انیمیشن از نگاه گلپایگانی


نگاه علیرضا گلپایگانی به انیمیشن ایران و جهان

کامپوزیت پهلوانان - ده فرمان -تنزهای انیمیشنی -سلامت باشیم -انیمیشنی فکر کنیم-

 یا حسین...

                     * * *

انیمیشن در هفته پژوهش

یکشنبه ٢٩ آذر ساعت ١۴ - در سالن نمایش دانشکده سینما تاتر دانشگاه هنر

کاربرد دیجیتال و انیمیشن در تروکاژهای دیجیتالی  در سینمای ایران - گلپایگانی و رجبی پور

انیمیشن آرشیوی - دکتر حسنایی ساعت١۵:۴۵

شعر دیجیتالی- مینا توکلی - ساعت ١۶

ساعت ١۴ در باغ ملی - فیلمنامه نویسی  برای انیمیشن - محمد علی صفورا

کامپوزیت پهلوانان

 

اآقای  گلچین  به همراه آقای زرین ابادی در حال کامپوزیت قسمتهای انتهایی سری دوم مجموعه انیمیشن پهلوانان هستند . خانم آزادیخواه  نیز کامپوزیت دو قسمت دیگر این مجموعه را بعهده دارند . طراحی آخرین قسمت این مجموعه دو ماه پیش به پایان رسیده است .

ضمنا سری اول مجموعه پهلوانان  این روزها صبحها ساعت ٩ از شبکه تهران پخش میشود !

شواری گرافیک صبا

احمد عربانی از اعضای شواری گرافیک صبا-هفته سوم آذر ماه جلسه شورا تشکیل نشد.

علیرضا کاویان راد از دیگر اعضای شورای گرافیک صبا می باشد.

 

افتتاح کتابخانه فرهنگستان هنر

این مراسم در هفته اول آذر ماه در محل کتابخانه در خیایان طالقانی برگزار شد .اعضای گروه انیمیشن و سینمای فرهنگستان هنر در این مراسم حضور داشتند.

رضا داد -میرکریمی -رحیمیان - گلمحمدی - توکلیان و ....

خانم خلیلی -خسرو سینایی و ....

ده فرمان
ده راه ایده یابی برای انیماتورها
شاید شما هم این سئوال و جواب معروف را که به والت دیزنی نسبت داده اند شنیده باشید، از دیزنی می پرسند که ارکان اصلی خلق یک انیمیشن موفق چیست ؟ او پاسخ می دهد: سه چیز ! فیلمنامه ، فیلمنامه و بازهم فیلمنامه !
با تامل در اهمیت جایگاه ایده اصلی و فیلم نامه ی یک اثر انیمیشن ، به این نتیجه می رسیم که نظر دیزنی در این مورد چندان بیراه نبوده است . هرچند چنین وسواسی در مورد کیفیت فیلم نامه و تاثیر آن در اثر نهایی ، منحصر به فیلم ها نیست ، باید اعتراف کرد که آثار انیمیشن چه از نظر میزان صرف زمان ،انرژی ،نیروی کار و حتی سرمایه مالی و چه از جهت ایجاد حساسیت مضاعف و بالا رفتن توقع تماشاچی ، از این حیث توجه بیش تری را می طلبند . کیت لی برن ،انیماتور و مدرس انیمیشن ده فرمان یافتن ایده های مناسب را به این ترتیب برمی شمارند:
1- کتاب ایده : همواره یک دفترچه یادداشت همراه خود داشته باشید . این دفترچه خانه ایده های شماست . هر چیزی را که به نظرتان جذاب است و می تواند مبنای ساخت یک فیلم ویا حتی جزوی از آن باشد درآن یادداشت کنید . این دفترچه پس از مدتی خود به عاملی جهت خلق ایده های جدید مبدل خواهد شد .
2- ترکیبات نا آشناو غریب : اشیا، فضاها ، آدم ها و موضوعاتی را که روزانه با آنها برخورد دارید در فضاها و شرایط دیگر ، هر چند نا همگون تصور کنید . این کار را هر از گاهی به مدت کوتاه ، حتی چند دقیقه ، در زمان های فراغت خود انجام دهید . چنین ترکیباتی می تواند به دستیابی به ایده های نو بیانجامد .
3- دفتر ثبت رویاها : خلاقیت از ناخودآگاه سرچشمه می گیرد . در زمان خواب ما به انسانهایی باهوش تر ، جسورتر ، و خلاق تر بدل می شویم . به محض بیداری ، رویاهای خود را در جایی ثبت کنید . این کار به هیچ وجه نباید موجب شرمساری شما شود . رویاها از بهترین منابع خلق ایده های نو هستند .
4- بازیافت ایده ها: شاید برای بعضی موضوعات هرگز نتوان به خلق ایده های نو دست
زد . این حقیقت سبب می شود که برای وام گرفتن از ایده های پیشین و بهینه نمودن آنها اقدام کنیم .
5- خلق ناگهانی ایده های ناب (توفان ذهنی) : یکی از روش هایی که در کشور ما کمتر مورد استفاده قرار می گیرد استفاده از خلق ناگهانی ایده در یک جمع چند نفره است . اهمیت و کارآیی این روش نه تنها در ایده یابی برای انیمیشن ، که در حل هرگونه مشکل و معضل انکارناپذیر است . گرد هم آمدن جمعی از افراد که به موضوع بحث احاطه کامل دارند و ابراز هر آنچه به ذهن هر یک از حاضرین می رسد،مکانیسمی است که در یافتن بهترین ایده یا راه حل بسیار راه گشاست.در چنین جمعی،هیچ یک از حضار نباید نباید به خودسانسوری دست زده و یا از ابراز فکر خود هراس داشته باشد.کسی که گفتار خود را با جمله ی«شاید احمقانه به نظر برسد ولی من فکر میکنم که...»آغاز می کند در این جلسه جایی ندارد.چنین جلساتی بایددر محیطی آرام و بدون مزاحمت بر گزار شوند.
باب پیترسون،یکی از نویسندگان انیمیشن«در جستجوی نمو»،ساعت های را به خاطر می آورد که برای فرار از محیط شلوغ استودیو پیکسار و صدای زنگ تلفن ها،مسافت استودیو تا شهر لوس آنجلس را با اتومبیل اندرو استانتون طی می کردند و به بحث پیرامون
فیلم نامه می پرداختند.
6- ضمیر ناخودآگاه: گاهی اوقات فکر کردن بیش از اندازه به یک ایده و سعی در پرداخت آن،نتیجه عکس به دنبال دارد.در این مواقع بهترین راه حل این است که ادامه این فعالیت را به ضمیر ناخود آگاه خود بسپارید.مغز انسان حتی در زمانی که مستقیماَُ در گیر موضوعی خاص نباشد به تلاش برای حل آن ادامه می دهد.
7- ترکیب رسانه ها: به عقیده مارشال مک لوهان،نظریه پرداز برجسته ارتباطات،حجم عظیمی از انرژی زمانی آزاد می گردد که اطلا عات موجود در یک رسانه به رسانه ای دیگر منتقل می شود.موسیقی،نقاشی،مجسمه سازی،ادبیات،تئاتر و سینما همواره منابع غنی ایده برای انیمیشن می باشند.
8- رسانه های ترکیبی:بسیاری از رسانه ها از ترکیب گونه های مختلف رسانه ای تشکیل شده اند که هر یک می تواند منبع جدیدی از ایده باشد.به عنوان مثال زمانی که از عنصر صدا صحبت می کنیم منظور ترکیبی از موسیقی،گفت و گو ،صدای راوی و افکت های صوتی است.هر یک از این عناصر ایده های بی شماری را به ذهن متبادر می سازند؛ضمن این که مجموعاً نیز در خدمت کل فیلم می باشند.
9- مواد اولیه:خود هر یک از تکنیکهای انیمیشن،ایده های قابل اجرا در آن تکنیک را خلق میکنند.به عنوان مثال،هنگامی که شن و ماسه را روی یک کاغذ سفید به حرکت در می آورید،از خمیر برای ساخت یک کاراکتراستفاده می کنید.بریده های مقوا و کاغذ را در کنار یکدیگر قرار می دهید ویا روی یک کاغذ سفید طراحی می کنید،تکنیک ها و مواد اولیه مورد استفاده شما ایده های مناسب خود را تولید میکنند.از آن جا که هریک از تکنیک های انیمیشن برای اجرای ایده های خاص خود مناسب می باشند،انتخاب تکنیک مناسب برای بیان یک ایده نیز دقت و ظرافت خاص هنرمند را می طلبد.
10- پشتکار:زمانی که راه های دیگر به جواب ختم نمی شوند،صرف نیرو و زمان مضاعف می تواند راه گشا باشد.تعجب نکنید،اگر چه به ظاهر،روند خلق ایده های ناب باید تفاوتی با ساخت یک بنای سنگی و یا حفر چاه داشته باشد،گاهی اوقات اعمال نظم و قرار دادن ضرب الاجل برای انجام اموری که به یک فرایند خلاقه منتهی می شوند،خود به عاملی برای دست یابی به ایده های جدید مبدل می گردد.پیروی از یک برنامه منظم برای کار روی ایده های کهنه و نو و سر زدن به دفترچه ایده ها،گاه باعث می شود به چیزهایی که تا یک هفته قبل به نظر بی اهمیت و یا نا کار آمدمی آمدند با دید دیگری نگاه کنید.
مغز انسان نیز مانند جسم او محتاج تمرین پیوسته است.این ده روش نیز صرفاً ورزش های هستند که باعث میشوند واحد های ایده یاب مغز همواره در شرایط مناسب به سر ببرند.با این وجود،بهترین راه یافتن ایده های جدید برای هر کس منحصر به خود اوست و شاید بتوان گفت راه های رسیدن به ایده های نو و خلاقانه به اندازهی تعداد آدم هاست..

امیر سحر خیز

در حاشیه :

سلام آقای گلپایگانی،

 

اخیراً مقاله ای روی وبلاگ شما قرار گرفته به نام «ده فرمان ایده یابی در انیمیشن» که منبع واحد انیمیشن حوزه هنری استان لرستان ذکر شده. اصل این مقاله هم در سایت حوزه هنری استان لرستان هست که باز هم منبع واحد انیمیشن استان لرستان ذکر شده.

 

این مقاله از نوشته های من هست که پیش از این در نشریات سیمیا و خط خطی به چاپ رسیده اما متاسفانه واحد انیمیشن استان لرستان بدون ذکر منبع و نام نویسنده اقدام به نشر این متن کرده است.

 

لطفاً برای حفظ حقوق معنوی خالق اثر و نویسنده، در صورت امکان به این موضوع اشاره ای بفرمایید.

 

با تشکر

 

امیر سحرخیز

گلپا :با پوزش از امیر سحر خیز عزیز

جلسه انجمن مدرسان سینما

آقای دهقانپور  و آقای شمس از اعضای انجمن مدرسان سینما

هفته آخر آذر انجمن مدرسان سینما با آقای عسگر پور مدیر عامل خانه سینما جلسه خواهند داشت .

فیلمهای انیمیشن جشنواره فجر

 ٧٣اثر ویدیویی متقاضی حضور در جشنواره فیلم فجر هستند که هیات انتخاب این بخش کار بازبینی آثار را به پایان رسانده و اسامی فیلم‌های منتخب به زودی اعلام می‌شود.

 

از جمله آثار متقاضی حضور در بخش نقش خیال جشنواره فیلم فجر عبارتند از :

آبنبات چوبی (اکبر تراب‌پور)

آخرین ترانه دختر (ماشااله محمدی)

آدم برفی‌ها (رستم نظری)

آدم‌ها (ماشااله محمدی)

آزادی (حسین باقری)

آن کس که مادر است (فرهاد علیزاده)

ابن هیثم (فرخ یکدانه)

باران‌های رنگی (ماشااله محمدی)

باغبان (حسین قربانی)

به همین زودی (بهزاد نعلبندی)

پشت بوم (روح‌اله سعادتمند)

پلاک 121 (امین منتظری)

پیرزن و گاو (احسان تسویه‌زاده)

تار صدای مرگ (حمید نخعی)

ترمه و ترنج و گل‌افشان (هنگامه مفید و مهدی موسوی)

تکرار (هاجر فرج‌پور معموری)

تنها اگر دمی (علی شورورزی)

تولدت مبارک (زحل رضوی)

جای جان (سجاد فروغی)

جنگ بازی (رضا احمدیاری)

جنگ ساز (شهرام حیدریان و ارد پیکان‌فر)

حبل المتین یا تسبیح (جمشید رئوفی‌بروجنی)

خرمالو (فرشید شفیعی)

خطی برای تکامل (محمد‌علی هاشم‌زهی)

خوب، بد و عشق (بزرگمهر حسین‌پور)

داستان ناتمام فصل آخر (فاطمه جعفری)

دلقک‌ها- کشتی کاغذی (کامبیز درم‌بخش)

دلم برای لایه اوزون می‌سوزد (پوریا عقیلی)

دو قبله (جواد فرح‌بخشیان)

ده فرمان (مرضیه خدیوی)

دیو من (علیرضا میراسداله)

رستم، تولدی دیگر (سعید قهاری)

رنج (ماشااله محمدی)

روزگار سپری شده (فرنوش عابدی)

رویای شهر خاکستری (آرش رازانی)

زخم (محمدرضا گودرزی‌سروش)

زکریای رازی (فرشاد شفیعی)

زنگ انشاء (علیرضا میراسداله)

زیبا (مصطفی خسروی)

ساحل نجات (سپهر علیمحمدلو)

ساعت کش (وحید برزگر)

سکانس پرواز (مصطفی بهمنی)

سیگار و سینما (ابراهیم ساکتی)

سینماتوگراف (امید میرزایی)

شتر حضرت صالح (یونس عباس‌زاده)

سایر آثار متقاضی حضور در این بخش از جشنواره عبارتند از:

شهر خاموش (امیر مهران)

صبر آمد، قتل عامی در راه است (جواد آقایی)

صخره (سارا نامجو)

عاقبت همنشینی با بدسرشت (سپهر علیمحمدلو)

عشق فانتزی (ظفر پژوهش)

عکس (مریم خلیل‌زاده)

فرمانروایان مقدس- حضرت سلیمان (امیرمحمود دهستانی)

قصه کوچک ما (آمنه اسلامی)

قصه‌های شب چله (محمد‌جمال محمدپور)

قیام (حامد شریفی)، کوه نورانی (سامان خرم)

لقمه حرام (ارد پیکان‌فر)

مال کّنون (کوچ) ساخته سعید پنجی

ماه و پلنگ (مجید بلادپس)

ماه و ماهی (باران توجهی)

مثل اینکه می‌خندد (سپهر علیمحمدلو)

مخصوصاً موسیقی (سیدسینا عطائیان)

مرز دوستی (بهرام ارجمندنیا)

مشعل المپیک (شهرام حیدریان)

منظم‌ترین کوچولوی دنیا (مصطفی خسروی)

نوازنده (کیانوش عابدی)

نوعی دیگر بودن (ماشااله محمدی)

نی‌نامه (آدریا آقاسی)

وقتی بابا نبود (مهدی نصیری)

همسایه‌ات را مخور (محمود نفیسی)

همسنگران (صمد غلامزاده)

یک اتفاق خیلی خیلی ساده (اردشیر قیامی)

یه جور دیگه (داریوش نیکبخت)

در این بخش از جشنواره که برای اولین بار برگزار می‌شود، سیمرغ بلورین به بهترین کارگردانی پویانمایی اهدا می‌شود.

تنزهای انیمیشنی !

چند تا کتاب آشپزی بخون!

ارژنگ حاتمی

در راستای اینکه اخیرا رئیس آموزش و پرورش شهر تهران گفته است:«ازدواج دختران دانش‌آموز را توصیه می‌کنیم.»، پیشنهاد می شود برای ایجاد فرهنگ سازی در این زمینه در برخی از داستان های کتاب های درسی دانش آموزان تغییراتی بدین صورت انجام گیرد:

 

تصمیم کبری

کبری دختری شلخته و نامنظم بود و هیچ وقت اتاقش رو مرتب نمی کرد، به همین خاطر همیشه وسایلش هاش رو گم می کرد، یه روز جورابش رو نمی دونست کجا گذاشته، یه روز دنبال عروسکش می گشت ... تا اینکه یه شب که خیلی بارون می یومد و فرداش هم امتحان داشت هر چی گشت نتونست کتابش رو پیدا کنه، نن جون کبری که دید کبری از پیدا نشدن کتاب درسی اش خیلی ناراحته بهش گفت:«اَه! اعصابمو خورد کردی، چیه دو ساعته دنبال کتابت می گردی؟! می خوای پیداش کنی که چی بشه؟! مگه اون هایی که ادامه تحصیل دادن چی شدن؟! شوهر گیرشون اومد؟! همین دختر ِ خاله شمسی ات! فوق لیسانس خونده اما هنوز یه خواستگار هم براش نیومده، به جای این مزخرفات برو کتاب آشپزی و مردهای زمینی، زن های ونوسی رو بخر بخون، مطمئن باش این کتاب ها بیشتر به درد آینده ات می خورن تا کتاب های درسی!»

کبری با شنیدن صحبت های نن جونش دچار تحول های اساسی شد و تصمیم گرفت از این به بعد دختر خوبی باشه و به جای عروسک بازی، خونه داری یاد بگیره تا هر چه زودتر عروس بشه!

ما از این داستان نتیجه می گیریم ازدواج چیز خیلی خوبی است، حتی اگر باعث بشود با ازدواج کردن از مدرسه مان اخراج شده و برای ادامه ی تحصیل مجبور به رفتن به مدارس بزرگسالان شویم!

 

چوپان دروغگو

یه پسری بود که به دلیل نبودن استادیوم فوتبال، فرهنگ سرا و این گونه موارد در روستاشون نمی دونست چطوری اوقات فراغتش رو پر کنه، به همین دلیل فرت و فرت به همه دروغ می گفت و اون ها رو سر کار می ذاشت، تا اینکه یه روز اهالی روستا که حسابی از دست کارهای چوپان دروغگو کلافه شده بودن دور هم جمع شدن تا یه جوری چوپان دروغگو رو ادب کنن، هر کس چیزی گفت تا اینکه کدخدا بعد از تفکرات بسیار گفت:«باید این جوون رو به اشد مجازات برسونیم.»، همه فکر کردند که کدخدا داره شوخی می کنه، اما کدخدا جمله اش رو تکمیل کرد و گفت:«باید زنش بدیم!»، با شنیدن این جمله همه فهمیدن اینبار دیگه کدخدا شوخی نداره، اونها با خواهش و التماس از کدخدا خواستن در تصمیمش تجدید نظر کنه و چوپان دروغگو رو ببخشه، اما کدخدا گفت:«همینه که هست! می خواین بخواین، نمی خواین هم باید بخواین!!»

چوپان دروغگو با یکی همکلاسی خواهرِ دانش آموزش که اتفاقا دختر کدخدا بود(!) ازدواج کرد، از اون روز به بعد دیگه هیچ کسی در روستا دروغی از چوپان نشنید و دیگه کسی اون رو به نام «چوپان دروغگو» صدا نمی زدند، از اون به بعد همه اون رو در روستا به اسم «چوپان زن ذلیل» می شناختند!

ما از این داستان نتیجه می گیریم به دلیل نقش ارزشمند ازدواج در کاهش جرایم جامعه هر چی زودتر ازدواج کنیم بهتره!!

 

لاک پشت و مرغابی ها

لاک پشت دوست داشت بره اون بالا بالاها، روی ابرها، چون فکر می کرد لاک پشت آرزوهاش روی یکی از اون ابرها سوار بر اسب سفید منتظرشه تا اون رو به قصر آرزوهاش ببره، به همین دلیل سال های سال به خواستگارهاش که عمدتا از لاک پشت های برکه بودن پیشنهاد رد داده بود، البته چند سالی می شد که دیگه حتی از برکه هم براش خواستگار نمی یومد، به همین دلیل تصمیم گرفت هر طوری شده خودش رو به بالای ابرها برسونه، اما لاک پشت داستان ما پر نداشت، اون یه روز به دو تا مرغابی پیشنهاد عجیبی داد، بهشون گفت دو سر یک چوب رو با پاهاشون بگیرن و خود لاک پشت هم با دهنش خودش رو از چوب آویزون کنه، مرغابی ها در ابتدا از خطر پروازهای هوایی برای لاک پشت گفتن و آمار حوادث هوایی رو براش متذکر شدن، اما بعد از شنیدن اصرارهای خیلی زیاد لاک پشت قبول کردن این کار رو انجام بدن، البته اونها به لاک پشت هشدار دادن که در طول پرواز علاوه بر خاموش کردن گوشی همراهش اصلا حرف نزنه، چون در اینصورت سقوط می کنه!، روز موعود فرا رسید، مرغابی ها با پاهاشون دو سر چوب رو گرفتن و لاک پشت هم با دهنش، مرغابی ها پرواز کردن، مرغابی ها تا بالای برج میلاد پرواز کرده بودن که یکی از مرغابی ها به مرغابی دیگه گفت: «امروز از یکی از قورباغه های برکه شنیدم یکی از مامان لاک پشت ها برای پسرش دنبال یه همسر می گرده، تو کسی رو می شناسی که بهش پیشنهاد بدیم؟!»

در همین لحظه لاک پشت داستان ما خواست یه چیزی بگه ... اما تا دهنش رو باز کرد ... با مخ سقوط کرد و لاکش فرو شد توی آتنی که بالای برج میلاده و مُرد!!

ما از این داستان نتیجه می گیریم کلا چیزی به اسم شاهزاده و اسبی به رنگ سفید وجود نداره، و کلا باید به اولین خواستگارمون جواب مثبت بدیم وگرنه شاید دیگه خواستگار گیرمون نیاد و سقوط کنیم و میله بالای برج میلاد بره تو شکممون!!

 

حسنک کجایی؟!

چند ساعتی از زمان ناهار گذشته بود اما حسنک نیومده بود تا به حیوون ها غذا بده؛

مرغ گفت: قد قد! یعنی حسنک کجایی که دلم ضعف رفت؟! پس این آب و دون ما چی شد؟!

گاو گفت: مو مو! یعنی این حسنک عجب الاغیه ها! مردیم از گرسنگی! چرا نمی یاد بهمون غذا بده؟!

خر گفت: عر عر! یعنی آره! واقعا این حسنک خیلی الاغه! دارم از گرسنگی می میمیرم.

در همین لحظه هد هد دانا وارد طویله شد و گفت: چرا دارین به صاحبتون بد و بیراه می گین؟! حسنک امروز خواهرش عروس شده و الان هم توی مراسم عروسیش داره حرکات موزون انجام میده و به همین دلیل نمی تونه بیاد بهتون غذا بده!

مرغ و گاو و الاغ با تعجب گفتن: اما خواهرش که هنوز کلاس دوم راهنمایی بود.

هدهد دانا نگاهی عاقل اندر سفیه به حیوون های طویله کرد و گفت: درسته! اما ایشون به توصیه ی رئیس آموزش و پرورش تهران عمل کردن!

ما از این داستان نتیجه می گیریم هر حرفی که مسئولین زدن کارشناسی شده است و بایستی سریعا بهش عمل کنیم!!

سلامت باشیم

 کلیک کنید

برای تامین یک فنجان غذا برای کودکان نیازمند بر روی این سایت کلیک کنید

http://www.thehungersite.com/clickToGive/home.faces?siteId=1

انیمیشنی فکر کنیم

در حاشیه خبرها !

هندوانه طولانی ترین شب سال ....

پاسخ به سوالات کامپیوتری!

امتحان کنید ! http://www.pasokhyab.ir/

یادداشت

توی این ایام هروقت انرژی‌ام خیلی پایین می‌آد می‌رم سراغ کتاب  «جنگجوی صلحجو» و یه تیکه‌هایی ازش رو بواقع می‌بلعم . تو قسمتی که نویسنده کتاب دن‌میلمن در آستانه مسابقات قهرمانی ژیمناستیک پاش شکسته و بیمارستان بستریه و از وضعیتش بشدت احساس افسردگی می‌کنه و به دوستی می‌گه این چه تصادفی بود برای من پیش اومد همه چی‌ام رو ازم گرفت؛ دوستش براش داستان اون دهقان پیری رو می‌گه که با پسر جوانش از دار دنیا فقط اسبی داشته و وقتی اسب فرار می‌کنه همسایه‌ها می‌گن عجب بدبیاری ! پیرمرد می‌گه کسی چه می‌دونه این بدبیاریه یا خوش اقبالی ..بعد از مدتی اسب با چند مادیان وحشی پیش دهقان برمی‌گرده و همه می‌گن عجب خوش‌شانسی و باز دهقان پیر می‌گه کسی چه می‌دونه ... پسرش درحال رام کردن مادیان ها از ترک یکی از اونا می افته و پاش می‌شکنه و باز همه می گن عجب بدبیاری ! ولی بعد که ارتش دنبال سرباز های جنگی به ده اونا می‌آد و تنها پسر دهقان رو که پاش شکسته بوده با خودشون نمی‌برن باز همسایه‌ها می‌گن عجب خوش‌اقبالی !!! درحالی که هنوز کسی نمی‌دونه کدوم اتفاق خوش‌اقبالی و کدوم بدبیاری بحساب می‌آن . در ادامه می‌گه هیچ چیز تصادفی نیست دن ! همه چیز هدف مشخصی داره و ... هیچ جنگجویی سراغ درد نمی‌ره ولی اگه دردی سراغش اومد از اون بهترین استفاده رو می‌بره تا روحشو جلا بده ... سختی‌ها برای ما یه جور صیغل‌دهنده روح بحساب می‌آن

   + سید علیرضا گلپایگانی - ۱:٠٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸۸