انیمیشن از نگاه گلپایگانی


نگاه علیرضا گلپایگانی به انیمیشن ایران و جهان

سمینار سهیل دانش اشراقی -در انیمیشن کم از دنیا نیستیم-پارازیت -مرد کور

 

"سمینار و ورک شاپ طراحی کاراکتر در دانشگاه هنر"

 

سهیل دانش اشراقی

 

توسط سهیل دانش اشراقی و محمد مدرس
یکشنبه 17 آبان ساعت 11 الی 13   بالاتر از چهارراه ولیعصر  دانشگاه هنر   تالار فارابی

 

کار محمدمدرس

در انیمیشن کم از دنیا نیستیم 

گفت‌وگو با عباس پویا انیماتور

 

عباس پویا کارشناس حوزه انیمیشن میهمان پرسش‌های روزنامه ایران پیرامون معضلات و مشکلات حوزه انیمیشن در ایران است. بحث ما با محوریت موضوع انیمیشن آغاز اما با توجه به پاسخ‌های گسترده پویا به حوزه‌های دیگری نیز تسری یافت، امید است این بحث مورد توجه واقع شود.

برخی نظریه‌ها و کارشناسان می‌گویند سینمای انیمیشن ما آن‌گونه که باید مطرح نیست، با توجه به کارهای شما در حوزه اجرایی؛ آیا واقعاً ما در این حوزه با ضعف مواجه هستیم.
ما باید همین ضعف را هم مورد ارزیابی قرار دهیم. ببینیم منظورمان چیست. این‌که ما امکانات و ظرفیت‌هایی برای انیمیشن داریم و جواب نمی‌گیریم برعکس بسیاری از کشورهای دیگر که جواب گرفتند، را من نمی‌پذیرم. این به نظر من ضعف نیست.
یعنی به لحاظ تکنولوژیکی؟
هم به لحاظ تکنولوژیکی، هم نیروی انسانی و هم محتوایی شرایط خوبی در ایران وجود دارد. نمونه‌اش نیروهایی هستند که در ایران ضعیف بودند اما به امریکا یا کشورهای دیگری رفتند و بسیار رشد کردند. اغلب حرکت‌هایی که در دنیا انجام می‌شود توسط ایرانی‌ها است.
پس یعنی ما نه در حوزه نیروی انسانی، نه تکنولوژیکی و نه محتوایی مشکلی نداریم و مشکلات ما تشکیلاتی است.
بله. هم‌اکنون بازی‌ها و انیمیشین‌های قدرتمندی برای اروپا و امریکا در ایران ساخته می‌شود. اطلاعات بچه‌ها و نیروی انسانی ایرانی فوق‌العاده است. کارهای تست ایران در سطح درجه یک دنیا انجام می‌شود. اما تشکیلات ما مشکل دارد همان مشکلی که در فوتبال هم داریم.
این ضعف تشکیلاتی را می‌توانید تشریح کنید.
یکی از اشکالات حوزه انیمیشن این است که هیچ مرکزی متولی انیمیشن نیست. مرکز مشخصی خط و حرکت و برنامه‌ای را برای آینده تدوین نمی‌کند. ما چند مرکز محدود در صدا و سیما و وزارت ارشاد داریم که اینها صرفاً مرکز تولیدی هستند. یعنی نیرو می‌گیرند که یک سری کار تولید شود. اصلاً ما مرکزی به نام مرکز انیمیشن نداریم. هنرهای دیجیتال و انیمیشن هیچ مرکز مشخصی در تشکیلات دولتی ندارد.
مدیریت در حوزه انیمیشن را چطور ارزیابی می‌کنید؟
مدیریت دو حالت دارد. یکی مدیریت سایت‌های انیمیشن است یعنی گروه‌های تولید است در دو دهه گذشته و بروز انقلاب دوم دیجیتال و آمدن رایانه، گروه‌هایی که درگیر این کار بودند یکی از آنها گروه ما بود که به عنوان اولین گروه بود که در ایران کار انیمیشن رایانه‌ای را راه‌اندازی کرده بود و تا الان هم در مسیری که داشتیم ادامه دادیم و فعال بودیم. مدیر در این گروه تعریف درستی از خود داشت.
چه خروجی‌هایی داشته‌اید و چه آثاری تولید شد؟
البته جالب است بگویم ما بچه‌هایی داشتیم که جراح بودند، معمار داشتیم، سینما خوانده داشتیم. رشته‌های متعددی در گروه ما حضور داشتند که تخصصی کار می‌کردند. ما اطلاعات جزء به جزء از وضعیت کاری که می‌کردیم داشتیم. از خیابان‌بندی در انیمیشن گرفته تا نوع معماری داخلی و... فعال بودیم. کارهایی هم که ساختیم مانند کاراکتر انیمیشن در آنها یا فضای معماری داشته‌ایم. همزمان با بریتیش میوزیوم که داشت زیگورات‌های مختلف دنیا را از جمله امریکای لاتین را توضیح می‌داد همان زمان در تهران ما زیگورات «چغازنبیل» را براساس نقش‌های گریشمن ساختیم اما با امکانات خودمان. آنها میلیون‌ها دلار ثروت داشتند تشکیلات داشتند اما ما با همین چند نفر با کمک شهرداری تهران توانستیم بسازیم. کار آنها در تمام ماهواره‌ها پخش شد اما کار ما تنها یک بار در تلویزیون روی آنتن رفت. خیلی کارهای دیگر انجام دادیم که به خارج از کشور ارسال شد و با استقبال عجیبی روبه‌رو شد.
در دنیا در هر دهه حتی شده قهرمان‌های انیمیشن تکرار شده‌اند از بتمن و سوپرمن گرفته تا اسپایدرمن و تارزان و فانتوم و... که در دهه‌های 60، 70، 80، 90 و همین دهه حاضر بارها تکرار شده و با رشد تکنولوژی این قهرمان‌ها هم ظهور کرده‌اند. چرا ما حتی در همین کارهایی که چه کوچک چه بزرگ قهرمان یا موجود به یادماندنی نداریم. با این که در ادبیات یا فرهنگ‌مان از این قهرمانان داریم.
هشت سال پیش در یکی از شرکت‌های بسیار بزرگ به نام (تی.دی.آی) که کار انیمیشن و جلوه‌های ویژه انجام می‌داد، همین سؤال شما را از آنها پرسیدم که چرا هالیوود موفق است و می‌تواند تا این حد فروش داشته باشد در حالی که ما با امکانات‌مان نمی‌توانیم. مدیر این شرکت گفت ما شرایطی داریم که امریکایی‌ها توانسته‌اند سوار بشوند (به خوب و بدی‌اش کاری نداریم و نمی‌خواهم بحث کنم) به هر صورت بر بازار دنیا سوار هستند و برهمین اساس هر چه تولید کنند، فروش می‌رود. اما چون جذب پول و سرمایه دارند، می‌توانند نخبه‌ها را جذب کنند، امکانات را جذب کنند و کارهایی مورد پسند دنیا بسازند. حالا حرف‌شان را هم یا مخفی و یا آشکار می‌زنند. این کار من انیماتوریست است که بروم آنجا و مبارزه کنم. آنها یک تشکیلاتی دارند اما تا چه حد درست و غلط است یا ما در این شرایط چه می‌توانیم انجام دهیم، باز می‌گردد به سیاست‌هایمان.
چه سیاست‌هایی؟
همان طور که در حوزه فرهنگ احتیاج است، در حوزه اقتصاد هم باید سیاست‌هایی داشته باشیم که در رسانه‌ها موفق باشیم. این کار تا حدودی انجام شده است و آن شبکه‌های بین‌المللی در صدا و سیما این مسئله را گسترده کرده و بازتاب عجیبی دارد. با این که این شبکه‌های بین‌المللی ما از حداقل مسائل فرهنگی و هنری استفاده می‌کنند، اما ببینید که چقدر حرف ما جدید است که از حرف ما استقبال می‌شود.
این قهرمان‌پروری و ملیت‌مداری را چرا برای خودمان نمی‌خواهیم؟
انسان ایرانی و اندیشه ایرانی که به نوعی در اندیشه شرقی عمومیت دارد، با فکر و ذهنیت امریکایی یکسان نیست. یعنی ما ممکن است اینها را ببینیم و خوش‌مان بیاید اما هیچ وقت نخواسته‌اند که آن طور باشیم. ما باید به باورهای خودمان نزدیک باشیم. وقتی واقعه‌ای به این عظمت برای امام حسین(ع) پیش آمد، فرشتگان آمدند به امام گفتند بگذارید به شما کمک کنیم. گفتند: نمی‌خواهم کمک کنید. وقتی حضرت ابراهیم را با منجنیق به آتش انداختند، در هوا وقتی به سمت آتش می‌رفت، جبرئیل آمد و گفت به شما کمک کنم؟ گفت: نمی‌خواهم. گفت: آنچه خدا می‌خواهد را می‌خواهم. این روح توحیدی در ما وجود دارد. ما نمی‌خواهیم آدمی که آنها تعریف می‌کنند، باشیم. ما می‌خواهیم آدمی باشیم که خودمان می‌خواهیم باشیم. ما به آسایش آنها که به اسم آرامش تعریف شده، اعتقادی نداریم.
به هر حال ما در انیمیشن‌ها شخصیت می‌خواهیم یا نه. آن شخصیت باید پتانسیل‌ها و کاریزماهایی داشته باشد که ما به عنوان قهرمان ملی از آن یاد کنیم. حال می‌گویید غربی نباشد خب چرا ملی نداریم؟
این اسطوره‌سازی بله. می‌تواند براساس باورهای خود ما صورت بگیرد که در حال حاضر هست. یکی از دوستان خود من آقای گلپایگانی در حال ساخت پهلوانان است که با حداقل بودجه تلویزیون کار می‌کند؛ از جان مایه می‌گذارد و در میان کودکان هم جا باز کرده است. حتی در بزرگ‌ترها هم به همین شکل. خود من یکی، دو قسمت را که دیدم، بهره بردم. دوستان دیگر هم در سطح تبلیغات شخصیت‌هایی را ساختند که جا افتاد و در کشورهای اطراف ایران هم مورد اقبال واقع شد. اما سلطه رسانه‌ای امریکا نمی‌گذارد که استعدادهای ما دیده شوند.
شما به حیات سینمای انیمیشن در حوزه دولتی موافق هستید یا به تقویت بخش خصوصی اعتقاد دارید. تاکی و چقدر بخش خصوصی باید به دولت وابسته باشد.
اگر اجازه بدهید ما باید روی لغات هم تکیه داشته باشیم. من اعتقاد دارم انیمیشن هنری فاخر و متعالی است. هنری است که از روح بشر سرچشمه می‌گیرد و به‌جاهایی می‌تواند برسد و نکاتی را بگوید که سینما و رشته‌های دیگر نمی‌توانند. انیمیشن دنیایی را ترسیم می‌کند که در سینما و رشته‌های دیگر دنیایش دور و اطراف ما است که ما آن را دنیای واقعی نام می‌نهیم در حالی که دنیای واقعی نیست. دنیای دور و بر ما هم مجازی است و این مشخص است. اگر خطوط عصبی که به مغزتان می‌رسد را قطع کنند ارتباط شما با دنیای دوروبر قطع می‌شود. حال حسن انیمیشن نسبت به این هنرها این است که می‌تواند دنیای محیط و اطراف ما را دور بزند و ارتباط بین فضای مجازی با دنیای واقعی را به‌وجود بیاورد که دنیای اصلی است. این است که اگر دورانی انیمیشن آمده و از سینما استفاده کرده و یک دوران آمده و از ویدئو استفاده کرده و از رایانه استفاده می‌کند ما نمی‌توانیم بگوییم انیمیشن سینمایی، انیمیشن ویدئویی، انیمیشن رایانه‌ای و... یک ضعف برای انیمیشن به حساب می‌آیند. انیمیشن می‌تواند خیلی بالاتر از اینها پرواز کند. یک ذهنیت غلط در دنیا هست که تصور می‌شود انیمیشن زیر مجموعه سینما است. در حالی که اشتباه است. استدلال آنها این است که در انیمیشن پلان داریم، فریم داریم، نورپردازی و کات و مونتاژ داریم. من سؤالم این است که چقدر این امکاناتی که سینما به آن مقید بود را شکسته است. جامپ‌کات زمانی آسیب و نماد بد و غلط بود اما الآن به وفور استفاده می‌شود. وقتی خود سینما خود را از این‌ها جدا کرده چرا ما به‌واسطه داشتن بعضی از اینها انیمیشن را زیر مجموعه سینما کنیم. انیمیشن ساختمان و دکور هم دارد پس زیر مجموعه معماری است نه هر هنری، با هم اشتراکاتی دارد تصور من این است که اگر می‌خواهیم انیمیشن داستانی و بلند در ایران جواب بدهد باز هم من آسیب را در مدیریت می‌بینم. بودجه که محدود باشد عوامل به سمت ساخت کار کوتاه می‌روند چون امکانات عظیم‌تری هم باید باشد تا توانش ایجاد شود.
جایگاه ما در حوزه آموزش در چه وضعیتی است. می‌توان آن را تبیین و ترسیم کرد.
ما برای این‌که در زمینه آموزش موفق باشیم بسیاری از شاخصه‌ها را باید به‌وجود بیاوریم که فضای آموزشی ما بایدبه گونه‌ای باشد که خروجی آن برای ما بهره وری داشته باشد. باید بر اساس منافع ملی توان کارایی داشته باشد. این چند مسئله است. اول این‌که ما دو مشکل عمده در فضای آموزشی‌داریم که باعث اخلال در آن خروجی می‌شود. دوم این‌که کاملاً از غرب متابعت می‌کنند یعنی تمام فرضیات و کتاب‌های ما و کتب مرجع ما ترجمه افکار آنها است که با ما همخوانی ندارد و علتش فضای مغشوش ما است.
اینها را به لحاظ محتوا می‌فرمایید یا تکنیک و تکنولوژی و فرم؟
محتوایی، ببینید، بر‌اساس ضرورت‌های محتوایی است که تکنیک هم رنگ پیدا می‌کند. اگر نیازهای شما نیازهای کاذب باشد، شما حتماً درجا می‌زنید، اما نیاز اگر واقعی باشد، خودش انگیزه حرکتی ایجاد می‌کند و رشد و توسعه کار با آن می‌آید، اما به دلیل وجود نیازهای کاذب ما که به آنها نیازی نداریم و افراد دیگری رفته‌اند تجربه کرده‌اند و به آن رسیده‌اند و برایمان ملموس نیست یا قابل باور نیست و آن را قبول نداریم، به این سمت رفته‌ایم که اشتباه است.
دومین مشکل چیست؟
فضای فرهنگی ماست. در تکنولوژی هم یا باید ما خودمان زایش تکنولوژی و علم داشته باشیم یا این‌که اگر جذب از خارج می‌شود، این در سیستمی قرار بگیرد که بازده مناسبی داشته باشد، چون این خلأ در فضای دانشگاهی ما وجود دارد، دچار مشکل هستیم و از خارج کپی می‌کنیم و بازده کاملی نداریم و نیروها وقتی بیرون می‌آیند، نهایتاً می‌شوند مترجم و...
ما باید به چیزی از لحاظ محتوا و فرم اتکا کنیم، وقتی راه نگاه به غرب را و تجربیات آن کشورها را می‌بندیم.
من اعتقاد ندارم محدود شویم. من نمی‌گویم با تجربیات کشورهای دیگر باید مبارزه کنیم. ما باید از تجربیات آن کشورها هم استفاده کنیم. اما تا چه حد و کجا؟ ابتدا باید پاهای خود را در جای سخت و سفت قرار دهیم، یعنی یک زمین و نقطه اتکا داشته باشیم. این نقطه اتکا به‌وجود نمی‌آید مگر این‌که هویت ثابتی داشته باشیم. هویت ثابت هم به‌وجود نمی‌آید مگر با اعتماد به نفس. اولین قدم جامعه هنری و انیمیشن و مدیران باید بر مبنای ایجاد هویت باشد.

پارازیت تمام شد !

 تولید مشترک انیمشن کوتاه « پارازیت » با همکاری استودیو انیمیشن نور و حرکت ، شرکت فلوید و مدرسه عالی هنر سوییس به پایان رسید...

 


نسخه نهایی «پارازیت» تهیه شده و به زودی روی نسخه 35 میلی‌متری عرضه می‌شود.

iipsknwpc6jtqbdhqvce.jpg

http://img2.tinypic.info/viewer.php?file=iipsknwpc6jtqbdhqvce.jpg

این انیمیشن، فیلمی کوتاه به کارگردانی «امید خوش‌نظر» است که در فضایی فانتزی و طنزآمیز داستان نگهبان یک مرز فرضی را به تصویر می‌کشد که از صدای رادیویی که در دکل است، به توهم جنگ دچار می‌شود.

68frbgidarinwf5jfzz7.jpg

http://img2.tinypic.info/viewer.php?file=68frbgidarinwf5jfzz7.jpg

این فیلم کوتاه علاوه بر نمایش در همایش جهانی انیمیشن که ماه دسامبر جاری در شهر لوتزرن کشور سوییس برگزار می‌شود، در ماه نوامبر برای دانشجویان مدرسه عالی هنر سوییس نمایش داده خواهد شد و اولین اکران خصوصی آن نیز در سینمای اصلی شهر لوتزرن انجام می‌شود.

17blva9nsqxufrsou3w0.jpg

http://img2.tinypic.info/viewer.php?file=17blva9nsqxufrsou3w0.jpg

یوخن اهمان تهیه‌کننده، بهزاد رجبی‌پور انیماتور اصلی، مجید اسماعیلی و علیرضا رنجبر مدلر، مهدی ابراهیم‌خانی استوری‌برد، آرش کریمی تدوین، امید نیک‌نژاد بافت‌دهی، گید و کلر صداگذاری، جوردانو کانوا جلوه‌های بصری، از جمله عوامل تولید ایرانی و سوییسی این فیلم هستند.

atr11ylk8e7l5xzoth4i.jpg

http://img2.tinypic.info/viewer.php?file=atr11ylk8e7l5xzoth4i.jpg

تولید این فیلم در استودیو انیمیشن نور و حرکت و پس‌تولید آن در شرکت فلوید (Floid) کشور سوییس و مدرسه عالی هنر(Hochschoule Luzern) آن کشور انجام شده است.

سینمای فردا- 10 آبان

http://www.parasite-animation.com/Parasite/Home.html

گفتگو با خالق ماهوری

 کارگردان انیمیشن ماهوری
گزارش : مریم ثابت قدم اصفهان

 

لطفا ً خودتان را معرفی نموده و بفرمایید که ماهوری چندمین کار حرفه ای شما بشمار می آید؟
من فاطمه گودرزی کارشناس رشته نقاشی هستم. بعنوان یک فیلم ساز ماهوری سومین کار من بشمار می آید.

از چه سالی و در کجا فعالیت تخصصی خود را آغاز کردید ؟
از سال 1375 فعالیت حرفه ای خود را آغاز کردم. و تجربیات متفاوتی در شرکتهای مختلف دارم اما عمده فعالیت های من در کانون پرورش فکری کودک و نوجوان بوده است.

ایده ماهوری از کجا سرچشمه گرفته و چرا مضمون موسیقی و عرفانی را برای این اثر برگزیدید؟
من مدتی است که بر مضمون موسیقی و مفاهیم مرتبط به آن متمرکز بوده ام. گرچه می توان گفت که نگاهی به ادبیات و عرفان نیز دارد . این داستان  راجع به نوازنده ای است که بخوبی قادر به نواختن خوب ساز نیست و علت آنرا در نمی یابد. نگاه من در این فیلم ، آن است که انجام کار هنری خوب ، مستلزم وجود یک سری فاکتورهای روحی و فکری و  شناخت مناسبی در مورد زندگی است. در این کار نیز ، نوازنده بعد از آشنایی با کسی که به خوبی قادر به نواختن ساز است ؛ به شناخت کاملی دست یافته و در نواخت قطعه ای از موسیقی به موفقیت دست می یابد.

آن حروف الفبایی نظیر " ن "  که از آب چشمه بالا می آید ، آیا دارای مضمون فلسفی است؟
نمی دانم مخاطبی نظیر شما تا چه اندازه درگیر مضامین فرهنگی است. به هر حال ما در هر فعالیت خود  همواره به دنبال نشانه هایی برای بیان برخی مفاهیم پنهانی موجود در فرهنگ خود  هستیم و البته مشکلاتی نیز در این راه وجود دارد. کسانی که در کانون پرورش فکری کودک و نوجوان به فعالیت  مشغول هستند ؛ همواره در صدد نشان دادن مضامین ایرانی و فرهنگی در قالب های جدید و مبتکرانه یا نشانه های تصویری  می باشند. من نیز چنین کرده ام و البته نمی دانم تا چه اندازه به هدف خودم نزدیک شدم. به هر صورت خیلی افراد دیگر نیز در ارتباط با چنین حروفی پرسیده اند. ودر حقیقت، بسیار اوقات این حروف تداعی کننده برخی واژه های عرفانی و عاشقانه نیز هستند. 

حقیقتاً همین گونه است. زیرا من نیز در هنگام تماشای برخی صحنه های این فیلم ، تصویری از عرفان را در ذهن داشتم و به ویژه پس از آشنایی مرد جوان با استاد حقیقتاٌ اختلاف عملکردهای او نسبت به گذشته بسیار برایم قابل تأمل بود. آنچنان که احساس کردم او عرفان یا موسیقی که  مد نظر شما است را به عشق زمینی ترجیح داده است. اما حقیقتاً هدف شما از خلق چنین صحنه هایی  چه بوده است؟
ببینید ؛ بهتر است اینگونه بگویم که هیچ عنصری را نمی توان از فرهنگ تفکیک کرد. وقتی که در مورد موسیقی شروع به کار کردم ؛ تمام این مسائل به مرور  در این مبحث شکل گرفتند. می خواهم بگویم که موسیقی یا هر هنر سنتی دیگر ما بیانگر افکار و تاریخ ذهنی ما از ادبیات و عرفان است. تمام آنچه که شما به آن اشاره کردید ؛ خود به خود در این فیلم خلق شده اند.  و مطمئناً چنین مفاهیمی در فیلم وجود دارند ؛گرچه نمی خواستم به اینجور مباحث اشاره مستقیمی داشته باشم.  ؛ زیرا آنچه که مد نظر من بوده ؛ موسیقی است.

ماهوری برای چه سنینی در نظر گرفته شده و بازخورد آن چگونه بوده است؟
حقیقتاً هدف من در خلق این اثر ، جلب رضایت گروه سنی نوجوان بوده است. اما به دلیل اینکه خلق انیمیشن در این مضمون، کمتر صورت گرفته است، لذا باید آنقدر در این حوزه فعالیت نمود تا با ایجاد یک فاکتور فرهنگی ، بازخورد مخاطب را ملاحظه نموده و سپس بطور هدفمند تری اهداف خود را دنبال کنیم. لذا اکنون که این فیلم هیچ مخاطب خاصی را هدف نگرفته ؛  با قاطعیت نمی توان در مورد بازخورد  افراد  صحبت نمود.

از چه تکنیکی در ماهوری استفاده شده است؟
این انیمیشن بطور Mix ساخته شده است.من  شخصاً فیلم نامه آن را نوشتم. رنگ آمیزی آن در برخی صحنه ها دستی و در برخی با استفاده از نرم افزار فتوشاپ انجام گرفته است.

آیا فکر می کنید فیلم شما در سی و نهمین جشنواره آموزشی رشد ؛ مورد توجه قرار گیرد؟
تا جایی که من می دانم ؛ در جشنواره امسال کاندید شده است.

عرصه انیمیشن ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا از نظر شما این عرصه رو به ترقی است؟
از نظر من که  نگاهی خوشبینانه دارم ؛ این عرصه رو به ترقی است. زمانی که من فعالیت خود را آغاز کردم ؛ هیچ مکان آموزشی جز کانون پرورش فکری  وجود نداشت. اما اکنون حوزه فعالیت در این عرصه بسیار گسترده شده است و در این بین ؛ استعداد علاقه مندان بسیار قابل توجه است.

بسیار سپاسگزارم. پیشا پیش  موفقیت تان در جشنواره آموزشی رشد را به شما تبریک می گویم. موفق باشید.
منبع:
http://www.animationdata.com/fa/158.html

ویژه نامه جشنواره رشد:
 http://www.animationdata.com/fa/1.html

©  Copyright 2009/ Animationdata.com & Partners

گفتگو ی تلفنی با استاد علی اکبر صادقی

گزارش : مریم ثابت قدم اصفهان

 

 

با عرض سلام خدمت شما ، لطفاً بفرمایید این چندمین حضور شما بعنوان داور فیلم های انیمیشنی در جشنواره بین المللی فیلم های رشد است؟

این سال دوم است که من بعنوان داور در جشنواره رشد حضور دارم. سال گذشته یعنی در سی و هشتمین جشنواره رشد نیز حضور داشتم.

 

شما کیفیت فیلم های امسال جشنواره رشد را چگونه ارزیابی می کنید؟

اگر نظر من را بخواهید ؛ فیلم های خارجی که امسال در جشنواره حضور داشت از کیفیت مطلوبی برخوردار نبود و جز یک یا دو انیمیشن که در جشنواره حائز رتبه شد ؛ بقیه انیمیشن های خارجی نظر مرا جلب نکرد. بر عکس ؛فیلم های انیمیشن ایران ، از نو آوری های زیادی برخوردار بود و این برای من بسیار قابل توجه است که کارگردانان ایرانی دیگر یک کار بازاری در جشنواره ارائه نداده بودند ؛ بلکه با تلاشی خلاقانه فعالیت نموده و  انیمیشن آنان از رویکرد هنری ، گرافیک و طراحی بسیار قابل تأمل بود . بعلاوه ، سابقاً انیماتورها از طرح های کاریکاتوری یا فرنگی بیشتر استفاده می کردند ؛ در حالی که شخصیت های انیمیشنی متمایز از طرح های کاریکاتوری است . لذا چنین طراحی های خوب خاص انیمیشن  در فیلمهای  "ماهوری" ، "مرد جوان و خیاط حیله گر " و یا " ارس "  ملموس تر بودند.

 

 

در هنگام داوری ؛ نگرش شما نسبت به یک انیمیشن طبق چه رویکردی صورت می گیرد؟ آیا به سبک تخصصی و هنری به آن می نگرید یا آن را در دنیای کودک و نوجوان می سنجید؟

به نظر من یک انیمیشن خوب باید علاوه بر جلب توجه کودک و نوجوان ، برای خانواده ها نیز مناسب بوده و راهگشای مباحث تربیتی ایشان در ارتباط با دنیای کودک باشد.  فیلم های انیمیشنی که  در دنیای نو آورانه امروز از رویکردی خلاقانه  و هنری بهره مند باشند ؛ تحت معیار و سنجش من بعنوان یک داور قرار می گیرد. بعلاوه باید موضوع ، نگرش و همچنین رده سنی یک فیلم انیمیشنی مشخص باشد.  البته فیلم های انیمیشنی امسال در جشنواره برای همه سنین مناسب بودند. اما نکته قابل توجه دیگر آن است که اگر یک فیلم خوب را انتخاب می کنیم ؛ باید به مردم  و بچه ها معیار "خوب دیدن " را نیز بیاموزیم و سنجش ما از خوبی یک فیلم تنها وجود برخی اکشن های تکراری  در فیلم های ژاپنی نظیر هیولا هایی که بچه ها را شیفته خود کرده و البته فاقد تأثیر گذاری مناسب نیز هستند ؛نباشد. فیلمی از ارزشی خاص برخوردار است  که از محتوای عرفانی ، آموزشی و تربیتی برخوردار بوده و باعث توسعه تفکر و اندیشه کودک و نوجوان گردد. 

پس از نظر شما تفهیم برخی معانی ضمنی در انیمیشن کودک و نوجوان نقش بسیار زیادی داشته و در این حوزه می توان  برخی مباحث روانشناختی کودک را در انیمیشن گنجاند و شاهد  تأثیر گذاری گسترده آن بعنوان یک جایگاه تربیتی برای آنان بود؟

بدون شک همین طور است. زمانی که بچه ها "خوب دیدن "را فرا گیرند ؛ محیط پیرامون خود را نیز به خوبی و زیبایی می نگرند . بطور مثال یک قطعه سنگ و یا یک شاخه گل نیز برای ایشان قابل مشاهده و درک  است و  همچنین شما تأثیر یک فیلم آموزشی را در نوع رفتار و نگرش آنان حتی از زمان کودکی تا بزرگسالی که طبق فراگیری های گذشته شان ،انتخاب های مناسبی نیز خواهند داشت ؛ ملاحظه می کنید . گرچه حوزه فیلم انیمیشن تنها به دنیای کودک محدود نشده و حتی بزرگسالان نیز از مشاهده یک فیلم انیمیشنی زیبا لذت می برند. کارگردانان نیز باید سعی کنند فیلمی را به معرض تماشا قرار دهند که باعث خستگی و ملال مخاطب نگردد و همواره جذابیت آن را مد نظر قرار دهند.

 

از آنجا که تفهیم برخی حقایق زندگی برای کودک و نوجوانان نسبت به بزرگسالان دشوار تر است و لذا مستلزم وجود شناخت و اندیشه  گسترده ای در این حوزه است ؛ آیا ایده های فلسفی خاص که به طور مثال در "ماهوری" و یا سایر انیمیشن های شبیه بدان  مشاهده کردیم ؛ جزو  ایده های نوین و مبتکرانه در تفهیم اینگونه موارد  بشمار می آید؟

بله کاملاً همین گونه است. بطور کلی انیمیشن شبیه یک تابلو نقاشی است . شما با دیدن یک گل در نقاشی پیام خاصی را دریافت نمی کنید ؛ جز یک احساس زیبا شناختی زود گذر . در حالی که  پرتره ها و یا نقاشی های سوررئالیستی ، بیننده را وادار به تفکر در کشف مفاهیم پنهان در نقاشی می کنند. انیمیشن نیز باید اینگونه باشد .

 

اگر مایل به ذکر نکته ای هستید ؛ خواهش می کنم بفرمایید.

بنظر من باید آموزش و پرورش و یا کانون فکری کودک و نوجوان  بیش از همیشه به هنرمندان واقعی و مستعد یاری رسانند . گرچه بسیاری از هنرمندان با عشق  در این حوزه فعالیت می کنند ؛ اما اگر بخواهیم فیلم های مطلوب تری را تولید کنیم ؛ باید نیازمندی های مالی و معنوی هنرمندانمان را مرتفع سازیم تا با آسودگی خاطر به خلق آثار خود بپردازند ؛تا اینگونه با تکرار بی رویه برخی آثار روبرو نباشیم.

 

بسیار متشکرم که وقت خود را در اختیار بنده قرار دادید. همیشه موفق و مؤید باشید

گزارش : مریم ثابت قدم اصفهان

http://www.animationdata.com/fa/159.html

 

©  Copyright 2009/ Animationdata.com & Partners

مرد کور



روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!

وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید
 

 

 

 

انیمیشنی عمل کنیم !

 

 وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشون میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده ...

"چارلی‌ چاپلین"

 

 

   + سید علیرضا گلپایگانی - ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸