انیمیشن از نگاه گلپایگانی


نگاه علیرضا گلپایگانی به انیمیشن ایران و جهان

هفته سوم مهر ماه 87-جشنواره فیلمهای انسان دوستانه- فیلم برای جشنواره-یک داستان -

فیلم برای جشنواره !

طرح ازمولی

تازگیهابه دوستانی برمیخورم که تاریخ جشنواره ها را ازم می پرسند! احتمالا در حال ساخت فیلم  هستند. تااینجاش مشکلی نیست اما احساس میکنم که فیلم سازی  هدفی شده برای حضور در جشنواره و احیانا موفقیت!  خوب تجربه بهم میگه برای جشنواره فیلم ساختن  آدم را موفق نمیکنه .اما وقتی فیلم خودتون رو بسازید فیلمی که قبولش داشته باشیم احتمال موفق شدنش را در جشنواره بسیار بالاخواهید برد . میگید نه!

جشنواره بین المللی فیلم های انسان دوستانه

تهران -  نخستین جشنواره بین الملی فیلم های انسان دوستانه «آسا» با شعار « جهان تکرار دوست داشتن است »از دوم تا ششم دی ماه سال جاری در ایران برگزار می شود
"به نقل از کمیته اطلاع رسانی جشنواره بین الملی فیلم های انسان دوستانه "آسا" این جشنواره با مشارکت معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توسط انجمن سینما گر آینده و با همکاری اوچا در سازمان ملل متحد با اهداف زیر برگزار می شود .
1 -استفاده از حافظه و دانش تصویری فیلم سازان در زمینه صلح و بشر دوستی و زمینه سازی برقراری ارتباطی نزدیک میان هنرمندان و پایه گذاران فعالیت های بشر دوستانه
2- ایجاد ارتباط و گفت و گو میان تمدن ها و فرهنگ های مختلف و نگرشی متفاوت نسبت به موضوع بشر دوستی در سطح بین المللی
3-فراهم آوردن امکان عرضه واشاعه نظرات و ایده های نو در باب چگونگی رابطه ای فعالیت های بشر دوستانه و هنری همچون سینما.
4-انعکاس نیکوی فعالیت های بشر دوستانه نظام جمهوری اسلامی ایران و نیز کشورهای دیگر و راه های برقراری ارتباط بین المللی بیشتر در این راستا.
5-گسترش روابط و همکاری با ارگان های بین المللی همسو در راستای تولید فیلم و ...
6-نهادینه کردن هنر سینما به مثابه بستری مناسب برای نمایاندن و باز تاباندن مفاهیم متعالی اجتماعی و فرهنگی.
7-رویکرد تخصص گرایی و مهارت محوری در عرصه فیلم سازی.
لازم به ذکر است فراخوان شرکت در این جشنواره متعاقبا ارسال خواهد شد، علاقمندان هم می توانند برای دریافت فرم شرکت در جشنواره و کسب اطلاعات بیشتر به آدرس الکترونیکی www.asafest.com مراجعه کنند./

   طرح از جهانگیرقربانخانی

قوانین وفرم شرکت در جشنواره :

http://www.asafest.com/?page=signup&lan=fa

جشنواره فیلم آسا با هدف حمایت از مقوله دوستی انسان در دو بخش اصـــلی و جنــبی برگزار می گردد:
بخش اصلی : شامل مسابقه فیلم های داستانی، مستند و انیمیشن پیرامون موضوعات زیر خواهد بود :
دایره دوستی : شامل فیلم های است که به دنیای بدون مرز و جهان عاری از هر گونه تبعیض نژاد و جنسیت و همچنین حمایت از حقــوق کودکان و در مجموع کلیه ی انسان ها می پردازد.

 معنویت و تمدن : این بخش متعلق به فیلم هایی است که از تقریب بین ادیان، مذاهب و تفکرات معنوی انسان ها سخن به میان می آورد.
سایه های سپید : شامل فیلم هایی است که به تسکین آلام بشری و کمک به حادثه دیدگان بلایای طبیعی و غیر طبیعی، کمک به سالمندان، معلولین و ... می پردازد.
بخش جنبی : در بخش جنبی این جشنواره بخشی به نام کلوپ سپید فعال می گردد که برپا کننده نشست های تخصصی، سالن های گفتگو، نمایشگاه بزرگ عکس های انسان دوستانه و پــخـش محــــصولات مراکزی مانــــند یونیســف، w.f.p و بخــش وسیــعی به نام "پایگاه جهانی فیلم" می باشد که بازار تخصصی فیلم این جشنواره را تشکیل می دهد. همچنین در این بخش نماینده های حاضر از سوی سازمان های حافظ صلح و بشر دوستی برنامه های پیشنهادی خود را مطرح می نمایند. حمایت از حقوق کودکان، زنان، آسیب دیدگان اجتماعی، متضررین بلایای طبیعی، آوارگان، آسیب دیدگان جنگ و... نیز در بخش جنبی مورد نظر می باشد. ضمنا فیلم های بلند و آثار برجسته کارگردانان مطرح سینما نیز در بخش جنبی و با حضور عوامل سازنده آن آثار به صورت خارج مسابقه به نمایش در خواهد آمد.

لطفا آثار و مدارک خود را به آدرس تهران صندوق پستی 3598-15815 ارسال فرمایید.

 

گلپایگانی و جشنواره فیلمهای انسان دوستانه

علیرضا گلپایگانی  از سوی جشنواره فیلمهای انسان دوستانه برای  انتخاب و داوری بخش انیمیشن دعوت به همکاری به عمل آمده است که  با موافقت همراه بوده است .

یک داستان

بهشت و جهنم

 روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ "، خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد، خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت است"، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد دور میز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خندیدند، مرد روحانی گفت: "خداوندا نمی فهمم؟!"، خداوند پاسخ داد: "ساده است، فقط احتیاج به یک مهارت دارد، می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!"

هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.

یک داستان دیگر

خانم جوانی در سالن انتظار فرودگاهی بزرگ منتظر اعلام برای سوار شدن به هواپیما بود..
باید ساعات زیادی رو برای سوار شدن به هواپیما سپری میکرد و تا پرواز هواپیما مدت زیادی مونده بود ..پس تصمیم گرفت یه کتاب بخره و با مطالعه کتاب این مدت رو بگذرونه ..اون همینطور یه پاکت شیرینی خرید...
اون خانم نشست رو یه صندلی راحتی در قسمتی که مخصوص افراد مهم بود ..تا هم با خیال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه.
کنار دستش .اون جایی که پاکت شیرینی اش بود .یه آقایی نشست روی صندلی کنارش وشروع کرد به خوندن مجله ای که با خودش آورده بود ..
وقتی خانومه اولین شیرینی رو از تو پاکت برداشت..آقاهه هم یه دونه ورداشت ..خانومه عصبانی شد ولی به روی خودش نیاورد..فقط پیش خودش فکر کرد این یارو عجب رویی داره ..اگه حال و حوصله داشتم حسابی حالشو میگرفتم
هر یه دونه شیرینی که خانومه بر میداشت ..آقاهه هم یکی ور میداشت .
دیگه خانومه داشت راستی راستی جوش میاورد ولی نمی خواست باعث مشاجره بشه
وقتی فقط یه دونه شیرینی ته پاکت مونده بود ..خانومه فکر کرد..اه . حالا این آقای پر رو و سواستفاده چی چه عکس العملی نشون میده..هان؟؟؟؟
آقاهه هم با کمال خونسردی شیرینی آخری رو ور داشت ..دو قسمت کرد و نصفشو داد خانومه ونصف دیگه شو خودش خورد..
اه ..این دیگه خیلی رو میخواد...خانومه دیگه از عصبانیت کارد میزدی خونش در نمیومد.
در حالی که حسابی قاطی کرده بود ..بلند شد و کتاب و اثاثش رو برداشت وعصبانی رفت برای سوار شدن به هواپیما
وقتی نشست سر جای خودش تو هواپیما ..یه نگاهی توی کیفش کرد تا عینکش رو بر داره..که یک دفعه غافلگیر شد..چرا؟ برای این که دید که پاکت شیرینی که خریده بود توی کیفش هست .<<.دست نخورده و باز نشده>>
فهمید که اشتباه کرده و از خودش شرمنده شد.اون یادش رفته بود که پاکت شیرینی رو وقتی خریده بود تو کیفش گذاشته بود.
اون آقا بدون ناراحتی و اوقات تلخی شیرینی هاشو با او تقسیم کرده بود
در زمانی که اون عصبانی بود و فکر میکرد که در واقع اون آقاهه است که داره شیرینی هاشو میخوره
و حالا حتی فرصتی نه تنها برای توجیه کار خودش بلکه برای عذر خواهی از اون آقا رو نداره
چهار چیز هست که غیر قابل جبران و برگشت ناپذیر هست .
سنگ بعد از این که پرتاب شد
دشنام .. بعد از این که گفته شد..
موقعیت .... بعد از این که از دست رفت
و زمان... بعد از این که گذشت و سپری شد

یک مطلب تاریخی!

 

جمال زاده در بخشی از کتاب "خلقیاتِ ما ایرانیان"، به آن چه بیگانگان در باره ی ایرانیان گفته اند می پردازد و آن ها را منعکس می کند. مثلا از قول جیمس موریه انگلیسی می نویسد:
"در تمام دنیا مردمی به لاف زنی ایرانیان وجود ندارد. لاف و گزاف اساس وجود ایرانیان است. هیچ ملتی هم مانند ایرانیان منافق نیست و چه بسا همان موقعی که دارند با تو تعارف میکنند باید از شرشان بر حذر باشی... عیب دیگری هم که دارند دروغگوئی است که از حد تصور خارج است. یکی از وزرا به یکی از اعضای سفارت فرانسه می گفت «ما در روز پانصد بار دروغ می گوئیم و با وجود این کارمان همیشه خرابست»... ایرانیان لبریزند از خودپسندی و شاید بتوان گفت که در تمام دنیا مردمی پیدا نشود که باین درجه بشخص خودشان اهمیت بدهند و برای خودشان اهمیت قایل باشند." (خلقیات ما ایرانیان، محمدعلی جمالزاده، انتشارات نوید، بازچاپ آبان ۱۳۷۱، صفحات ۷۳ و ۷۴).

البته جناب جیمس موریه این جملاتِ زشت را در باره ی ایرانیان زمان فتحعلی شاه قاجار نوشته و ما مردم امروز ایران خوشبختانه از چنین خصائل زشتی به طور کامل بری هستیم!

انیمیشنی فکر کن!

   + سید علیرضا گلپایگانی - ٥:۱۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٧