انیمیشن از نگاه گلپایگانی


نگاه علیرضا گلپایگانی به انیمیشن ایران و جهان

هفته اول فروردین 88

تحویل سال با کورش کبیر!

امسال سال متفاوتی است . برای اینکه متفاوت شروع شد حداقل برای من . حسن تصادف بود یا هر چیز دیگری  نمیدونم اما ساعت تحویل سال در کنار مقبره کورش کبیر  سال کهنه را به نو تبدیل کردم....حس و حال متفاوتی بود ...جای همه دوستان خالی...

شاهنامه خوانی پای مقبره کوروش

جمعیتی که گوسا برخی از آنها هر سال این آیین را همیشه همین جا برگزار میکنند.

هفت شین نوروز - درست خوندین هفت شین نه هفت سین! این سفره نوروزی ایرانیان قدیم است . که گویا بعد از اسلام بخاطر حضور شراب در سفره به هفت سین تغییر یافته.

در حاشیه مراسم ساعت تحویل سال پای آرامگاه کوروش

فائز در تهران

امروز که روزدوم عید است تلفنی با استاد  فائز علیدوستی در تماس بودم .اما اینبار من در باغ ارم شیراز بودم و او در خانه مادر همسر در تهران. کلی خشنود گشتم. انشالله بزودی در تهران دیدار تازه خواهیم کرد.

سال نو از دید لطفعلی خانی

سال گاوه دیگه! مگه چیه ؟

 درگذشت اردشیر کشاورزی

اردشیر کشاورزی از هنرمندان صاحب نام و برجسته تئاتر عروسکی بامداد امروز بر اثرعارضه ریوی دارفانی را وداع گفت .  

این هنرمند که به دلیل این بیماری به مدت ۷ ماه در بستر بیماری به سر برد ساعت ۳ صبح امروز به دلیل تشدید بیماری جان خود را از دست داد .
جواد ذوالفقاری از دوستان نزدیک زنده یاد کشاورزی با تایید این خبر گفت : به دلیل اینکه تعداد زیادی ازهنرمندان در سفرهای نوروزی به سر می برند تصمیم گرفته شده تا مراسم خاکسپاری زنده یاد کشاورزی را روز یکشنبه هفته آینده در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) برگزار کنیم .
ذوالفقاری با ابراز تاسف از درگذشت این هنرمند برجسته و صاحب نام عرصه تئاتر عروسکی گفت : حضور فعال در مرکزتولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، سفر به دور دنیا برای تولید آثار نمایشی ، تولید و کارگردانی چند نمایش برجسته از جمله لوبیای سحر آمیز و داستانهایی از مثنوی مولوی ، تدریس رشته نمایش عروسکی در مدرسه عالی سینما و تلویزیون ، عضو فعال اتحادیه یونیما ، بنیانگذار شیوه های مدرن نمایش عروسکی در ایران از جمله فعالیتهایی است که این استاد برجسته در طول فعالیت خود در عرصه نمایش داشته است .

فیلمنامه نویسی برای انیمیشن- اردشیر کشاورزی

زیباشناسی انیمیشن- ترجمه: اردشیر کشاورزی

جهان عروسکی انیمیشن سه‌بعدی (ساختن فیلم‌های انیمیشن سه‌بعدی)- ترجمه : اردشیر کشاورزی

درگذشت استاد اردشیر کشاورزی را به بازماندگان و دانشجویان و علاقمندانش تسلیت میگم. گلپا

نامه یک دوست

 نام خدا

سلام عرض میکنم به استاد گلپایگانی عزیز و هنرمند انیماتور

من یه کوچولو از نوع طاهایی هستم و یه سینه یوخته انیمیشن که در حال حاضر در حال تحصیل در رشته گرافیک و نزدیک به فارغ التحصیل شدن هستم.... منم مثل خیلی های دیگه از وقتی که فهمیدم علاقه واقعیم چیه بیکار ننشستم و دارم در مورد انیمیشن تحقیق و مطالعه میکنم....قصدم درد دله چون تو این مسیر تنها قدم بر میدارم و از این میسوزم که ما که این همه استاد و پیر این راه داریم و من از همشون دور افتادم.... امسال کنکور ارشد دادم به امید اینکه بتونم رشته انیمشن

قبول بشم و این دل بیقرار آروم بگیره ولی که فعلن پای رفتنم نیست و گیر افتادم و هنوز فارغ التحصیل نشدم

جالبترش اینه که دانشجوی شهرستان هستم و دستم از خیلی جاها کوتاهه..

الان که تقربین هر روز عید دارم صفحه های وبلاگ شما و بعضی سایتهای انیمیشن رو میخونم از یه طرف خوشحال میشم و انرزی و انگیزه ادامه راه میگیرم و از یه طرف افسوس می خورم که چرا من نمیتونم تو این سمینارهای دانشگاه هنر

یا تربیت مدرس شرکت کنم و یا اینکه به نشجویان و علاقه مندان انیمیشن بور بخورم تا شاید فرجی بشه و منم عضو گروهی بشم و تو این حرفه که علاقش از بچگی باهام بوده فعالیت کنم...الان مثل کسی هستم که میبینه و نمیتونه کاری بکنه

البته من تجربه پیپر انیمیشن رو قبل از قبول شدن دانشگاه داشتم تو کلاسهای آموزشی موسسه صبا و با استاد هزمزحقیقی ولی الان برام افسوسش مونده که چرا همون موقع ها چرا این راه رو ادامه ندادم و نیمه کاره گذاشتمش

سرتونو درد نیارم...غرض از مزاحمت اینه که می خواستم بدونم که آیا من میتونم تو سمینارها و جلسه پایان نامه دانشجویان انیمیشن شرکت کنم؟ چون از علاقه زیادم میخوام موضوع پایان نامه لیسانسمو انیمیشن بردارم ولی هنوز نمیدونم چه شاخه ایشو و چه موضوعی که هم جدید باشه و کار نشده و در عین حال من از پسش بربیام... و اینکه آیا من عضو آسیفا بشم میتونم پیشرفتی تو این راه کنم؟ حد اقلش اینکه از ضعفها و قوتهام مطلع بشم و بدونم چه طوری مسیر یابی کنم؟!

من تا میتونم انیمیشنهای جدید و میبینم و البته از دید تخصصی و نقادانه در حد خودم

ازتون میخوام به عنوان اهل فن منو راهنمایی کنین که چه کار میتونم بکنم حالا که فعلن از دریای انیماتورها و کارگردانها دورم. چه کار کنم برای اینکه یه طراح شخصیت و انیماتور خوب بشم و به قول خودمون قدم های اول رو بردارم؟

باید از کجا روع کنم و چه کارهایی انجام بدم تا قوی بشم؟من کودک درون کنجکاو و حرف گوش کنی دارم

هر چی بگین انجام میدم

منتظر جوابتون هستم بی صبرانه .....دور مانده ام از اهل فن.... من همی خواهم یکی اهل سخن

تا بگوید او مرا در راه دل......خضرباشد او مراباشم خجل.......

بی صبرانه و سراپا گوش منتظر جوابتونم...

با احترام ن.طاهایی  .

 دوست عزیز

به جمع سوختگان انیمیشن خوش آمدیدلبخند

در جلسات پایان نامه های دانشجویان و جلسات عمومی میتونید شرکت کنید . امیدوارم بتونم قبل از برگزار شدن خبرشو تو وبلاگم بگذارم.

با دانشجوهای انیمین هم میتونید به قول خودتون بر بخورید ! بچه های خوبی هستند و کودک درونشان هم مهربان و کنجکاو است .

برای پایان نامه لیسانس ، خوب من توصیه میکنم که یک کار گرافیک خوب انجام بدید! شما تو دوره لیسانس بهتون انیمین که یاد ندادند که عصاره ( پایان نامه ) آن انیمیشن باشد! منظورم  اینه که اگر میخواهید یک انیماتور خوب بشید  خوبه که یک گرافیست خوب بشید.  ولی انتخای با خودتونه..تو جلسه پایاین نامه اگر بهتون ایراد گرفتن نمیتونید بگید که این کار اولمه! و ضعفهاش بخاطر اینه و اونه...خوب کی مجبور تون کرد که برای پایان نامه گرافیک کار انیمین انجام بدین !!؟ به هر حال این توصیه منه..تو انیمن  مباحث گرافیک و بویژه طراحی - طراحی - و طراحی خیلی کاربرد دارد.

از دیدمن ایننیمن  سه یه چیز وابسته است :

١- طراحی  ٢- سینما ٣- نرم افزار

قبلا شعارم  این بود   انیمیشن یعنی :١- طراحی  ٢- طراحی  ٣- طراحی!

اما آدم مرده حرفشو عوض نمیکنه!‌و من فعلا زنده ام !

اغلب  فیلمسازهای  انیمین ایرانی موفقی که من میشناسم معلم خودشون بودند ! یعنی خودشون بهخودشون درس میدادن.. میتونی معلم خودت باشی و رشد کنی

دانشگاه فقط یک مکان است  و البته یک مکان فوق العاده برای اینکه به چیزهایی که دوست داری فکر کنی و با کشانی که به اون علاقه تو علاقمندند آشنا بشی( معلمهای واقعی ). این همه شور و شوق شما من را به وجد میاورد ..اما هر دومون میدونیم که کافی نیست. ...برای رسیدن عجله نکن...چون چیزی  نیست که بخواهی بهش برسی!! نقطه رسینی نیست.اما میشه  همیشه تو این فضا سیر کرد و لذت برد.

با آسیفا در تماس باس و حتما عضو آن بشو. این جمع همن مکان ارتباط با آدمهاست. گرچه باید با حضور شماها فعالترش کرد.

برای طراح شخصیت و ...باید حسابی طراحی فیگوراتبوتون رو تقویت کنید. طراحی کلاسیک  منظورمه..ابعاد و احجام را بشناسید . راز موفقیت در طراحی  یادگیری اصول اونه..سخته! خوب البته که سخته. فکر کردین چیزهای با ارزش به راحتی بدست میاد!!

و آخر اینکه از اشتباه کردن نترس!. بهترین یادگیریهایت از اشتباهاتی است که در کار مرتکب میشوی...همین

باز هم از اینکه به جمع ما  اضافه شدی خوشحالم

عیدانه و نوستالژی و اینها…

83976185

نزدیک به تحویل سال که می شد، همیشه فکر می کردم که امسال بالاخره تخم مرغ رنگی روی آیینه می چرخد و ماهی قرمز درست در لحظه ی تحویل سال کاملا بی حرکت می شود.نمیدانم از کجا شنیده بودم که باید تخم مرغ بچرخد و ماهی نچرخد،اما هرگز نه ماهی ثابت می ماند و نه تخم مرغ می چرخید. توپ سال نو (که حالا دیگر مدتهاست صدایش را نه از تلوزیون و نه از رادیو نمیشنویم) را در می کردند و صدای ساز و نقاره ی معروف بلند می شد و همه ی اهل فامیل به سمت هم هجوم می بردند و بساط ماچ و بوسه و رد و بدل شدن اسکناسهای تا نخورده وخندیدن به چیزهایی که اصلا هم خنده دار نبودند و جیغ های الکی بخاطر عیدی هایی همه از قبل میدانستند قرار است بگیرند و حالا مثلا میخواستند بگویند که غافلگیر شده اند و آشتی کنان زن و شوهر هایی که درست ده دقیقه قبل از تحویل سال برای هم خط و نشان می کشیدند به راه می افتاد. این وسط من هنوز نشسته بودم و تخم مرغ را می پاییدم که بالاخره می چرخد یا نه ( از ماهی ها نا امید شده بودم ) و تخم مرغ لعنتی بالاخره نچرخید که نچرخید. عوضش زندگی تا بخواهید چرخید و همه ما را چرخاند… عید پشت عید و من که بزرگ می شدم و هی حول حالنا الی احسن الحال…بزرگ می شدم و دیگر بچه نبودم که موقع تحویل سال جین بپوشم با پیراهن چهارخانه .  کت و شلوار بود که به سبک اواسط دهه ی هشتاد میلادی یقه کت باریک بود و پاچه شلوار ها هم هرچه تنگ تر شیک تر، بعدش که پشت لبمان کمی سبز شد کراوات هم باید می زدیم و به صورتمان که به زحمت چهار تا نخ مو رویش پیدا میشد تیغ می کشیدیم و افتر شیو و ادوکلن ( الکی جلوی بزرگترها ادای سوختن در می آوردیم ) و به همه ی اینها اضافه کنید  یک عدد کله ی کچل را!!! مدیر و ناظم دبیرستان بر اساس یک سنت نفرین شده ی قدیمی هرگز فراموش نمیکردند که بین پانزدهم تا بیست و پنجم اسفند کله ی همه ی بچه ها را برق بیندازند! شوخی هم سرشان نمیشد، بچه ای که کچل نمیکرد از امتحانات سه ماهه ی دوم سال تحصیلی محروم می شد. حالا ما می ماندیم و نگاه حسرت بار به جوانهای دیپلم گرفته و دانشگاه رفته ی فامیل که موهایشان را کرنلی می کردند سبیلهایشان را مدل قجری تاب می دادند و ما آرزو می کردیم که معجزه ای بشود و توی سه چهار روز مانده به آغاز سال نو یا یک ویروس کچلی بیاید و همه را شبیه ما بکند، یا اقلا موهای ما انقدر رشد بکند که آثار زخم و زیلی های باقی مانده از دوران کودکی را بپوشاند و دم عیدی آبروی ما پیش مثلا نوه ی دختر دایی پدرمان( که آنروزها مظهر زیبایی بود وعاشق جورج مایکل شده بود و پیش خودش قرار گذاشته بود برود امریکا شوهر بکند) نرود! باز هم نوروز پشت نوروز می آمد و می رفت و هر سال یک عده از فامیل کم می شدند. مهاجرت می کردند و می رفتند و سر سال که می شد نامه شان می آمد با یک سری عکس کنار هفت سین که اشک پیر و پاتالهای فامیل را در می آورد و حرص ما جوانها را که دلمان می خواست موهایمان را ( اونجوری) درست کنیم و تی شرت ( اونجوری ) بپوشیم و مات متحیر مانده بودیم که چطوری میشود که هر پینوکیوی سیاه سوخته و لاغر مردنی که ما اینجا توی فامیل داخل آدم حساب نمیکردیم، پایش را که میگذاشت (خارج) ، سر یکسال  میشد عین تام کروز ! …. وباز عید پشت عید ومن که حالا سرباز بودم و شب سال نو را باید توی پادگان پاس می دادم و منتظر سوم فروردین می ماندم که مرخصی بگیرم و پنج روز بروم خانه و برای آن پنج روز چه نقشه ها که نکشیده بودم …بهار بود و هوا همچین یک جورهایی بود که آدم دلش میخواست دائم عاشق بشود . اصلا اگر بیست و دو سالت بود و هنوز عاشق نشده بودی باید سرت را میگذاشتی زمین و می مردی چون تمام کور و کچل های دور و برت همه شان دچار طاعون عشق بودند و سیگار می کشیدند و گیتار می زدند و دائم قسم می خوردند که همین فردا صبح خودشان را دم در خانه ی طرف حلق آویز می کنند! و بعد سالهای زیادی به سرعت برق و باد گذشتند و زمین چرخید و چرخید تا من برسم به به آخرین روز از سال 1387 و یکمرتبه ببینم که پسرم پنج ساله است و نشسته و دارد با ماژیک روی تخم مرغ های مخصوص عید را نقاشی می کشد. یک وسوسه ی کمی شیطانی زیر گوشم می خواند که دستش را بگیرم و ببرمش یک گوشه ای و یواشکی بهش بگویم که تخم مرغ رنگی عیدت را بگذار روی آینه و ببین که موقع تحویل سال چطوری دور خودش می چرخد….

**********************************************************

عید همگی مبارک، برای همه آرزوی سالی پر از سلامتی و خوشبختی دارم. از تمام دوستان عزیزی که در سال گذشته به خانه ی اینترنتی من سری زدند و با حضورشان شمارشگر وبلاگ ( اون پایینه) را چرخاندند و به من دلگرمی دادند تشکر می کنم. خوشحالم که در سال گذشته توانستم تنور (انیمیشن امروز) را گرم و روشن نگه دارم و باز هم خوشحالم از اینکه توانستم از این طریق دوستان عزیزی پیدا کنم و در خاطر دوستان قدیمی هم باقی بمانم. امیدوارم انیمیشن ایران سال و سالهای بهتر و زیباتری را در پیش رو داشته باشد و امیدوارم که متولیان انیمیشن ایران، کمتر از پیش انیمیشن را با ترازوی ساعت ودقیقه ( وزن) کنند. آیا واقعا به همان اندازه که به یک میلیون دقیقه تولید در سال اهمیت میدهیم، به آنچه که تولید کرده ایم هم اهمیت می دهیم؟ امیدوارم امسال بچه هایمان بتوانند بیشتر از تعداد انگشتان دستشان به انیمیشن های ایرانی که حاضر به دیدنشان هستند اشاره کنند، امیدوارم که…

بهارتان سرسبز و دلتان شاد باشد-مهبد بذر افشان

 یک جلسه

بنام خدا

 

 

صورتجلسه ی کمیته ی تخصصی انیمیشن

 

زمان: چهارشنبه 18/2/87

ساعت 17

مکان: آتلیه ی استاد علی اکبر صادقی

 

حاضرین: آقایان رضاداد، حسین نژاد، گلپایگانی، گل محمدی، صادقی، توکلیان، سلطانی و خانم خلیلی

 

در این جلسه مصوب شد که در راستای برگزاری سلسله جلسات تجلیل از استادان هنر در فرهنگستان هنر، از استاد علی اکبر صادقی تقدیر به عمل آید. همچنین قرار شد فیلمی کوتاه درباره ی آثار و زندگی استاد ساخته شود و در این مراسم به نمایش درآید. در این برنامه، طی یک هفته انیمیشن هایی از استاد علی اکبر صادقی در سالن نمایش فرهنگستان هنر به نمایش در خواهد آمد و به صورت موازی نمایشگاهی نیز از آثار نقاشی ایشان برپا خواهد گردید. در صورت تمایل استاد، فروش آثار بلامانع خواهد بود.

تاکید و هدف اصلی این برنامه، شناساندن وجه فیلمسازانه ی استاد علی اکبر صادقی و انیمیشن های ایشان خواهد بود، و آثار نقاشی ایشان به صورت جنبی ارایه خواهد گردید.

 

در ادامه ی این جلسه و در راستای صحبت های انجام شده در جلسه ی قبل، در مورد برپایی هفته ی فیلم های انیمیشنِ کشورهایی همچون ژاپن، کانادا، روسیه و... گفت و گو و تبادل نظر شد.

به عنوان مثال در مورد روسیه می توان از طریق جناب آقای دکتر سلطانی با ساکالوف ارتباط برقرار کرد. چنانچه ساکالوف، خود پیشنهاد برگزاری هفته ی فیلم ایران و روسیه را قبلا به ایشان ارایه کرده است.

از سوی دیگر به این نکته اشاره شد که می توان روی کشورهای هم سنگ و هم ردیف خودمان از قبیل هند و... تمرکز کرد. به این ترتیب شاید بتوان به قیاساتی واقعی تر و دستاوردهایی کاربردی تر دست یافت.

نکته ی دیگری که مورد تاکید کلیه ی اعضا قرار گرفت این بود که صرفِ نمایش کافی نیست و حتما باید به نقد و تحلیل آثار بپردازیم؛ چیزی که تا این لحظه کم تر مد نظر قرار داده و جرات آسیب شناسیِ حتی انیمیشن های خودمان را نداشته ایم.

در ادامه به این مساله اشاره شد که باید به دنبال آثار و استودیوها و فیلمسازانی باشیم که کم تر در ایران شناخته شده اند و چه بسا حتی خود اهل انیمیشن از فعالیت ها و آثار و دستاوردهای آنان بی خبرند. مثلا اگر به سراغ کشوری همچون کانادا می رویم، فراموش نکنیم که کانادا صرفا به معنای NFB نیست و جریانات و استودیوها و مراکز مهم دیگری در آن جا مشغول تولید و فعالیت اند (که به عنوان مثال می توان به نیروانا اشاره کرد). همچنان که باید گوش به زنگِ اتفاقات خاص و مهم باشیم؛ مثلا اخیرا در بریستول 5 انیمیشن درباره ی 5 پیامبر بزرگ ساخته شده است که توجه به این مجموعه و مد نظر قرار دادن آن در یکی از این هفته های انیمیشن می تواند بسیار جالب باشد.

نکته ی دیگری که در ارتباط با برگزاری هفته های انیمیشن مطرح شد این بود که با توجه به این که مشکل اصلی انیمیشن کشور ما تولید است، چه بسا کشور مورد نظر و آثار مربوطه را با محوریتِ توجه و تمرکزِ ویژه بر مساله ی تولید انتخاب کنیم. به این ترتیب به شکل مستقیم یا غیر مستقیم و از قِبَل این برنامه، دردی از دردهای انیمیشن کشورمان نیز دوا خواهد شد. اما پیش از آن که در این باره تصمیمی بگیریم باید به صورت کاملا شفاف برای خودمان مشخص کنیم که آیا قرار است به انیمیشن نگاه خاص داشته باشیم و آثار جشنواره ای و هنری را ترغیب و تشویق کنیم؟ یا قصدِ آن داریم که با نگاه کلان نگر، در راستای بهسازی سیستم تولید و نجات آن گام نهیم؟ (با این فرضِ مهم که در ساختار کلی انیمیشن کشور ما، انیمیشن تجاری جایگاهی ندارد). ما جایگاه فرهنگستان هنر را در این میان چه می بینیم؟ در برنامه های نمایش انیمیشن، هدف اصلی ما چیست؟ آشنا کردن مخاطبان با سبک های مختلف انیمیشن دنیا؟ یا ...؟ آیا هدف تعالی بخشیدن به دیدگاه هاست یا نگاه کلان داریم؟ در هر صورت به نظر نمی رسد که این گونه نگاه به نتیجه برسد. ما حتی در یک دانشکده می بینیم که تعامل صحیح و سالم میان مدیران گروه 4 رشته وجود ندارد. در چنین شرایط و جوّی که اصولا تعاملی وجود ندارد و این مساله حتی دغدغه ی کسی نیز نیست فرهنگستان هنر چگونه می تواند مابین ارگان های مختلف هم گرایی ایجاد کند؟

در راستای مبحث اخیر، جناب آقای دکتر حسین نژاد به 5 گرایشِ موجود در توسعه ی انیمیشن در 5 کشور جهان اشاره کردند. این 5 کشور عبارتند از سنگاپور، چین، هند، انگلستان و آمریکا (هالیوود). به دلایلی – که در پی خواهد آمد- پیاده کردن سیستم تولید موجود در هیچ یک از این 5 کشور در ایران عملی نیست.

در هند، روند موجود از این قرار است که شات ها و صحنه هایی از تولیدات دیگر کشورها و استودیوها (و از آن جمله حتی هالیوود) به انیماتورهای هندی سفارش داده می شود. بنابراین درواقع چیزی به اسم انیمیشن هندی شکل نگرفته و وجود ندارد، و هندی ها صرفا برای دیگران کار کرده اند (که استفاده از چنین سیستمی در ایران عملا غیر ممکن است).

در سنگاپور عکس این قضیه صادق است. آنان با دعوت از سرمایه گذاران خارجی به کشورشان به این وادی قدم گذارده اند (که پیاده کردن این روش نیز در کشور ما عملی نمی باشد).

در انگلستان برنامه ی 20ساله ی جامع و مفصلی برای توسعه ی انیمیشن تنظیم و طراحی شده است. در این برنامه ی راهبردی، نقش دولت نیز به شکل دقیق تعیین شده، و این در حالی است که همه چیز در دست بخش خصوصی است (حمایت و تسهیلاتِ دولت/ کارِ بخش خصوصی). در این برنامه ی 20ساله، به صورت همه جانبه و با در نظر گرفتن تمام پارامترها و جزییات، در راستای تربیت و کشف نیروی مستعد انسانی و پرورش این ظرفیت برنامه ریزی شده است. از سوی دیگر دقیقا مشخص و روشن است که در انتهای این پروسه ی 20ساله (یعنی سال 2020)، 30% بازار انیمیشن دنیا در دست انگلستان خواهد بود (پر واضح است که پیاده سازی این برنامه نیز در ایران عملی نیست).

اما در آمریکا پروسه ی تولید انیمیشن به شکلی است که بر سیاست های اقتصادی تاثیر می گذارد و به نوعی تعیین کننده و جهت دهنده به آن است. کمپانی ها به صورت شبکه با هم کار می کنند و حتی در حاکمیت دخالت می کنند (که این روش نیز در ایران عملی نیست).

با آگاهی از تمام این مسایل و واقعیات و در راستای ارایه ی راهکاری عملی که در بافت کشور ما قابل اجرا باشد، می توان به پروسه ی ایجاد و پرورش «سازمان های خلاق» اندیشید.

اما مختصات این سازمان ها چیست؟ پشتوانه ی این سازمان ها صرفا نیروهای علاقمندی هستند که بدون اتکای به دولت و با سرمایه های مختصر فعالیت می کنند و نهایتا به تولید منجر می شوند. در این جا اتکای اصلی به جامعه ی انیمیشن است. از فواید این تشکل های کوچک این است که اقتصادی اند، خمیرمایه ی کارهایشان گنجینه های ملی و ایرانی است، قابل انعطاف اند (به این معنی که نوع پروژه، تعداد افراد را تعریف می کند)، متکی به action learning هستند، آموزش در حین کار دارند و در آن ها آموزش تجربی و عملی همراه است. هسته ی مرکزی سازمان های خلاق می تواند بین 10 تا 15 نفر باشد (که رفته رفته گسترش خواهد یافت) و در یک پروسه ی زمانی 2ساله می توان این طرح را به مرحله ی قابل قبولی رساند. در این گروه ها تقسیم کار بر اساس نوع گرایشات و استعدادهای اشخاص خواهد بود و محتاج علاقه، پشتکار و حوصله است.

اگر این گروه ها تاکنون شکل نگرفته اند به این دلیل بوده که تا به حال اتکا به دولت و ارگان ها و سازمان های مختلف بوده است، در صورتی که اگر این نگرش تغییر کند و وابستگی به دولت از میان برود (امید آری، اتکا خیر!)، به مرور می توان به شکل گیری این سازمان ها امید داشت. در عین حال هرگاه شرایط موجود تغییر کند و احیانا دولت به کمک بشتابد، امکانات جدید به کمک شرایط موجود می آید و اوضاع بهتر خواهد شد.

در زمینه ی game این روند آغاز شده است؛ به این شکل که packageهایی طراحی و آماده می شوند و بعدا در جای مناسب و بر حسب نیاز مورد استفاده قرار خواهند گرفت.  

در ادامه ی مبحثِ سازمان های خلاق، به دو راه حلِ 1- قطع ارتباط کامل با سیستم و عمل به صورت خودجوش، و 2- واکسینه نمودن خود و تلاش برای ارایه ی راه حل اشاره شد. به عقیده ی بعضی از اعضا، شاید راه بهتر بسیج نمودن تمام نیروها و گام نهادن در مسیر دوم باشد. به این ترتیب شاید بتوان کاری کرد و از امکانات و تسهیلاتی استفاده کرد، بخش هایی را اصلاح نمود و به این راحتی به راه حل های زیرزمینی پناه نبرد.  

در ادامه ی جلسه، در مورد همایش ملی انیمیشن ایران گفت و گو شد. اکنون و پس از برگزاری اولین همایش، ضروری است که دستاوردها و نقاط قوت و ضعف همایش مشخص شود و اعضای کمیته ی تخصصی انیمیشن فرهنگستان هنر، نظراتشان را ابلاغ کنند. چه بسا بیانیه ای ارایه شود و وظایفی به مرکز یا مراکزی خاص تکلیف یا درخواست یا پیشنهاد گردد. در این صورت می توان به جمع بندی هایی رسید و با اجماع این نکات و نتایجِِ به دست آمده در جلسات قبلی کمیته ی انیمیشن فرهنگستان هنر (با موضوعات آموزش، پژوهش و...)، به نتایجی کلی دست یافت. برگزاری همایش، استانداردهایی را برای ما مشخص نموده است. در مدت دو روزِ همایش عده ای دور هم جمع شدند که تاکنون به این شکلِ متمرکز گرد هم نیامده بودند. باید از همین لحظه برای همایش بعدی برنامه ریزی کرد و از مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی یا هر جای دیگر خواست که مسوولیت دوره ی بعد را بپذیرد. به همین ترتیب جهت دبیری همایش بعد از دکتر عالمی یا فردی دیگر دعوت گردد و برای کلیات و جزییات همایش دوم به طور دقیق برنامه ریزی شود.

قرار بر آن شد که در جلسه ای به میزبانی فرهنگستان هنر، از اعضای هیات علمی و کمیته ی اجرایی همایش دعوت به عمل آید. در این جلسه به بررسی سطح مقالات، نقد و بررسی آن چه اتفاق افتاد، نقاط قوت و کاستی های همایش خواهیم پرداخت. به عنوان مثال ما در همایش اول شعاری نداشتیم، حال آن که معمولا هر همایش یا جشنواره ای دارای شعار است. برای همایش های بعدی باید دارای شعار باشیم و با دیدگاه خاص به قضیه نگاه کنیم. در حال حاضر باید پس از 7 الی 8 ماه کار مداوم و جدی به جمع بندی هایی رسیده باشیم و دیدگاهی داشته باشیم که بر آن اساس مسیر را ادامه دهیم.

از دلِ این جمع بندی ها فعالیت هایی بیرون خواهد آمد و سهم ارگان های مختلف تعیین خواهد شد. به عنوان مثال چه بسا سهم فرهنگستان هنر به این شکل تعریف شود که پانل های ماهانه ای را برای برقراری ارتباط با دیگر شاخه ها در نظر بگیرد و در این راستا 12 پانل برای 12 ماه طراحی شود. به همین ترتیب مشخص خواهد شد که در این میان سهم دانشکده ی صدا و سیما چیست؟ و سهم وزارت علوم؟ دانشگاه هنر؟ دانشگاه تربیت مدرس؟ و ...؟ باید وظایفِ تعیین شده به مراکز مربوطه ابلاغ شود و پیگیری های لازم انجام گیرد که قول ها، هفته ی بعد تفاهم نامه شوند. ضمن این که بی شک هرچه نیروهای کمکی بیشتر باشند بهتر است. شاید در حال حاضر مهم ترین وظیفه ی کمیته ی انیمیشن فرهنگستان هنر اراده سازی باشد.

به گفته ی دکتر گلمحمدی و در گزارش ایشان به ریاست دانشکده ی صدا و سیما، همایش دو دستاورد عمده به همراه داشته است: 1- بالا بردن ظرفیت شنیدن، 2- تست همگرایی، و پژواک کلی همایش مجموعا بسیار مثبت بوده است. در این همایش ارتباط بسیار خوبی مابین صاحبنظران حیطه ی انیمیشن و سایر رشته ها ایجاد شد، که البته جای تقویت بسیار دارد، و برای بیرون آمدن انیماتورها از پیله ی محکمی که به دور خود تنیده اند همچنان باید تلاش نمود.  

نکته ی دیگری که در انتهای جلسه مورد بحث و تاکید تمامی اعضا قرار گرفت توجه به اهمیت تلویزیون و تاثیر مستقیم آن بر انیمیشن در کشور ما بود. فیلم های کوتاهِ انیمیشن ما سوخته است مگر این که از تلویزیون پخش شود. چه بخواهیم و چه نخواهیم به بدنه ی تلویزیون متصلیم، و متاسفانه در حال حاضر بیماری بد و خطرناک و مزمنی وارد این فضا شده است! آیا واقعا می توان برای این معضل راه حلی یافت؟ درواقع ما باید علاوه بر مارکت تلویزیون، به مارکت های ویدیویی (cable)، فراملی یا خارجی نیز فکر کنیم تا انیمیشن به گونه ای از منوپل دربیاید. در حال حاضر ما صرفا یک مصرف کننده داریم، حال آن که با وجود چند مصرف کننده قطعا قضیه متفاوت خواهد بود. باید کاری کنیم که از مرکزیت و محوریت صبا کم شود و اگر فرد یا شرکتی از صبا بیرون رانده می شود به این معنا نباشد که تمام درها به رویش بسته شده است. با توجه به اجماع کلی و تاکید تمامی اعضای کمیته و سایر دست اندرکاران و فعالان حیطه ی انیمیشن بر مشکلاتِ جدیِ ایجادشده در جامعه ی انیمیشن توسط صبا، توجه به این معضل و کوشش جهت رفع آن حیاتی به نظر می رسد. اما این کار باید به شکل دقیق و کاملا علمی انجام شود تا موثر واقع گردد.  

در انتها به اتفاقات بسیار مهمی که طی یک سال اخیر در زمینه ی انیمیشن ایران رخ داده است اشاره شد؛ حرکاتی همچون جداسازی جشن خانه ی سینما و روز جهانی انیمیشن، برپایی کمیته ی انیمیشن فرهنگستان هنر، برگزاری همایش ملی انیمیشن و... که در همین راستا قدم بعدی می تواند تاسیس دبیرخانه ی دایمی همایش انیمیشن باشد.

 

در پایان جلسه از تابلوهای نفیس استاد صادقی و طلق های مربوط به فیلم های انیمیشن ساخته شده توسط ایشان بازدید به عمل آمد.  

 

 

صورتجلسه ی آینده: آیا می توان به انیمیشن ایران منهای سازمان ها یا آدم های خاص نگاه جدی کرد؟

با تشکر از خانم خلیلی

   + سید علیرضا گلپایگانی - ۱:٥٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢ فروردین ۱۳۸۸