تماشاچی ِ تازه امیدوار را به سینما بکشانند. مسلما راه آسانی در پیش رو نیست…
مهبد بذرافشان

 

 

 

پس از تحریر: در بخش دوم، به بررسی و تحلیل ساختاری فیلم خواهم پرداخت ، تا آن زمان، همچنان فروش خوبی را برای این فیلم آرزو می‌کنم.

 

 

 

سخن از مهر من وجور تو نیست

 

سخن از متلاشی شدن دوستی است

 

با تهران 1500 اعتبار عظیمی ،سرمایه ابوالحسنی،پیشینه ی من وسایر همکاران در گرو دستیابی به یک هدف مشترک قرار گرفت. ما آگاهانه به دنبال هر ترفندی بودیم که احتمال حضور مردم را در این سینمای از پا افتاده بیشتر کند.شاید بهترین وتنها راه برای جلب اعتماد سرمایه گذاران به سینمای انیمشن باشد.

 

وخدا را شکر می کنم که امروز به این هدف نزدیک شده ایم.هریک از ما بهتر از آن هستیم که شما در1500 می بینید،اما این کار متعلق به ما نیست .این اثر راهگشای سینمای ایران در بازار سینما وتعیین کننده امکان ورود انیمیشن به سینماست .همانطور که اهمیت آن موافقان ومخالفان زیادی را برانگیخته است. ای کاش این مخالفان عموما از اهالی سینمای زنده بودند که طبیعی می نمود.

 

در هر حال من درمورد نقاط ضعف فیلمنامه حاضر به شنیدن وتوضیح هستم ،اما درحال حاضر آنچه مهم است که به فروش موفق فیلم کمک کند.

 

وخوشحالم که تهران 1500 به آینده خودم نه که به آینده انیمیشن سینمایی در ایران امیدوارم می کند.

 

علمداری

 

 

 

آموزش برفی

 

 

 

 

رکود در تولید انیمیشن‌های هنری

 

رجمعه ۳۰ فروردین ۱۳۹۲

 

Tam-Shirine-Asal-03.jpg

مریم کشکولی‌نیا از روند و راکد شدن تولید انیمیشن‌های هنری و جشنواره‌ای انتقاد کرد.

این انیماتور که در جشنواره‌ی پویانمایی تهران هم جز هیات انتخاب آثار بود در گفت‌وگویی با خبرنگار بخش سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، بیان کرد: یکی دو سالی بود که نسبت به انیمیشن‌هایی که تولید می‌شدند امیدوار شده بودم ولی الان شرایط راکد شده و تولید کارهای هنری خیلی کم شده است.

وی با اشاره به آثاری که در جشنواره پویانمایی اخیر به نمایش درآمد، ادامه داد: بررسی آثار و کارهایی که اخیرا تولید شده نشان می‌دهد کارهای تلویزیونی بهتر شده‌اند ولی کارهای جشنواره‌ای و هنری که می‌تواند جلوه‌ای از انیمیشن ایران باشند، کم شده‌اند.

کشکولی نیا افزود: به هر حال مسائل مالی در تولید آثار تاثیرگذار است ولی با وجود انیمیشن‌های زیادی که تولید شده‌اند بسیار از آنها دارای کیفیت‌ شاخصی نیستند.

او خاطرنشان کرد: حمایت‌های مالی در این حوزه کم است و انیماتورها مجبور می‌شوند بیشتر سراغ کارهایی بروند که زودبازده باشد.

کشکولی‌نیا در ادامه درباره‌ی انیمیشن جدیدی که در حال ساخت دارد، توضیح داد: یک انیمیشن کوتاه هفت دقیقه‌ای را ساخته‌ام که در مرحله‌ی صداگذاری است، این اثر با تکنیک شن کار شده و جز کارهای دستی و سنتی است که کابوس های یک کودک را روایت می‌کند.

 

انیمیشن مسیر حرفه‌ای زند‌گیم را نقش زد

 

خبرگزاری فارس: خامنه: انیمیشن مسیر زندگی‌ام را عوض کرد

 

گیتی خامنه مجری برنامه‌های کودک ، برای کودکان آن روزها و این روزها چهره آشنایی است.کمتر کسی می‌تواند چهره مهربان ‌اش را هنگام اجرای برنامه از خاطر ببرد.او سال‌های متمادی با بچه‌ها و در دنیای آنان زندگی کرده است.هرچند دیگر در برنامه‌های خاص کودکان حضور ندارد،اما دلش همچنان برای کودکان می‌تپد.

 

چندی پیش نیز با اجرای برنامه‌ای که یادآور آن روزها بود خاطره‌ها را دوباره در یادها زنده کرد. وی در آستانه برگزاری هشتمین دوره جشنواره بین‌المللی پویا‌نمایی تهران یادداشتی به روابط عمومی و امور بین الملل کانون پرورش فکری کودکان و نو‌جوانان ارسال کرده است که در ادامه می‌خوانید:

 

اولین باری که همراه پدر همیشه مهربانم برای تماشای کارتون سینمایی پسر جنگل به سینما سینه‌موند رفتم را هرگز از یاد نمی‌برم.

 

این سینما که بعد‌ها به قیام تغییر نام داد خاص نمایش فیلم‌های کودک بود. پدر من که کارمند شرکت مخابرات بود بسیاری روزها پس از برگشتن از سر کار، استراحت کوتاهی می‌‌کرد و من را که تا 7 سال، تنها کودک خانواده بودم به پارک و گاهی سینمای خاص کودکان می‌برد. اوقات همراهی با پدر از همان زمان تاحال هنوز هم از خوش‌ترین لحظات زند‌گیم به شمار می‌رود.

 

بعد از تاریک شدن سالن تا چند لحظه هیچ تصوری از آن چه قرار بود در دنیای نگاهم شکل بگیرد نداشتم! سالنی تاریک همراه با زمزمه‌های مبهم اطرافیان و صدای آرام‌بخش پدر که از یک اتفاق ناب خبر می‌داد و... بعد از چند دقیقه به درازای عمر آرزوهای محال، یک‌باره خودم را در دنیای غریب و ناشناخته‌ای از جنس رویا دیدم! انگار که در آبشاری از رنگ و نور و ترانه غوطه می‌خوردم.احساس می‌کردم وزنم را از دست داده‌ام و در آسمانی بیکران به نرمی و آرامی پرواز می‌کنم.

 

در دنیای شگفت‌انگیزی که به آن سفر کرده بودم همه‌ی محال‌ها امکان‌پذیر بود! در این دنیا مرزی میان آرزوها و تحقق‌شان وجود نداشت! دنیایی سرشار از شکوه‌، خیال‌ها و آرزوهای بزرگ و زیبا که به سادگی‌ برآورده می‌شدند!

 

وقتی‌ از سالن سینما خارج شدم تا مدتی‌ منگ و متحیر بودم، حضور در دنیای واقعی متفاوت با آن‌چه روی پرده نقره‌ای دیده بودم ممکن به نظر نمی‌رسید و من سرخوش تر و هیجان زده‌تر از آن بودم که خواهان این هشیاری باشم.

 

به یاد دارم که هوا سرد بود، شاید یکی‌ از شب‌های اواخر پاییز یا اوایل زمستان. اشک در قاب چشمانم خانه کرده بود و من، یک دختر بچه چهار، پنج ساله نمی‌دانستم این اشک را سوز سرما مهمان چشم‌خانه‌ام کرده یا شادمانی آشنایی با پدیده‌ای خارق‌العاده! پدیده‌ای به نام انیمیشین که بعدها نقش تاثیر‌گذار و به غایت قدرتمندش بی‌ آنکه خودم بدانم مسیر کاری و حرفه‌ای زند‌گیم را نقش زد!

 

در حاشیه : مدتی است خانم خامنه همکار صبا در بخش طرح و برنامه شده اند

 


کاش بتوانم مثل اصغر فرهادی فیلمنامه بنویسم

 

انیمیشن 10 دقیقه‌ای «سر و ته» (Head Over Heels) هرچند در هشتاد و پنجمین دوره جوایز اسکار در بخش فیلم کوتاه انیمیشن رقبای جدی مثل «مرد کاغذی» دارد، اما ایده جذابش آن را به یکی از بخت‌های اصلی این جایزه بدل کرده که برنده آن امروز صبح به وقت ایران مشخص شده است.

 

 

به گزارش خبرآنلاین گفت‌وگو با تیموتی رکارت کارگردان این فیلم از طریق ایمیل انجام شد. او در این مصاحبه درمورد منبع الهام انیمیشن کوتاه خود و علایقش در سینما صحبت کرد.
رکارت در بخشی از این گفت‌و‌گو درباره آشنایی اش با سینمای ایران گفت: من هم مثل خیلی‌های دیگر سال 2011 با دیدن «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی شگفت‌زده شدم. این فیلم یکی از بهترین فیلمنامه‌های سینما را دارد. شخصیت‌ها بطور کامل پرداخت شده‌اند و طرح فیلم با مهارت بسیار ریخته شده و برای همین فیلم از همان ابتدا درگیرکننده است. «جدایی نادر از سیمین» برای من یک منبع الهام از نظر استانداردهای فیلمنامه‌نویسی است، و همیشه موقع کار کردن به آن فکر می‌کنم. کاش بتوانم مثل اصغر فرهادی فیلمنامه بنویسم. اگر روزی فیلمنامه‌ای بنویسم که از نظر کیفی 50 درصد این فیلم باشد، آن روز خوشحال خواهم بود.

 


 

یادداشت برداشت!

 

 

 

مدتها بود که تصمیم گرفته بودم هیچ یادداشتی از خودم به جا نگذارم! خوب واضحه که آدم لازم الخطاست! یعنی به هر حال رسم زندگی بر این بوده که هر کاری که بکنیم بالاخره یکی پیدا میشه که بخاطر همین کارت ازت دلخور میشه و کار میکشه به قهر تا روز قیامت ! تازه بیشتر میسوزی که این بیشتر از طرف دوستانی هم هست که با هم مدتهاست دکه دل و قلوه هم باز کرده ایم دیگه حساب اونایی که بیشتر همساده بودن و اس ام اس باز ایام اعیاد - به قولی دیدم که میگم. واسه همین کلا تصمیم گرفتم یکجورایی بالاخره واسه دل خودم یکچیزایی بنویسم که چون از نیتم هیشکی خبر نداره! خودم بهتره غافل نباشم و یکجورایی بنویسم که به کسی یا به چیزیکی ! برنخوره ! گرچه میدونم نمیشه و این یادداشت سر هیشکی را به باد نده سر نگارنده را که به خاک خواهد داد:-)

 

اما باشوخی یا بدون شوخی کلا وقایع پیرامون خودش کلی موضوع به آدم میده که میشه در باره اش حرف زد و به قول بزرگان عهد قدوم هرچی به هر چی ربط داره میگید نه! خوب خودتون بخونید:

 

اول - طهران یکهزار و پانصد بالاخره اکران شد و شکر خدا حسابی در حال فروش است و استقبال مردم هم خوب بوده - به کامنتی که در هفته پیش از مشهد تو همین وبلاگ است سری بزنید حساب دستتون میاد که سانسهای آخرشب سینماهای نمایش دهنده تا چند روز پیش فروش شده بودن و بلیط به سختی گیر می اومده . آقا ایول داره و دست مریزاد .انصافا هم تبلیغ خوبی شد و مطمئنا یکی از دلایل فروش خوب فیلم همین تبلیغ مناسب بوده حالا جو سازی برای پخش شدن و نشدن تصویر مهران مدیری که بعنوان شاخ شمشاد فیلم در مرکز پوسترهای بی ریخت فیلم جا خوش کرده - کلا کنجکاوی ملتو رو بیشتر میکرد ایجاد کرد گرچه مثل خیلی چیزها معلوم . فکر نمیکنم به این زودی رقیبی برای این فروش میلیاردی بوجود بیاد تازه اگر هم بیاد که نور علی نور است - چی بهتر از این که بالاخره طلسمی بشکنه و بالاخره انیمیشن این مملکت بتونه رو ژای خودش بایسته . به هر حال وقتی دنیای انیمیشن هم چیزی بنام اکران داشته باشه اصلا یک دنیای دیگهاست .ما که ذوق کردیم شما را نمیدونیم !

 

 

 

دوم - سوال و جواب

 

سلام خسته نباشید

 

سوال تکراری دارم که از بسیاری شنیدید ، برای شروع یادگیری نقاشی متحرک از کجا شروع کنم آیا دوره خاصی در تهران را پیشنهاد می کنید یا شرکت شما در زمینه آموزش انیمیشن هم فعال هست؟

 

مرسی بابت راهنمایی - شروین

 

جواب:

 

سلام دوست عزیز
شروع یادگیری از خود آدم شروع میشه ! بدون شرکت کردن در هیچ دوره ای ! مثل یادگیری فوتبال است! تو حیاط خونه تو خیابون و حیاط مدرسه ! یادبگیرید که چطوری با یک توپ پلاستیکی رو پایی برنید! انیمیشنهم نیاز به این دوره داره بعد وقتی شور و علاقه شما از گفتار به عمل رسید یعنی شروع کردید به یادگیری از تجربه های خودتون اونوقت برای تکمیل اطلاعات رفتن به مراکزی که آموزش میدن مفید واقع میشه .من ندیدم کسی با رفتن به یک موسسه آموزشی انیماتور بشه مگه اینکه قبلش کار کرده باشه . نمیدونم منظورم را تونستم انتقال بدم!؟
شرکت ما تولید انیمشن میکنه و در زمینه آموزش فعالیت نمیکنه
موفق باشید
سوم - انتخابات
الآن دیگه برای هر صنفی معلوم نشده باشه برای صنف محترم انیمیشن کاملا واضح است که سرنوشت انیمیشن مملکت مثل بند ناف! بسته شده به نتایج انتخابات! کلا این شرایط بی پولی و نامعلوم بودن یکجورایی تحت تاثیر انتخابات معلق اندر معلق شده است . و هر وقت صحبت از زمان سر و سامان گرفتن میشه مسئولین بالا و ژایین با تکان دادن سر شمارا به بعد از انتخابات والبته باز هم کمی دورت بعد از تابستان حواله میدهند. حالا تو این بد روزگاری ازقضا دوستان جدید و قدیم فارغ التحصیل انیمیشن دو بعدی و سه بعدی و چند بعدی هر یک بنا بر خوش سلیقگی و یا بد سلیقگی دارن کاندیدهای مربوطه را انتخاب و به شکلی کاملا انیمیشنی وارد حوزه تبلیغاتی آنها میشوند! خوب تعجب نداره چون فقط تو دنیای انیمیشن میشه وعده ها و سیاستهای این کاندیداهای محترم شهری و کشوری را به تصویر کشید .میگید نه! صبر کنید فیلمهاش داره ساخته میشم اونم از نوع چجورش !

 

   + سید علیرضا گلپایگانی - ۸:٥۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٢