انیمیشن از نگاه گلپایگانی


نگاه علیرضا گلپایگانی به انیمیشن ایران و جهان

هفته چهارم بهمن 91

 

علیرضا گلپایگانی:

انیمیشن دنیای پر سودی که از آن غافلیم


از کودکی به انیمیشن علاقه داشت، هنگامی که به آن کارتون می گفت.به قول خودش وقتی نوجوان بود نخستین انیمیشن خود را با دوربین فیلمبردای هشت میلیمتری قرضی ساخت و با اصرار دست مادرش را که در آشپزخانه بود گرفت تا آن را ببیند.«نقاشی و طراحی در خیلی از مقاطع زندگی جان من را نجات داد و با دوستان خوبی آشنایم کرد.»

«سید علیرضا گلپایگانی» در شب یلدای سال 1339 در اهواز به دنیا آمد.با آنکه در رشته تجربی درس خوانده بود اما به خاطر انیمیشن وارد دانشگاه هنر شد.در آن سالها هم همچون امروز لیسانس انیمیشن وجود نداشت و او مجبور شد کارگردانی سینما را در سال 1363 در دانشگاه هنر آغاز کند.اما دست از علاقه اش برنداشت، و همزمان با تاسیس یک کارگاه تخصصی انیمیشن بنام " کارگاه آزاد انیمیشن " در سال 1365 سعی کرد انیمیشن را بصورت  حرفه ای تری بیاموزد و آموزش نیز بدهد ،پایان نامه اش یک فیلم انیمیشن بود که استادانش را راضی نکرد و نمره 5/16 نصیبش شد. آنها در پاسخ به او گفتند:«ما به تو انیمیشن یاد ندادیم که از تو انیمیشن بخواهیم.» در سال 1371 جزء نخستین ورودی های کارشناسی ارشد انیمشن پس از انقلاب فرهنگی بود که وارد دانشگاه هنر شد و پس از فارغ التحصیلی برای راه اندازی دوره کارشناسی ارشد انیمیشن به دانشگاه تربیت مدرس رفت و چهار سال در این دانشگاه ماند. در حال حاضر هم دانشجوی دکترای پژوهش هنر در دانشگاه اصفهان است و روی تز انیمیشن ملی کارمی کند.

اما گلپایگانی به غیر از داشتن تحصیلات آکادمیک در انیمیشن، در این صنعت-هنر فعال است.او این روزها یک شرکت انیمیشن دارد و کارهای خوبی مانند «پهلوانان»، «شجاعان»، «آقای مهربان» از محصولات او و همکارانش است.گلپایگانی همچنین وبلاگی به نشانی www.golpaart.persianblog.ir دارد که نظراتش را درباره انیمیشن در آن منتشر می کند.

با این هنرمند گفتگویی درباره حال و هوای انیمیشن در ایران داشتیم که در پی می آید:

*شما سالها مدیر گروه انیمیشن در دانشگاه هنر بودید ، از آن دوران می گویید؟

من چهار سال عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس بودم و بعد از آن در سال 1378 به دانشگاه هنر برگشتم.چیزی حدود 12 سال هم مدیر گروه انیمیشن این دانشگاه بودم.در این مدت فکر می کنم مدیریت متفاوتی داشتم چنانچه نخستین نشریه دانشگاهی انیمیشن به نام سیمیا به کمک همکارم استاد سارا خلیلی در دوران من راه اندازی شد و همچنین در این مدت از انیماتورهای تجربی که لزوما تحصیلات آکادمیک نداشتند برای تدریس کمک گرفتم.هرچند که مورد مخالفت سیستم دانشگاهی بود اما انیمیشن هم مانند همه هنرهای دیگر بیشتر تجربی است و دانشگاه هنر یکی از بهترین دانشگاه ها برای این رشته است چرا که در حال حاضر بیش از 30 یا 40 درصد جوایز انیمیشن های جشنواره های تخصصی محصول دانشجوها یا فارغ التحصیلان دانشگاه ماست.

خودتان هم جزء دانشجویان فعال در حوزه انیمیشن بودید.از آن کارگاه انیمیشنی که در دانشگاه هنر تاسیس کردید ، بگویید.

 من در اوایل دهه شصت رفتم کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و خوب موقعیتی به من داده نشد و تحویلم نگرفتن.حتی توانایی من را در زمینه انیمیشن مورد آزمایش قرار ندادند و من تصمیم گرفتم خودم کاری بکنم.در آن زمان خوب شرایطی نبود که کسی به کسی چیزی یاد بدهد.ضمن آنکه هرکسی که چیزی بلد بود لزوما نمی توانست دانسته هایش را آموزش هم بدهد.سال 1364 بود که به اتفاق همسرم خانم افسانه سلیمانی که در اون زمان هر دو دانشجو بودیم،‌ "کارگاه آزاد انیمیشن" را در دانشکده سینمای دانشگاه هنر راه اندازی کردیم و چون ما زن و شوهر بودیم این اجازه داده شد که دختران و پسران دانشجو در آن کارگاه فعالیت کنند.افراد زیادی در آن کارگاه فعالیت می کردند مثل خانم گیتی خامنه ای که زبان آلمانی می خواند ولی تغییر رشته داد به سینما و حتی در بخش هایی از پایان نامه اش هم از انیمیشن استفاده کرد.آقای کیارستمی وقتی جلسه دفاع خانم خامنه ای تمام شد،‌گفتند که باید اسامی کسانی که انیمیشن کار ایشان را انجام داده اند را یادداشت کند چرا که این افراد در آینده آدمهای مشهوری در این حوزه خواهند شد.به هرحال  در آن زمان ما 6 یا 7 فیلم انیمیشن ساخته شد. ولی کار خیلی سخت بود.کامپیوتری در کار نبود و ما مثل نسل قبلی باید برای دیدن تست ها نگاتیوها را در داروی ظهور عکاسی می گذاشتیم.کتابی برای آموزش نبود و هرچه بود خود جوشی و خودآموزی دانشجویانی بود که در این کارگاه فعالیت می کردند.

ولی اهمیت کارگاه آزاد انیمیشن آنقدر بود که عباس کیارستمی آن را می شناخت.

بله.سال 1368 عباس کیارستمی مامور شده بودن تا برای بخش جنبی جشنواره انیمیشن انسی  که یکی از معتبرترین جشنواره های انیمیشن دنیاست، بخشی را برای معرفی  انیمیشن  امروزایران راه بیندازند.در آن دوران فقط دو مرکز انیمیشن کار می کردند که یکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود و دیگری کارگاه ما.کاتالوگش را نیز آقای نورالدین زرین کلک طراحی کردند و این اتفاق برای ما خیلی خوشایند بود.به هر حال به نظر من کارگاه آزاد انیمیشن جزئی از تاریخ انیمیشن در ایران است در حالی که در کتاب تاریخ انیمیشن ایران که چاپ شده به آن بی توجهی شده است.هر اتفاقی که در زمینه تخصصی انیمیشن رخ داده بخشی از جریانی است که در این رشته رخ داده و باید ثبت شود.

از کسانی که در آن کارگاه بودند،‌کسی هنوز هم انیمیشن را دنبال می کند؟

خیلی ها از ایران رفتند مثل آقای مظفر شیدایی که در کانادا همچنان انیمیشن کار می کند.آقای ایزدخواه که در اسپانیا هستند .اما آقای امیر محمد دهستانی یکی از اعضای فعال کارگاه ازاد انیمیشن بودند که الآن یکی از اساتید انیمیشن و یکی از کارگردانهای خوب و پرکار در عرصه انیمیشن ایران هستند و  آقای مهرداد شیخان همچنان در حوزه انیمیشن فعال هستند و کسی مثل آقای پوردیلمی هم که یکی از بهترین فیلمهای آوانگارد و تجربی به معنای نوآوری را در کارگاه انیمیشن ساختند الان طراح و دکوراتور هستند.

شما نخستین فیلمهایی که ساختید چه بودند؟

نخستین فیلم حرفه ای   که ساختم فیلم کوتاه هشت میلیمتری بود  با تکنیک پیکسلیشن ( متحرکسازی آدمها ) با نام " مرد و گل "  که بدون صدا در جشنواره سینمای کوتاه سال 62 پخش شد .فیلم بعدی من  «مردی با دوربین فیلمبرداری» نام داشت  که یک کار 16 میلی متری روی کاغذ بود که اتفاقا همنام یکی از فیلمهای  معروف مستند خارجی بود و همه فکر کردند من از آن فیلم کپی برداری کرده ام در حالی که اصلا اینطور نبود و من آن فیلم را ندیده بودم البته بعدها که تاریخ سینما خواندم با آن فیلم آشنا شدم ولی در آن زمان نمی دانستم و چون داستان فیلمم درباره مردی بود که یک دوربین فیلمبرداری داشت این اسم را برایش انتخاب کردم.بعد از آن فیلمهای «لطفا دست نزنید» و ...

کار عروسکی نکردید؟

عروسک در آن زمان خیلی گران بود هر عروسک 10 هزار تومان بود در حالی که حقوق من ماهی دو هزار تومان بود.یادم میاد در سال 1366 برای اینکه بتوانیم سه تا عروسک بخریم یک کنسرت دانشجویی سه تار  توسط دانشجوها برگزار کردیم که حتی استاد ذوالفنون هم آمدند تا کار ما را ببینند.دهه 60 دوران سختی بود.قضیه بین مرگ و زندگی بود نه بحث داشتن و نداشتن.من اولین کار 35 میلیمتری که انجام دادم در واقع تیترا‍ژ یک فیلم سینمایی بود که همزمان تهران موشکباران بود.هر وقت موشک می زدند ما از پنجره نگاه می کردیم ببینیم نزدیک خانه ما خورده یا نه.اگر نزدیک خانه ما بود کار را رها می کردیم تا به زن و بچه مان سر بزنیم وگرنه ادامه می دادیم در آن زمان که مثل امروز وسایل ارتباطی مثل تلفن همراه نبود.کار کردن در آن دوران مثل یک زندگی سورئالیستی بود،همزمان با حمله  موشکی دشمن ما داشتیم کار هنری می کردیم. من دوران مرگ و تولد دوباره  انیمیشن ایران را دیدم و باید بگویم که الان شرایط تولید  انیمیشن خیلی بهتر از گذشته است..هرچند خیلی ها ناراضی هستند و این بد نیست  این بیشتر به خاطر بالارفتن سطح انتظارات است.

پس به نظرتان انیمیشن ایران در  جایگاه خوبی قرار دارد؟

بله.حداقل درمنطقه که همین طور است.همچنین ما در ایران استعدادهای زیادی داریم که باید پرورش داده شوند و امکانات در اختیارشان قرار گیرد.برای نمونه آقای رسول آزادانی یکی از لی اوت من های کمپانی والت دیزنی است کسی که در ساخت فیلم علاء الدین همکاری داشت و از سوی این کمپانی مامور شده بود تا به کشورهای ایران، اردن و عراق سفر کند تا تصاویر زمینه این انیمیشن کاملا حال و هوای شرقی داشته باشند.همانطور که می دانید کمپانی دیزنی بزرگترین کمپانی انیمیشن در دنیاست و دستمزد لی اوت من در آن از دستمزد کارگردان هم بالاتر است.

با توجه به تجربه ای که در کارگاه انیمیشن داشتید، چطور وارد بازار کار شدید؟

همزمان با دوران تحصیلم وارد کار تبلیغات هم شدم.تا سال 1368 هیچ تبلیغاتی در تلویزیون و سینما وجود نداشت و شاید من  و دوستانم جزء نخستین کسانی بودیم که تبلیغات انیمیشن را بعد از مجاز شدن با کامپیوتر را در سالهای 69 و 70 شروع کردیم.ما باید خودمان بازاریابی می کردیم ،‌قرارداد می آوردیم و از پولی که می آمد دستمزد ما را می دادند و ما هم از آنجا که بنیه مالی نداشتیم تا کامپیوتر بخریم و چون برای اجرای این تیزرهای تبلیغاتی نیاز به متخصص کامپیوتر بود باید کار گروهی انجام میگرفت، نمی توانستیم خودمان به تنها از عهده اجرای آن بربیاییم.در حقیقت تبلیغات بود که انیمشین ایران را با تجهیزات مدرن آشنا کرد.اما کار با کامپیوتر در آن روزها خیلی سخت بود.کامپیوترهای آن دوران خروجی گرافیک نداشت و هیچ کس از کامپیوتر چیزی نمی دانست و ما از طریق Help ‌ و  Manual  هایی که وجود داشت یاد می گرفتیم.یادم میاد که یک کارت گرافیک برا گرفتن خروجی از  کامپیوتر از فرانسه خریده بودیم و روزی یک ساعت با فرانسه تلفنی حرف می زدیم که چطور آن را نصب کنیم یا مثلا هر یک مگ رم( حافظه ) 17 هزار تومان بود.بعضی از نرم افزارها فقط به اندازه یک دیسکت یعنی یک مگ اطلاعات داشتند.ما هم مثل خیلی از هنرمندان دیگر که در بعدازظهر و شب بهتر می توانند کار کنند،‌ تا ساعت 3 و 4 صبح کار می کردیم و خانواده هایمان سر و صداشون در میومد که این دیگه چه جور کاری است که شما دارید!.یادم می آید روزهایی همسرم زنگ زد  و گفت که بچه شیرخشک ندارد و من پولی نداشتم تا شیرخشک بخرم.مثل صحنه های دراماتیک می ماند.هیچ وقت یادم نمی رود یک بار ساعت حدود 4 صبح بود که از شرکت در خیابان فاطمی بیرون آمدم.باران می آمد و من پول نداشتم که سوار تاکسی شوم و پیاده تا خانه رفتم.اما حالا ماشین و خانه ام را خریده ام و یک شرکت دارم که هرچند اجاره ای است اما من را تا حد زیادی به خواسته هایم رسانده.هرچند نمی گویم که انیمیشن مرا پولدار کرد اما راهی بود برای زندگی کردن من و من به غیر از آن هیچ راه دیگری را دوست نداشتم انتخاب کنم .

از تجربه تان در تبلیغات بگویید.

در عرصه تبلیغات اتفاقات و تجربیات خوبی برای من افتاد.من چیزهای جدیدی در حوزه تبلیغات و انیمیشن یاد گرفتم.در سالهای اولیه ورود تبلیغات به تلویزیون در بعد از انقلاب ( اواخر دهه شصت )، کتابچه قطوری وجود داشت که محدودیت های تبلیغات را نشان می داد.اینکه حضور زنان و بچه ها در تبلیغات چطور باشد و یا اینکه اجازه پخش هر وسیله تجمل گرا مانند پیانو یا شومینه در تبلیغات تلویزیونی وجود نداشت.به همین دلیل بود که شرکتهای تبلیغاتی به سوی انیمیشن گرایش پیدا کردند چون  انیمیشن به خاطر مجازی بودن و فانتزی بودنش  مشکلات کمتری برای پخش داشت و البته جذاب تر بود و خوب بخاطر کوتاه بودنش عوامل تولید آن  زودتر به پول می رسیدند.من مدتی هم مشاور تبلیغاتی موسسه کاله بودم.در حقیقت آقای ابراهیم حقیقی سرپرست بخش تبلیغات و من مجری بخش فیلمهای تبلیغاتی آن شرکت بودم و در آنجا با مدل جدیدی از تبلیغات آشنا شدیم و آن این بودکه از نزدیک با تاثیر تبلیغات در میزان فروش آشنا شدیم و متوجه شدیم که تلویزیون به دلیل فراگیر بودن چه تاثیری بر مردم دارد.حالا من به خوبی می دانم برای اینکه یک کار فروش خوبی داشته باشد باید تبلیغات خوبی داشته باشد.برای نمونه در انیمیشن، هزینه ساخت «کونگ فو پاندا» 320 میلیون دلار و هزینه تبلیغات آن 200 میلیون دلار بود که حدود یک میلیارد دلار هم فروش کرد.اما کار من تهیه کنندگی و کارگردانی است و تجارت نیست و این کار را افراد متخصص باید انجام دهند و برای تبلیغات هم به روابط و اعتمادسازی نیاز است.به نظر من انیمیشن یک کالای صنعت-هنر سودآوری است که تمام دنیا سالهاست از آن استفاده میکنند.

 

به نظر شما بزرگترین مشکل امروز انیمیشن ایران چیست؟

به نظر من بزرگترین معضل انیمیشن ایران درآمد حاصل از نفت است! پول نفت باعث می شود که در کشور احساس نیاز برای درآمدزایی نشود. در واقع کارفرماهای اصلی انیمیشن ایران  از تولید کنندگان آن سود نمی خواهد.حتی به نظر می رسد در زمینه انیمیشن جدیتی برای جذب  مخاطب بیشتر نیز وجود ندارد.فیلمهای انیمیشن و زنده ای  که با سرمایه  فروش نفت تولید شده اند و از تلویزیون ایران پخش می شوند به خیلی از کشورهایی که خواهان آن هستند بجای فروش هدیه می شوند.دولتی بودن انیمشین ایران بزرگترین معضل آن است.اگر شبکه های تلویزیونی مستقل وجود داشت و تولید کنندگان مالک اثر بودند برایش بازاریابی می کردند و میتوانستند حداقل به کشورهای همسایه مثل ترکیه، عربستان، قطر و کشورهای حاشیه خلیج فارس و حتی کشورهای اروپای شرقی کارهایشان را بفروشند. در حال حاضر بزرگترین تولید کننده انیمیشن بصورت انبوه در سطح منطقه جمهوری اسلامی ایران است هرچند که امارات به تازگی کارهایی را شروع کرده و ترکیه نیز انیماتورهای ایرانی را برای ساخت انیمیشن های خودش استخدام می کند.دنیای انیمیشن بسیار پر سود است به طوری که ژاپن بیش از درآمد نفت ایران از فروش انیمیشن درآمد دارد. شاید اغراق باشد اما معتقد هستم کار هنری که از نظر اقتصادی روی پای خودش نباشد  پایدار نمی ماند.

تولیدات انیمیشن در سازمان صدا و سیما را چطور شروع کردید ؟

سازمان صدا و سیما جریان مستقلی است که قوانینش هم مال خودش است.اوایل دهه 70 من و همسرم به واحد انیمیشن گروه کودک و نوجوان در شبکه یک رفتیم.اما بعد از مدتی کارمندان آنجا نامه ای نوشتند که این دو مزاحم تولید ما هستند و در نهایت ما را بیرون کردند.بعدها فهمیدیم که من و همسرم دو نفری ماهی 5 دقیقه انیمیشن تولید می کردیم در حالی که کارمندان آنجا سالی یک دقیقه انیمیشن تولید می کردند.البته حق هم داشتند چون هیچ پول اضافه تری برای تولید بیشتر نمی گرفتند.بعد از آن بعد از افتتاح مرکز صبا به صورت شرکت خصوصی برای صبا تولید کردیم.

نظرتان درباره مرکز پویانمایی صبا چیست؟

مرکز صبا در ابتدای راه اندازی شروع به استخدام نیروهای ثابت زیادی کرد که بعد از مدتی برای تامین حقوق آنها با مشکل روبرو شد چنانچه محصولاتی که آنها تولید میکردند خیلی گران تر در می آمد .بعد از مدتی صبا اجازه داد تولیدات خارج از صبا هم ساخته شود و ما مجموعه میان پرده «آقای المپیک» را ساختیم که در 20 قسمت اول به همین نام بود و در قسمت های بعدی به دلیل اضافه شدن یک شخصیت دیگر به آن به عنوان «زبر و زرنگ» ادامه داده شد.در مجموع یکصد قسمت یک دقیقه ای تولید شد.این مجموعه تنها مجموعه در سالهای اخیر است که به شبکه خارجی (دوبی اسپرت) فروخته شد.

تولیدات جشنواره ای وکوتاه انیمیشن خوب است ولی باعث گسترش انیمیشن نمی شود ،کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سالهاست که به تهیه فیلمهای ارزشمند کوتاه جشنواره ای مشغول است  از همان ابتدا ی تاسیس هم  قرار نبود انیمیشن را در کل کشور توسعه دهد.کانون فقط قرار بود به تعدادی هنرمند اجازه دهد که انیمیشن بسازند.

 ولی مرکز صبا توانست باعث تولید انبوه شود و این  خودش باعث گسترش انیمیشن در ایران گردید .

 

درباره انیمشن ملی که موضوع پایان نامه شما در مقطع دکتراست، بیشتر توضیح می دهید؟

به نظر من انیمیشن ملی انیمیشنی است که صادر شود درست مانند فرش.فرش هم یک هنر ملی است اما از آنجا که صادر شده مردم جهان آن را می شناسند.در حقیقت با فرهنگ، هنر و هویت ما ایرانی ها از طریق فرشمان آشنا هستند.هرچند زبان انیمیشن وارداتی است اما هنرمندان ما می توانند مانند سینمایمان آن را بومی و اندیشه، فرهنگ و هویت شرقی را در آن جاری کنند.

انیمشن در ایران عمر کوتاهی دارد درست است؟

حضور انیمیشن در ایران به بیش از 50 سال پیش باز می گردد، زنده یاد اسفندیار احمدیه را شاید بتوانیم پدربزرگ انیمیشن ایران بدانیم وقتی که استاد زرین کلک را پدر انیمیشن می نامیم.زمانی که در دانشگاه تربیت مدرس بودم به اصرار من یکی از پایان نامه ها درباره استاد احمدیه بود.زنده یاد احمدیه مانند خیلی از هنرمندان دیگر خودآموز بود و به سبک کلاسیک کار می کرد.او از روی فیلمهایی که می دید، طراحی می کرد.در آن زمان نه مدرسی برای انیمیشن بود و نه کسی درباره آن چیزی می دانست بنابراین تقلید تنها راه بود.هرچند در آموزش هنر تقلید یکی از ویژگیهای یادگیری است و اصلا به معنای کپی کردن نیست.در همه رشته های هنری همچون موسیقی، آواز ، مجسمه سازی هم همین طور است.برخلاف دانشجویان امروز که دوست ندارند از کار استادانشان تقلید کنند اما باید بدانند که تقلید در ابتدای یادگیری هنر لازم است و وقتی از کاری لذت بردی و آن را درک کردی می توانی در آن رشد کنی.بنابراین می توان گفت که انیمیشن ایران حدود نیم قرن عمر دارد و در این مدت رشد خوبی داشته است.

نظرتان درباره جشنواره های پویانمایی چیست؟

جشنواره ها فرصت بزرگ و ارزشمندی است برای گردهمایی و آشنا شدن عوامل تولید انیمیشن با کار یکدیگر.اما اگر بخواهیم فضای موجود انیمیشن ایران را بررسی کنیم باید بگویم که با اینکه در این سالها کانون تنها مرکزی بوده که انیمیشن هنری را در ایران پایدار نگه داشته است  اما  کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مرکز مناسبی برای برگزاری جشنواره پویانمایی نیست چرا که 90 درصد فیلمهایی که در آن شرکت می کنند برای بزرگسالان است و این در حالی است که مرکز فعالیتهای  کانون کودکان و نوجوانان هستند .شاید  بهتر بود موسسه ای مثل جشنواره فیلم فجر این جشنواره را برگزار می کرد. اما به مدد جناب اقای کریمی صارمی که  مدیریت همه دروه های جشنواره پویانمایی را بعهده داشته اند جشنواره پویانمایی تهران به برگترین واقعه انیمیشن ایران تبدیل شده و آرزو میکنم هر دوره از دوره های قبلیش پربارتر و باشکوهتر برگزار شود .

به نظر شما انیمیشن باید چطور باشد تا مخاطب را جذب کند؟

به نظر من 85 درصد انیمیشن باید سرگرمی باشد و 15 درصدش پیام.در حالی که در حال حاضر این چیزی که ما  و همکارانمان تولید میکنیم برعکس است! برای همین است که انیمیشن های ایران  به نظر کند هستند و مدام در حال حرف زدن و مقدار زیادی ملال آور، اما باید دانست که سرگرمی فقط تفنن نیست.آموزش می تواند همراه با سرگرمی باشد تا بچه ها را جذب کند.برای نمونه شما وقتی فیلم بسیار جذاب «باور نکردنی ها» را می بینید اصلا نمی توانید حدس بزنید که این یک فیلم مذهبی و اخلاق گرا است که درباره خانواده و صفات خوب و بد انسان همچون حسادت صحبت می کند و یا آیه های انجیل در قالب کلام شخصیت ها بیان می شود.

یکی از کارهایی که شما در انیمشین هایتان کرده اید، معرفی قهرمانان ملی همچون پوریای ولی است که می تواند به کودکان و نوجوانان ما در شناخت تاریخ و هویتشان کمک کند.

بله برای نمونه مجموعه «پهلوانان» که درباره پوریای ولی است.ما فقط یک داستان از پوریای ولی می دانستیم ولی آقای زرین ابادی نویسنده و کارگردان این مجموعه به اتفاق همکارانشان برای این  مجموعه 52 داستان مختلف نوشته اند. ما با این کار خواستیم یکی از قهرمانان ایرانی را به کودکان و نوجوانانمان معرفی کنیم.اگر تبلیغات همراه این کار می شد مثلا تی شرت ها، عروسک ها و لیوان های پوریای ولی ساخته می شد بی شک این قهرمان بین جوانان کاملا شناخته می شد.در حال حاضر هم فصل سوم «پهلوانان» در حال تولید است.«پهلوانان» کار سختی بود.چون من در دانشگاه تدریس می کردم دلم می خواست همه استانداردهای انیمیشن در این مجموعه رعایت شود به همین دلیل اصلا به سود  توجه ای نکردیم چون قیمت کار ما با یک کار دیگر که بی کیفیت تر بود یکی بود و هیچ ارزیابی و درجه بندی برای قیمت کارها وجود نداشت.همچنین بعد از این مجموعه ، مجموعه «شجاعان» را ساختیم که درباره قهرمانان هوانیروز بود.برای ساخت این مجموعه همه خاطرات قهرمانان و شهدای هوانیروز را خواندیم.ادامه این مجموعه هم در حال ساخت است.

درباره انیمیشن «آقای مهربان» نیز توضیح می دهید؟

همزمان با کار «شجاعان» فیلمنامه ای به ما پیشنهاد شد که درباره داستان ضامن آهو بود ولی این بار دوربین از زاویه دید بچه آهو  داستان را روایت میکرد و از آنجایی که من همیشه دوست دارم که روزی تولیدات انیمیشن هم روی پرده سینماها اکران شود و یا به صورت سی دی فروخته شود، قبول کردم که خودمان را محک بزنیم که بدانیم آیا توانایی ساخت چنین کارهایی را داریم یا نه.ساخت این انیمیشن  به همراه اقای بهنام دلداده  بعنوان کارگردان مشترک 18 ماه طول کشید و نتیجه کار  با توجه به شرایط وهزینه از نظر من خیلی خوب شد.در جشنواره کودک امسال جایزه ویژه هیات داوران را گرفت و از آن مهمتر بچه هایی که برای دیدن آن آمده بودند 78 دقیقه سرجایشان نشستند وفیلم راتماشا کردند و این برایم خیلی ارزش بیشتری داشت. در جشنواره فیلم انیمیشن رضوی در گرگان هم امسال جایزه بهترین فیلم را گرفت.

و حرف آخر؟

به عقیده من تولید فیلم های اکران و یا تولید فیلمهایی برای پخش در شبکه فیلم خانگی می تواند نقش موثری در رشد انیمیشن هنری و انبوه داشته باشد.همچنین تلویزیون باید تولیدات انیمیشن را درجه بندی کند.فلیم های فستیوالی و تلویزیونی نباید با هم مقایسه شوند.انیمیشن در هر شکلی باید سرگرم کننده باشد. سیاست ها باید به گونه ای باشد که با کمک های مالی دولت، شرکت های خصوصی بتوانند بعد از مدتی به استقلال برسند و تولیدات متفاوتی داشته باشند.همچنین باید مراکز آموزشی قوی در بخش خصوصی تاسیس شود که ساخت انیمیشن را به علاقمندان یاد بدهد.ما هنوز در مقطع لیسانس رشته انیمیشن نداریم و درمقطع کارشناسی ارشد چطور می توان انتظار داشت که در سه ترم کسی بتواند همه فوت و فن های انیمیشن را یاد بگیرد؟آنچه دانشجویان در مقطع کارشناسی ارشد از انیمشن یاد میگیرند هنر انیمیشن است که به تنهایی به ارتقای صنعت انیمیشن کمک نمی کند.صنعت انیمیشن را شرکتهای خصوصی باید توسعه دهند.

ما علم و ابزار کافی برای رسیدن به یک انیمیشن ملی را داریم که با توجه به متخصصین و فرهنگ غنی کشورمان میتوانیم با سرمایه گذاری مطمئن به یک صادر کننده محصولات فرهنگی در منظقه تبدیل بشویم.آن روز دور نیست اگر ...

مصاحبه از : سایت خانه انیمیشن -مرجان حاجی رحیمی

منبع: انیمیشن-دنیای-پرسودی-که-از-آن-غافلیم/http://animation.ir/post/205

رشد چشمگیر تکنیک انیمیشن در ایران 
عضو هیأت انتخاب جشنواره پویانمایی تهران تأکید کرد: در بحث تکنیک رشد چشمگیری داشته‌ایم و حتی به کارهای خارجی نزدیک شده‌ایم، اما در مواردی چون فیلمنامه و پرداخت قصه چیز مثبتی برای عرضه نداریم.

امیر سحرخیز کارگردان انیمیشن که در هشتمین دوره جشنواره پویانمایی تهران یکی از اعضای هیات انتخاب بوده است در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: شاید فقط روی یکی دو فیلم بحث جزیی بین اعضای هیات انتخاب شکل گرفت و نظرات بسیار به هم نزدیک بود. این خود آثار بودند که به صورت قطعی مشخص می‌کردند قابلیت راهیابی به بخش مسابقه را دارند یا خیر.

فیلمنامه‌های خوب و گرافیک ضعیف

وی مواردی چون گرافیک، فیلمنامه، کارگردانی و انیمیت را جزو ملاک‌ها و معیارهای اساسی انتخاب آثار ذکر کرد و افزود: اگر در فریم اول هر اثری گرافیک خاص و ویژه‌ای می‌دیدیم و جذبمان می‌کرد در ادامه به موارد دیگری چون دکوپاژ و انیمیت آن توجه می‌کردیم. گاهی برخی فیلم‌ها با اینکه فیلمنامه خوبی داشتند،اما به دلیل ضعف گرافیک نمره کمتری می‌گرفتند. پس از شاخصه‌ها و پارامترهای اولیه به مباحث دیگری مثل صدا و موسیقی هم توجه ویژه‌ای کردیم که در امتیازات نهایی فیلم‌ها موثر بود. متاسفانه خیلی از کارها گرافیک‌های مشابه داشتند و به نظر می‌رسید از فیلم خاصی تقلید کرده‌اند.

کارگردان "آلامد" به افت آثار این دوره جشنواره نسبت به سال‌های گذشته اشاره کرد و یادآور شد: این مطلب را در مقام قضاوت نمی‌گویم، ولی انتظار ما از فیلمسازان خوب دوره‌های قبلی برآورده نشد. این اتفاق حتی در بخش دانشجویی هم رخ داد و به جز چند کار خوب شاهد اثر شاخصی نبودیم.

کارگردانی، دکوپاژ و ریتم معضلات پویانمایی

سحرخیز درباره وضعیت فعلی انیمیشن ایران نیز توضیح داد: در بحث تکنیک رشد چشمگیری داشته‌ایم و حتی به کارهای خارجی نزدیک شده‌ایم، اما در مواردی چون فیلمنامه و پرداخت قصه چیز مثبتی برای عرضه نداریم. مقوله‌های کارگردانی، دکوپاژ و ریتم از معضلات اصلی آثار پویانمایی ماست. مسئله مهم‌تر همان شباهت آزاردهنده گرافیک آثار به یکدیگر است، به طوری که گاهی تشخیص اینکه این فیلم را چه کسی ساخته دشوار می‌شود.

کارگردان "چت ایرونی" تصریح کرد: این خوب است که ما انیمیشن بومی و با جغرافیای خودمان کار کنیم، اما افراط در این قضیه شکل طنز به خود می‌گیرد. مثلاً یک باره می‌بینیم که 80 درصد کارها وارد فضای روستایی می‌شوند! ولی واقعا چندتای آن در یاد می‌مانند؟

گاهی سکوت هم موثر است

وی تأکید کرد: نکته دیگر ضعف فیلم‌ها در زمینه صدا و موسیقی است و یک مقایسه ساده با آثار جهانی ما را به نتایج خوبی می‌رساند. همیشه پرکردن فضا با صدا و موسیقی صورت نمی‌گیرد و گاهی سکوت هم در پیشبرد قصه موثر است، اما برخی می‌خواهند با استفاده زیاد از این دو عنصر ضعف ریتم قصه را جبران کنند.

سحرخیز انتخاب را حتی از کارهایی چون داوری و ساخت انیمیشن سخت‌تر دانست و افزود: باتوجه به باکس محدود نمایش فیلم‌ها در جشنواره یک سری از آثار باید حذف می‌شدند. ضمن اینکه معتقدم انتخاب‌های این دوره بجا بوده و آثاری گزینش شده‌اند که امتیازات لازم را کسب کردند.

مسئول جلوه‌های ویژه مجموعه‌های "چراغ جادو" و "مسافر شهر قصه‌ها" خاطرنشان کرد: نکته عجیب این است دوستانی که فیلمشان انتخاب نشده به دیده نشدن و نادیده گرفته شدن معترض هستند، در صورتی که برای خودم هم پیش آمده کارم در جشنواره پذیرفته نشده، اما چرایی این مسئله را از آنها نپرسیدم. وقتی چارچوب جشنواره‌ای را می‌پذیریم یعنی همه چیز آن را قبول می‌کنیم. هیات انتخاب حق دارد نظر خودش را درباره کارها لحاظ کند و این اتفاقا براساس سلیقه صورت می‌گیرد.

 

 

 

 

دوبله 301 ساعت انیمیشن در الکوثر

 

 

6-602.jpg

شبکه الکوثر 301 ساعت انیمیشن ایرانی در حال دوبله دارد.

به گزارش سرویس تلویزیون ایسنا، این شبکه در حال حاضر 276 ساعت انیمیشن در بیروت و 25 ساعت نیز در داخل کشور در حال دوبله دارد.

بر اساس این گزارش، اکثر این انیمیشن‌ها تولید داخل هستند که بخش اعظم آنها از تولیدات مرکز پویانمایی صبا و بخش دیگر نیز در مرکز صدا و سیمای همدان تهیه شده است.

از انیمیشن‌هایی که در شبکه الکوثر در حال دوبله هستند، می توان به داستان راستان، رستم و برزو، آرزوهای به یاد ماندنی و ... اشاره کرد.

با توجه به رویکرد فرهنگی و اجتماعی و معارفی شبکه جهانی الکوثر و از آنجا که این شبکه برای تمام گروه‌های سنی برنامه‌های متنوعی تدارک دیده است، روزانه چهار ساعت برنامه برای گروه سنی کودک و نوجوان نیز در حال پخش دارد.


تحمل!

شرایط سختی برای تولید انیمیشن بوجود آمده است . هزینه تولید چند برابر شده و پرداختها نامنظم و کند شده اند.در پایان سال  این شرایط  برای خیلی از تولید کنندگان کوچک و بزرگ  غیر قابل تحمل شده است. 

برخی از پروژه ها بخاطر نداشتن توان مالی در حال متوقف شدن هستند و منتظر دریافت هزینه تولیدات  قبلی خود هستند. 

باید تحمل کرد و طاقت اورد...راهی جز تحمل وجود ندارد... دوران سخت تر از این را هم گذرانده ایم!‌نه؟

 

جشنواره نزدیک است

 جشنواره در راه است . اما نمیدونم چرا مثل سالهای قبل هیجان زده نیستم. اما دوست دارم که دوباره  بچه های انیمیشن دور هم جمع بشن و باز درگوشی پشت  سر هم غیبت کنن.

 

   + سید علیرضا گلپایگانی - ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۱