انیمیشن از نگاه گلپایگانی


نگاه علیرضا گلپایگانی به انیمیشن ایران و جهان

اسفندیار احمدیه_ 20 بهمن 90

 

 

مراسم تشییع استاد احمدیه


مراسم  تشییع استاد اسفندیار احمدیه پنجشنبه 20 بهمن  ابتدا ساعت 9 صبح در جلو مرکز پویانمایی صبا  در خیابان یخچال و بعد از آن ساعت 10:30  از خانه هنرمندان ایران خواهد بود.

مراسم سوم : شنبه 22 بهمن  ساعت 17:30- 16  مسجد جامع شهرک غرب

 

 

 صبح روز 20 بهمن 90- مرکز پویانمایی صبا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 اتاق استاد اسفندیار احمدیه در مرکز پویانمایی صبا

 خانه هنرمندان صبح امروز شاهد بدرقه پیکر استاد احمدیه بود.

 

درگذشت پدر انیمیشن ایران

 

 

متاسفانه در بعد ازظهر  هفدهم بهمن 90 استاد اسفندیار احمدیه دار فانی را وداع گفت. این ضایعه را به جامعه هنر انیمیشن ایران تسلیت میگویم.

سینا احمدیه در گفت‌وگویی گفت: پدربعدازظهر  17 بهمن ماه ـ در بیمارستان «سجاد» تهران از دنیا رفت.

به گفته وی، اسفندیار احمدیه طی سه روز گذشته بر اثر یک بیماری خونی در بیمارستان بستری شده بود..

زمان و مکان مراسم خاکسپاری اسفندیار احمدیه متعاقبا اعلام می‌شود.

 در حاشیه :

محمد علی صفورا:اسفندیار احمدیه یکی از دیگر بزرگان این سرزمین رفت یادت و نجابت توصیف ناپذیرت همواره در ذهنمان خواهد ماند روحت شادمان

 فرخ یکدانه: خدا رحمت کنه.با رفتن بزرگترا آدم حس تهی شدن بهش دست میده:(

رضا احمدیاری: خدایش بیامرزد

گوهر بخش : از شنیدن خبر فقدان پدر انیمیشن ایران استاد احمدیه بسیار متاثر شدم . خداوند ایشان را قرین رحمت خویش و ما را شایسته رهروی آن عزیز کند.

سیفی-سایت سینما خبر: سلام آقای گلپایگانی منهم به سهم خودم تسلایت میگم به شما

حامداکرمی: ممنون خبر دادین. خدا رحمتشون کنه

تابنده: آخی ! حیف شد!

کیارش زندی: عرض تسلیت لطفا اگر از مجلسشان مطلع شدید بنده را هم در جریان بگذارید.

بیات: خدا بیامرزدشان.

الهام نیکو: ...رحشون شاد

ملایمی: انشالله خدا رحمتشون کنه.

سربخش : سلام و ممنو از اطلاع رسانی

گلرخ الوان : خدا رحمتشون کنه. خیلی ناراحت شدک وقتی اس ام استونو دیدم داشتم از دیدن تهران 1500 نتو جشنواره  می اومدم...

فتیما یثربی: ...وای نه. تسلیت میگم. روحشون شاد

آرتمیس حبیبی: ای داد بیداد. روحشون در آرامش باشه...منم به شما تسلیت میگم

اسماعیلی: آغازگری که نوای زندگیش پایان یافت ....روحش شاد. تسلیت عرض میکنم

برومند: متاسفم از این خبر...

سعادت رحیم زاده: تاسف  وتسلیت به هممون . واقعا روحشان شاد ممنون از اصلاعتون...

مریم کشکولی: خیلی متاسف شدم ....


متولد: 1307- تهران


شروع فعالیت : 1- فعالیت در وزارت فرهنگ وهنراز سال 1336 2- همکاری با صدا وسیما از سال 1352 3- همکاری با شرکت فرهنگ وهنری صبا از سال 1374تا کنون

فعالیتهای هنری:

Image Detail
ملانصرالدین: کارگردان
قمر مصنوعی:نقاش وطراح وانیماتور
موش وگربه :طراح وکارگردان
نارنج وترنج :کارگردان وانیماتوروطراح
خوشه گندم :کارگردان وانیماتور
اردک حسود:کارگردان وطراح
شکار ماه:طراح وانیماتور
ملک جمشید:طراح وانیماتور
آدم شاخ درمیاره:طراح وانیماتور
سگ طمعکار:انیماتور وطراح
پیدایش آتش :طراح ونقاش


تیتراژ فیلمهای فرار از تله- مرغ تخم طلا- علی کنکوری- گدای میلیونر- شوفر خوشکله- ماه پیشونی...
از جمله فیلمهایی که با آقای بهروز یغمائیان تهیه نمودند عبارتند از : کی از همه پرزورتره- کدوقلقله زن- موش دم بریده- لیلی حوضک- مرغک قرمز پا کوتاه- وقتی بابا کوچک بود ...
 فیلمهای تهیه شده در موسسه صبا با همکاری استاد احمدیه عبارتند از: زاغی زیرک- میان پرده های مختلف- پروژه عظیم رستم واسفندیار که از سال 1374 شروع شده وشامل 4 قسمت 20 دقیقه ای می باشد که 3 قسمت آن پایان یافته است

 

 

در حاشیه خبر:

اسفندیار احمدیه، که او را سازنده نخستین انیمیشن ایرانی می دانند، روز دوشنبه در ۸۳ سالگی درگذشت.

 

نیم قرن بعد از اینکه امیل کوئل فرانسوی، بانی هنر انیمیشن- به معنای امروزی- در دنیا شد، اسفندیار احمدیه، به گفته خودش بی خبر از این جریان، با دیدن فریم های متوالی یک نوارفیلم (سلولوئیدی) که به تصادف به دستش رسیده بود به مکانیسم حرکت در سینما پی برد و توانست با استفاده از یک دوربین بولکس شانزده میلیمتری طراحی هایش را به انیمیشن تبدیل کند. فیلمی سیزده ثانیه ای با عنوان ملانصرالدین که در سال ۱۳۳۶ ساخته شد.

این فیلم را اولین نقاشی متحرک ایران می دانند و اگر پیش از آن تلاشی برای ساختن انیمیشن در این شده بود جایی به ثبت نرسیده است.

اسفندیار احمدیه خودش در جایی گفته بود: "من در این زمینه تخصصی نداشتم و فقط با بهره گیری از فکر و علاقه خود و مطالعاتی که کرده بودم، توانستم اولین فیلم انیمیشن ایران را با فیلمبرداری پطرس پالیان بسازم. یادم می آید چهارپایه دوربین را از کارگران ساختمانی گرفتم و با میخ کاری و طناب، دوربین را روی چهارپایه مهار کردم و در راهرو اداره، نقاشی ها را که در هر ثانیه ۲۴ نقاشی بود روی زمین گذاشتیم و فیلم گرفتیم و ملانصرالدین ساخته شد."

آقای احمدیه همچنین گفته است: "در آن زمان تلویزیون نبود و کارتون هم نمایش داده نمی شد. پس از آنکه به خاطر کشیدن یک نقاشی درباره واقعه سی تیر، به زندان قزل قلعه افتادم، پس از آزادی در خیابان سپه یک دستفروش کنار خیابان بساطی پهن کرده بود و تکه فیلم های نقاشی متحرک و فیلم های زنده می فروخت. وقتی تکه فیلم های نقاشی متحرک را در نور آفتاب دیدم متوجه شدم می توان نقاشی متحرک ساخت. چند تکه فیلم که به گمانم کارتون میکی ماوس بود خریداری کردم و در اداره فرهنگ و هنر فیلم ملانصرالدین را ابتدا به صورت اسلاید ساختم. آقای مهرداد پهلبد خیلی خوشحال شد و فوراً دستور داد از آمریکا دوربین ۱۶ میلیمتری خریداری شود و اصانلو را به آمریکا جهت تحصیل در این رشته اعزام نمود."

به گفته دکتر زرین کلک "در سالهای 1335-1340 اداره کل فرهنگ و هنرهای زیبا ( که بعدا وزارت فرهنگ و هنر و امروزه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است ) ، جایی که کارگاه سرامیک ، قالی بافی ، مینیاتور سازی و غیره دایر بود و ادعای حمایت از هنرهای ملی داشت ، آرزوهای دور و دراز و مرارتهای تمام نشدنی و آزمون و شکست جوانانی چند ، که در پی تشکلی هنری بودند ، منجر به تاسیس دفتری شد که قرار بود کارخانه رویا سازی کشور شود که نشد. این گروه متشکل بود از : اسفندیار احمدیه ( نقاش کارگاه سرامیک) ، جعفر تجارتچی ( افسر نیروی هوایی و کاریکاتوریست)، پرویز اصانلو ( فیلمبردار دوره دیده و کارگردان)، پطروس پالیان و اسدالله کفافی که هر پنج نفر از موسسان بخش انیمیشن وزارت فرهنگ و هنر بودند. چندی بعد نصرت الله کریمی ، کارگردان تحصیلکرده در چکسلواکی نیز به این گروه اضافه شد که با کمک چند دختر و پسر مستعد توانستند اولین فیلم های کارتونی ایران را بنیان گذارند"

در دهه ۳۰ شمسی در ایران هنوز نه از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خبری بود و نه از هیچ مرکز هنری دیگری که به انیمیشن توجه داشته باشد. طبیعتا مدرسه و آموزشگاهی هم برای فراگیری هنر انیمیشن دایر نشده بود.

آقای احمدیه فیلمش را به وزارت فرهنگ و هنر برد و توانست نظر مسئولین آن اداره را جلب کند و بودجه و امکانات برای ساخت انیمیشن های بعدی اش تهیه کند.

او در سالهای اولیه دهه چهل چندین انیمیشن دیگر ساخت که از آن جمله می شود به طراحى و کارگردانى فیلم "اردک حسود" در سال ۱۳۴۱، طراحى و کارگردانى فیلم "خوشه گندم" در سال ۱۳۴۲، نقاشى فیلم "خروس بى محل" و نقاشى فیلم "بادبادک به کجا مى روى؟" به کارگردانى افخم ماکویی اشاره کرد.

احمدیه نقاش

اگر چه اسفندیار احمدیه از هنر انیمیشن به شکل آکادمیک سررشته نداشت و چه بسا بر اثر کنجکاوی بانی این هنر در ایران شد ولی نقاش بود و در این هنر به علت شاگردى در مکتب کمال الملک در کنار دیگر هنرمندان تاثیر گذار آن سالها قرار می گرفت.

او از سال ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۶ شاگرد علی اصغر پتگر بود، سپس در سال ۱۳۲۶ به هنرستان کمال الملک رفت و از هنرمندانی مثل اسماعیل آشتیانی، محمود اولیا و حسین شیخ تاثیر گرفت.

تفاوت کار اسفندیار احمدیه با دیگر نقاشان مکتب کمال الملک در این بود که بر خلاف آنها- که کاملا واقع گرا بودند- او به دنیای خیالی هم توجه داشت و در نقاشی هایش از فضاهای واقعی دور می شد. او همچنین به نقاشی مضامین مذهبی نیز علاقه داشت.

آقای احمدیه در سال ۱۳۰۷ در تهران به دنیا آمد و روز ۱۷ بهمن بر اثر یک بیماری خونی دربیمارستان سجاد تهران درگذشت.

بیوگرافی:

«اسفندیار احمدیه» متولد 1307 در محله پامنار تهران است. او به مدت 2 سال از 1324 تا 1326 در نزد استاد على اصغر پتگر به تعلیم نقاشى پرداخت. سپس در سال 1326 به هنرستان کمال الملک رفت و از حضور بزرگانى چون اسماعیل آشتیانى، محمود اولیا و حسین شیخ بهره ها گرفت.

على چیت ساز، عباس کاتوزیان و صادق پور از جمله همدوره اى هاى وى در دوران تحصیل در هنرستان بودند.

اسفندیار احمدیه به علت شاگردى در نزد شاگردان کمال الملک و نیز به علت همفکرى با این جریان مهم نقاشى معاصر ایران، در امتداد منطقى مکتب کمال الملک قرار گرفته است.

مضامین تابلوهاى اسفندیار احمدیه نیز همان حال و هواى آثار کمال الملک و شاگردان بلافصلش را دارد که از جمله مى توان به تصاویرى از طبیعت ، زندگى، کار، آداب و سنن مردم عادى، تکچهره سازى ، طبیعت بى جان (ترکیبات هنرمندانه اى از بطرى و ساعت و لیوان و گلدان و میز و ظروف سفالى و شیشه اى و انواع اشیاى مختلف بنا به سلیقه نقاش که آن را اصطلاحاً طبیعت بى جان یا STILL LIFE مى گویند)، مصور کردن قصص دینى، حماسى و فولکلوریک اشاره کرد. 

این همه را او در تجربه گرى هاى متنوعى با ابزارهاى مختلفى همچون رنگ روغن، آبرنگ، مدادرنگى و ... به نمایش درآورده است. روح کنجکاو احمدیه همواره او را در معرض آزمون و خطا و کسب تجارب بیشتر قرار داده است. وى براى تکمیل دانسته هاى خود به کشورهاى مختلفى سفر کرده و از هر دیارى ، چیزى به داشته هاى بسیار خود افزوده است.

او در بخش نقاشى روى سفال و سرامیک در اداره کل هنرهاى زیبا و نیز در بخش گرافیک همان اداره چندسالى کار و فعالیت داشته است. همکارى با توفیق حاصل آن سال هاست (اوایل دهه 30).

اسفندیار احمدیه در واقع بانى انیمیشن در ایران و پدر پویانمایى ایرانى است. وى در سال 1336 با ساخت دو فیلم «ملانصرالدین » و «قمر مصنوعى » نام خود را به عنوان بنیانگذار نقاشى متحرک در ایران به ثبت رسانید. احمدیه این دو فیلم را با مداد طراحى کرده و به مدت 2 دقیقه به حرکت در آورده بود! کارگردان فیلم «قمر مصنوعى» یک ارمنى به نام پطروس پالیان بود.

احمدیه در سال هاى پایانى دهه 30 و سال هاى آغازین دهه 40 آثار زیادى در زمینه نقاشى متحرک به وجود آورد که از آن جمله است:

طراحى و نقاشى و کارگردانى فیلم «اردک حسود» در سال ،1341 طراحى و نقاشى و کارگردانى فیلم «خوشه گندم» در سال ،1342 نقاشى فیلم «خروس بى محل » و نقاشى فیلم «بادبادک به کجا مى روى؟» به کارگردانى افخم ماکویى.

وى علاوه بر کار در عرصه انیمیشن ، به طراحى عنوان بندى فیلم براى آثار سینمایى بسیارى نیز اقدام کرد.

ورود اسفندیار احمدیه به دنیاى انیمیشن و تیتراژ فیلم در اثر کنجکاوى و کوشش هاى تجربى اش بود و دراین حیطه هیچ آموزشى ندیده بود. اما در زمینه هنر نقاشى، وى را باید در زمره پیروان مکتب کمال الملک به حساب آورد.

مهمترین تفاوت میان آثار احمدیه با آثار استادانى همچون على محمد حیدریان، حسین شیخ و اغلب نقاشان آن دوره، در خلق آثار خیالى است. اهتمام به مضامین مذهبى نیز از دیگر ویژگى هاى آثار وى است. به عنوان مثال، مى توان به تابلوهایى چون شهادت امام حسین (ع) ، روایت اصحاب فیل، على (ع)، ضامن آهو و صحنه خیالى او از روز قیامت را نام برد.

اسفندیار احمدیه در گروه دیگرى از تابلوهایش به ثبت مناظر طبیعى متعدد از چشم اندازهاى اطراف تهران و سایر نقاط ایران پرداخته است. او مناظرى را براى همیشه در قاب تابلوهایش ثبت کرده که دیگر نشانى از آنها در حومه تهران و حتى سایر نقاط دورتر وجود ندارد. از چنین دیدگاهى ، منظره نگارى هاى وى اسناد معتبرى در ثبت چشم اندازهاى ایرانى محسوب مى شوند.

نکته جالب در آثار احمدیه، ثبت لحظات روزمره زندگى ، کار، معیشت، آداب و سنن و فرهنگ جامعه ایرانى دهه هاى 30 و 40 است. آثار او، همچون پنجره اى به اعماق زندگى، اسناد کم نظیرى در مطالعه و شناخت جامعه ایرانى در طول یک سده گذشته است.

وى با ثبت تصاویرى روشن و صادقانه از محله هاى تهران، از قنات حاجى على رضا در سرچشمه گرفته تا تصویر سقا در سبزه میدان، از کوچه پس کوچه هاى پس قلعه گرفته تا معابر آشناى سرچشمه و از میدان مخبرالدوله گرفته تا آب انبار قدیمى نوعى حس نوستالوژیک را نیز به سایر ویژگى هاى بارز آثارش مى افزاید.

بى درنگ باید به خاطر بیاوریم که استاد در سال 1384 از سوى انجمن سینمایى فیلم سازان انیمیشن ایران (آسیفا ) به عنوان پایه گذار انیمیشن (پویانمایى) درایران شناخته شد و در سال 1370 نیز از سوى شوراى ارزشیابى هنرمندان کل کشور نشان درجه یک هنرى را دریافت کرد.

آثار استاد احمدیه پیوند میان هنر، طبیعت، انسان و زندگى و رابطه ارگانیک میان آنها را به نمایش مى گذارد. او که از پیروان مکتب کمال الملک است ، هنوز از پس یک قرن، وفادارانه سبک و سیاق و راه درخشان او را حفظ و حراست مى کند.

در دیدار از آثار استاد اسفندیار احمدیه، با دنیایى از رنگ، شور، تنوع، حرکت، زندگى ، ایمان، شعف و مهر آشنا مى شویم و بار دیگر به خاطر مى آوریم که پاکیزگى و ایمان مبناى هنر والاى ایرانى بوده است. این شور و شعف، وجد و سرزندگى و شفقت و مهر تنها جلوه اى مادى از آن مبناى لایزال است.

   + سید علیرضا گلپایگانی - ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٠