انیمیشن از نگاه گلپایگانی


نگاه علیرضا گلپایگانی به انیمیشن ایران و جهان

روز پايان نامه اصغر صفار خوزانی

قبلا مطلب مفصلی نوشته بودم که روی يک سهل انگاری همش پاک شد....

خوب حالا يه جور ديگه می نويسم :

ـ کار شيک و شسته رفته ای بود..کار صفار رو می گم...گرافيک چشمگير و فضای کنتراست دارش آدم را جذب می کرد.

ـ رو موسيقی چند بار با هم حرف زديم..از اين موسيقی اينگما خوشش می اومد..تو چهرهاش می خوندم که به خودش می گفت هر چی دوست دارين بگين من اين موسيقی رو دوست دارم..حالا که چی...

- ظرفی که گز اصفهان توش گذاشته بودند رو ميز به آدم چشمک ميزد.اما يک پلاستيک محکم روش کيده بودند که يعنی اول نمره بعد شيرينی گز اصفهون :)

- فضای صميمی با حضور خانواده اصغر صفار بسيار به ياد ماندنی بود.من که مدتها بود که اين صميميت رو گم کرده بودم...حرفهای دلسوزانه پدرانه...خوب بود ..خيلی خوب...

ـ ابداع ابراز نظر توسط حضار از اون کارهای غيره منتظره بود که صفار بانی آن شد...حالا چرا هيچکس چيزی نگفت شايد اونها هم مثل من غافلگير شده بودند لابد!

- برای پايان فيلم..حرف زياد زده بوديم..اما آرامش صفار (‌که گويی روی صورتش حک شده..اصلا تا حالا او را عصبانی ديديده ايد؟ ) نشان از رضايت شخصی اش از اين پايان بود.خوش بحالش آخه من اغلی هيچوقت از پايان کارهايم راضی نمی شوم...

بـ بازم آفرين به بچه های ورودی ۸۲ و حضورشون تو پايان نامه ها چه دلگرم کننده است.

   + سید علیرضا گلپایگانی - ۸:۳٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٢