انیمیشن از نگاه گلپایگانی


نگاه علیرضا گلپایگانی به انیمیشن ایران و جهان

هفته دوم خرداد87

پا به پای قصه آفتاب

 

کارگردان فیلم ـ انیمیشن «پابه پای آفتاب» معتقد است: این سینمایی درست دیده و نقد نشده است تا این نقطه نظر اعلام شود که این فیلم انیمیشن «آیا توانسته قصه‌ی حضرت امام خمینی (ره) را برای بچه‌ها به گونه‌ای درست تعریف کند.»

رسول بابارضا در آستانه پخش مجدد این سینمایی در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس تلویزیون ایسنا با تاکید بر این نکته که «باید بررسی شود که آیا تحقیقات قبل از ساخت این انیمیشن به فضای داستانی به خوبی تبدیل شده است؟» گفت: از سال 80 تا 82 صرف پژوهش و پیش‌تولید «پابه‌پای آفتاب» شد؛ البته هیچ‌کدام از منابع تحقیقاتی به صورت قصه نبود.

مجری طرح «پابه‌پای آفتاب» در ادامه با بیان این‌که در فضای ایران هرکس از عهده‌ی ساخت فیلم سینمایی انیمیشن برنمی‌آید، اظهار کرد: با توجه به دوبعدی ساخته‌شدن این انیمیشن و پرداخت آن به شخصیت بزرگی چون امام خمینی(ره)، بهتر بود که این انیمیشن بررسی شود، ولی معتقدم «پابه‌پای آفتاب» دیده نشد.

بابارضا با بیان این که از مرکز صبا گله‌مندم گفت: چون فیلم ما زودتر از موعد مقرر روی آنتن سیما فرستاد و آن را به هیچ جشنواره‌ای نفرستاد. این درحالی است که «پابه‌پای آفتاب» موضوعی خاص داشت ولی درست دیده نشد.

کارگردان «پابه‌پای آفتاب» ادعا کرد: گویا نمی‌خواهند اثری که همراه با نوآوری است، مطرح شود و دنبال کسانی هستند که کارهای روتین و درحد فهم خودشان بسازند.

بابارضا در ادامه درباره‌ی تولید «پابه پای آفتاب» به ایسنا اظهار کرد: ساخت این انیمیشن در سال 82 آغاز شد و تا سال 86 به طول انجامید. «پابه‌پای آفتاب» درباره‌ی ماجراهای کودکی حضرت امام(ره) است که به نوعی در خاطرات و اسناد ذکر شده است؛ مخاطبان این کار نیز کودکان و نوجوانان هستند.

وی در پاسخ به این پرسش که چگونه به شخصیتی چون امام خمینی (ره) در قالب انیمیشن (که تخیل و فانتزی را می‌طلبد)، پرداختید، گفت: من نباید به این پرسش پاسخ دهم بلکه کارشناسان فیلم‌های کودک،برگزارکنندگان جشنواره‌ی کودک و کسانی که در این زمینه دغدغه دارند،باید نظر دهند که آیا فانتزی «پابه‌پای آفتاب» باعث جذابیت آن شده است یا نه؟

بابارضا افزود: من در حد وظیفه خود و تعهدی که نسبت به حضرت امام (ره) در خود حس می‌کنم، سعی کرده‌ام تا حد امکان اثر مناسبی بسازم اما از همه کارشناسان و کسانی گله دارم که اسم خود را متولیان سینما می‌گذارند چراکه آنان به دنبال اطلاع از آثار ساخته‌شده نیستند؛ بلکه حاشیه‌ها، روزنامه‌ها، خبرها و باندهایشان، برای آنان اهمیت دارد، علاوه بر آن دنبال جریان‌هایی هستند که این افراد را پشت میزهایشان نگه دارد و نه جریان‌هایی که آنان را از پشت میزهایشان تکان دهند.

وی در زمینه‌ی زاویه دید «پابه‌پای آفتاب» به زندگی حضرت امام (ره) با توجه به ساخته‌شدن برنامه‌های متعددی درباره‌ی این شخصیت بزرگ اظهار کرد: سیستم‌های نمایشی یا تولیدی سینما و تلویزیون فضای لازم برای برنامه‌سازی در این زمینه را محدود می‌کنند و زوایا را می‌بندند و اجازه نمی‌دهند به امثال ما که در این زمینه متخصص شده‌ایم، این روند را ادامه دهیم.

کارگردان انیمیشن «پابه‌پای آفتاب» همچنین معتقد است:ساخت برنامه با موضوع حضرت امام (ره) متولیان زیادی پیدا می‌کنند. کسانی هستند که در آخرین لحظه‌ها خود را به کار تحمیل و به جای عوامل سازنده چون فیلم‌نامه‌نویس اثر خود را مطرح می‌کنند.

رسول بابارضا در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) با اشاره به ساختن «پا به پای آفتاب» در سکوت خبری افزود: برخی افراد در عنوان‌بندی آثار ساخته شده درباره‌ی شخصیت‌هایی چون حضرت امام(ره) دخل و تصرف می‌کنند، در این شرایط اگر آنان در جریان ساخت «پابه‌پای آفتاب» قرار می‌گرفتند ممکن بود آفت‌های بیشتری برای اثر داشته باشند.

وی ادعا کرد: برعکس من، کسانی هستند که با استفاده از ژورنالیسم، هوچیگری و بزرگ‌نمایی کار خود را پیش می‌برند و بعضا در نهایت دستاورد چندان قابل طرحی هم ندارند.

 

بابا رضا در پایان با بیان این‌که تاکنون سینمای «پا به پای آفتاب» 9 بار از تلویزیون پخش شده است، گفت: با توجه به این نکته، چرا نمی‌توانیم فیلم دیگری بسازیم؟ چه سیستم‌ها و چه عواملی باعث می‌شوند که ما کار دیگری نتوانیم تولید کنیم؟ آیا این موضوع در رسانه‌ها فقط زمانی باید مطرح می‌شود که ایام سوگواری یا تجلیل است؟چرا باید با ما موزه‌یی برخورد شود و پس از ساخت یک اثر کنار گذاشته شویم؟

 

موفقیت فیلم جاندار
سلام، چرا کسی به من تبریک نمی گه که در سومین جشنواره بین المللی میراث فرهنگی و رسانه در بخش پویانمایی فیلم "جاندار" ساخته اینجانب به عنوان اثر برتر شناخته شده و علاوه بر لوح تقدیر و تندیس جشنواره، کمک هرینه حج عمره را از معاون رییس جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی دریافت کردم بغل
هیشکی منو دوست نداره...ناراحت
نویسنده:
بهرام غروی
 
افتتاح کانون فیلم انیمیشن مرکز گسترش سینمای مستند تجربی
 
    من و بقیه شرکت کنندگان در جلسه افتتاح کانون انیمیشن مرکز
گسترش سینمای تجربی و همچنین مراسم قدر دانی از برگزارکنندگان اولین همایش ملی انیمیشن ایران
اسفندیار احمدیه به نمایندگی همه کسانی که در اولین همایش ملی انیمشن شرکت کرده بودند لوح تقدیر  از دست جناب آقای جلوه معاونت سینمای  وزارت ارشاد دریافت کرد.بعد از دادن الواح چند فیلم کوتاه پخش گردید.
.
من باتفاق استاد صادقی و رازانی هنگام خروج از مراسم
 سارا خلیلی نیروی اصلی پشت برده همایش ملی انیمیشن.اگر او نبود معلوم نبود  چی میشد. یک لوح تقدیر خیلی کم است برای کاری که او در همایش انجام داد .به هر حا دستشون درد نکنه
استاد توکلیان داور بخش دانشجویی جشنواره زاگرب امسال است .  و۹ خرداد راهی آنجاست.به همین منظور در این مراسم از او و جایگاهش تقدیر شد.
 سخن آخر اینکه  من به نقال از رئیس دانشگاه هنر خبر برگزاری دومین همایش ملی انیمشن را در دانشگاه هنر اعلام میکنم . انشالله!
 اتول

انیمیشن " اتول "
کارگردان شیدخت معتکف
بر اساس ترانه طنز " ماشین مشتی ممدلی "
in film teknikesh Wacom tablet va barnamehaye mokhtalef pc ast va zaman 5 daghige va ghese ham yejor tabani beine hal va gozashte tehran ghadim va jadid va tekehaye tanz ke motabegh ba sher va ahang etefagh miofte dar zemn hanoz tamom nashode balke dar hale sakht hast

ba tashakor faravan
shidokht motakef
موفقیت  دیگر تیزرهای راهنمایی و رانندگی

در سال 2004 جایزه ویژه سازمان بهداشت جهانی به مجموعه تیزرهای انیمیشن نیروی انتظامی اهداء گردید.
در آن سال سازمان بهداشت جهانی با قدردانی از این کارها جایزه ویژه خود را به پلیس ایران تقدیم کرد و این مجموعه تیزرها را به عنوان الگویی برتر برای استفاده در کشورهای منطقه مطرح  نمود.
اما این پایان کار نبود و در سال جاری میلادی (2008) بار دیگر این تیزرها که با هدایت نیروی انتظامی و تلاش مستمر هنرمندان موسسه حور ادامه یافته توانست افتخاری دیگر برای انیمیشن ایران به ارمغان بیاورد.
در نهمین کنفرانس جهانی جلوگیری از آسیب های بشری و افزایش ایمنی که در شهر مریدای کشور مکزیک برگزار شد و 186 کشور در آن شرکت کرده بودند. این آثار توانست در بخش فرهنگ سازی و رسانه رتبه سوم را از آن خود کند و توانمندی های فرهنگ ایران اسلامی را به رخ جهانیان بکشد.

 

 با تشکر از شایستگان  نیروی انتظامی و فرماندهی  محترم نیرو که با دیدگاه فرهنگی خود به ادامه این کارها کمک کردند،  این اتفاق ارزشمند را به عموم مردم ایران و مخصوصا هنرمندان عرصه انیمیشن تبریک عرض می نماید.
البته جایزه اصلی ، استقبال بی نظیر مخاطبین از این تیزرها در داخل و خارج از کشور است. این مجموعه به عنوان اولین انیمیشن ایران توانسته به بازار خوبی در عرصه محصولات تصویری ایران و کشورهای منطقه تبدیل شود .
این اشتیاق مردم در اقصی نقاط دنیا که بغیر از کارهای چند استودیوی معظم سابقه تاریخی ندارد باعث سرافرازی می باشد.
آیا تعریفی بالاتر از این جمله است که از زبان رهبر فرزانه انقلاب در مورد انیمیشن های نیروی انتظامی بیان شده وجود دارد آیا نباید با این جملات انیمیشن ایران به خود ببالد: کارهایی که از تلویزیون پخش می شود بسیار خوب ، عاقلانه ، هنرمندانه ، هوشمندانه و موثر است.مثلا تخلفات رانندگی و غیره را نشان می دهند . انسان می بیند از هنر خوب استفاده می شود. مردم اینها را می پسندند ، می فهمند و اعتقاد پیدا می کنند

سفر نامه چین
 

رشته‌ای که من تدریس می‌کنم در واقع بخشی از یک برنامه مشترک بین چین و کاناداست.و مسولش هم  یک دانشگاه کاناداییه. در واقع میشه گفت نمایندگی اون کالج به نوعی در اینجا. مدارک ، نمونه کارها ورزومه ما هم 5-6 ماه  دست این دوستان در کانادا در دست بررسی بود تا مورد تایید قرار گرفت. حالا هم اینجا دایم این مساله رو میزنن تو سر ما که " شما تنها استاد ایرانی هستین که داره تو دانشگاه چین درس می ده!" فکر کنم می خوان این مسله رو در کتاب گینس هم ثبت کنن. نمی دونم در مورد ایران( به قول خودشون:"ایلان") چه فکری می کنن؛احتمالا جایی در مایه های افغانستان یا؟  و ضمنا جالبه که در اداره مهاجرت و امور خارجه چین هم 3 کشور در لیست سیاه هستن که امور مربوط به اتباع اونها با وسواس و احتیاط فراوون انجام میشه: ایران، عراق و سوریه. ویزای کار هم ندرتا به این افراد داده میشه. خوش به حال ما- ببینین کنار چه کشور هایی قرار گرفته ایم.

بعد از اینهمه سال انزوا و دوری از غرب، حالا غرب به شکل جالبی داره خودشو توی چین جا می کنه. قدم به قدم می تونین MC Donald  و KFC  توی خیابون سبز شده و پلازا ها وفروشگاه های زنجیره های بزرگ همه کشور ها ، از فراانسه گرفته تا کانادا کلی شعبه دارن؛ بچه ها و بخصوص دخترهای کلاس فکر اول  و آخرشون ورق زدن مجله های مد و به قول خودمون تیپ زدن های عجیب و غریبه و از این نظرها دست غربی ها رو از پشت بستن- ولی چیزهایی که باید از غرب می‌گرفتن هنوز جای خالیش به شدت احساس میشه. مثلا فکر می‌کنم در این جا اصلا نباید مریض شد چون احتمال مردن با یک سرماخوردگی ساده برای همه وجود داره! باورم نمیشد جایی باشه  که در اون مطب خصوصی وجود نداشته باشه! اگر مریض بشید باید با هرحالی که دارین  برین بیمارستان و کلی در صف بنشینین، و خدا نصیب کسی نکنه دیدن منظره‌هایی که من دیدم.

دوستان ازبزرگ‌ترین سازنده‌های قطعات الکترونیکی، کامپیوتری و وسایل برقی آشپزخانه هستن ولی خودشون از اینها استفاده نمی کنن! کلا چیزی به اسم جارو برقی براشون نا آشناست!

 به خاطر نیاز شدید به اینترنت دنبال خرید lap top رفتم و متوجه شدم قیمت ها تقریبا 2 برابر ایرانه! البته مدل‌هایی مربوط به 1 سال پیش است و الان کسی در ایران تحویلشون نمی‌گیره. حتی در مورد اجناسی مثل لباس هم همین مساله صدق می کنه، و جالب اینجاست که بازار لباس و کیف و کفش ایران رو اجناس چینی ورشکست کرده ان. ضمنا اگر مثل بنده شماره کفشتون39-40 یا بالاتره، انتظار پیدا کردن کفش نداشته باشین.

البته چیزهایی که من میگم مربوط به یک شهر نه چندان بزرگه و به گفته دوستانی که پکن یا شانگهای رفته‌ان در اونجا وضع خیلی بهتره و خیلی خیلی بهتره و خیلی "مدرن" تره.

 

میگن عیبش گفتی هنرش نیز بگو....

خب خود مردم خوب و دوست داشتنی هستن. اگه به خاطر شیفتگی شون به امریکایی ها و کانادایی ها نبود میگفتم خبلی خوبن. شاید هم مشکل از منه که تنها ایرانی دانشگاه هستم. البته آقای شمس هم هست، ولی ایشون رو همه به عنوان کانادایی می شناسن. بد جوری تک افتاده ام! دوستان کانادایی هم که از هیچ گونه لطف  نژاد پرستانه دریغ نمی کنن. شاید یکی از مشکلات همکاران و بقیه دوستان دپارتمان انیمیشن اینه که به قول عوام چشم دیدن ایرانی رو که هم سطح یا حتی بهتر از خودشون باشه ندارن. تعریف از خود تلقی نکنین- اینها انتظار داشته ان من از جایی مثل قندهار اومده باشم. دید و باور کانادایی ها از ایران حتی از چینی ها هم بدتره. از من میپرسیدن آخه مگه ایران دانشگاه هنری داره که M.A انیمیشن هم داشته باشه؟!؟ میپرسن اگه ما بیایم ایران، مردم ما رو توی خیابون نمی گیرن بزنن بکشن؟  یا: تو که دختری، چه طوری دانشگاه میرفتی؟!( با حالت ناباورانه)   استوری برد میخوای درس بدی، می دونی چیه؟!!!.

فیلم محبوب همه –از جمله دانشجو ها هم که پرسپولیسه. هر بار با دوستان چینی استاد شمس به صحبت نشستیم خیلی کنجکاو بودن در مورد ایران و به خصوص وضعیت زن‌ها و دختر‌ها سوال پیچم کنن. چیزهایی می‌پرسیدن که 100 تا شاخ بر سر آدم سبز میشد.

فرناز خوشبخت ازچین

 «حمایت مرکز تحقیقات سازمان صدا و سیمااز پایان‌نامه‌های دکتری بر مبنای آیین‌نامه‌های مصوب » و نیز «به عهده گرفتن طرح‌های تحقیقی پژوهشی از سوی بخش‌های پژوهشی دانشگاه‌ها» با مرکز تحقیقات صداوسیما .

 

به گزارش گروه دریافت خبر ایسنا، بنا بر اعلام علیرضا پویا، رییس کمیسیون تحقیقات شانزدهمین جشنواره تولیدات مراکز استان‌ها، دانشگاه‌های مراکز استان‌ها نیز می‌توانند در دو زمینه یاد شده با مراکز تحقیقات پژوهشی سازمان در تهران و استان‌ها همکاری داشته باشند.

وی معتقد است: در دانشگاه‌ها قابلیت هدایت پایان‌نامه‌ها به سمت موضوعات کاربردی وجود ندارد و تاکنون سیستمی برای این کار شکل نگرفته است و این سبب شده است که پایان‌نامه‌های دوره‌های تکمیلی به سمت تحقیقات کاربردی و نیازهای اجرایی نهادها و سازمان‌ها پیش نرود.

آیین‌نامه تدوین شده از سوی مرکز تحقیقات سازمان صداوسیما در این زمینه به اساتید دانشگاه‌ها و دانشجویان کمک می‌کند به جای این که کارهای تحقیقی آنها در کتابخانه‌ها و قفسه‌ها بماند، زمینه بهره‌برداری از نتایج آنها فراهم شود.

 

رییس مرکز تحقیقات معتقد است: لازمه این امر آن است که ما تیم‌های علمی قوی داشته باشیم و مدیریت پژوهشی ما از نظر علمی قوی باشد تا بتوانند پایان‌نامه‌های رشته‌های مرتبط را از ابتدا به سمت نیازهای سازمان هدایت کنند. پایان‌نامه‌های تکمیلی ظرفیتی نسبتاً تسهیل شده و ارزان برای ماست.

 

طبق اعلام رییس کمیسیون تحقیقات جشنواره شانزدهم، بخش‌های پژوهشی دانشگاه‌ها در این زمینه همکاری خوبی داشته‌اند و جشنواره نیز در این راستا می‌تواند از ابزار تشویقی استفاده کند. به عنوان مثال استاد راهنمایی که در کارشناسی ارشد و دکتری پایان‌نامه‌ها را هدایت می‌کند و یا حتی خود دانشجویی که این تحقیق را انجام می‌دهد مورد تشویق مادی و معنوی مرکز تحقیقات قرار می‌گیرند.

 

پویا در توضیح سطح دوم همکاری‌ها نیز گفت: دانشگاه‌ها می‌توانند تحقیقات و پروژه‌هایی را که ما تعریف می‌کنیم به عهده بگیرند و در چارچوب قرارداد، برای ما انجام دهند که این از دید مدیریت تحقیق مقرون به صرفه‌تر و بهتر از این است که ما بخواهیم در هر زمینه‌ای خودمان تحقیق کنیم. در بعضی زمینه‌ها ما واقعاً ترجیح می‌دهیم به جای اینکه مجموعه‌ای از نیروها را در جایی به صورت اداری و سازمانی جمع کنیم، با مدیریت و هدایت، بخشی از کارها را به دانشگاه‌ها و نهادهای علمی واگذار کنیم. این کار نیاز به هدایت و نظارت دارد که مسیر تحقیق به گونه‌ای مطلوب در این مراکز صورت پذیرد.

 

رییس کمیسیون تحقیقات جشنواره شانزدهم درباره کیفیت داوری آثار مراکز استان‌ها گفت: ظرفیت ما از نظر منابع انسانی، مالی و زمانی زیاد نیست و چون ما این محدودیت‌ها را داریم نمی‌توانیم تحقیق‌ها را بدون توجه به آثار و نتایج آن برای رسانه ملی در نظر بگیریم. البته این به مفهوم اینکه هر طرحی را شروع می‌کنیم باید مشخصاً در برنامه‌ای خاص کاربرد داشته باشد، نیست. بلکه بر مبنای نیازهای مختلفی که داریم این تحقیقات را سطح‌بندی می‌کنیم.

 

وی افزود: یک رسانه اگر بخواهد خوب اداره شود باید در سطوح مختلف تکیه‌اش به تحقیقات باشد. به عنوان مثال افق رسانه که مبنای بسیاری از سیاست‌ها و تصمیمات سازمان است مبتنی بر تحقیقات است و اجرای مندرجات افق رسانه هم نیاز به تحقیقات به صورت دائمی دارد.

 

پویا تأکید کرد: نکته اصلی در پذیرش و داوری تحقیقات در جشنواره این است که مشخص شود این تحقیق به چه منظوری صورت گرفته است و از ابتدا که طرح نامه تهیه می‌شود باید جهت‌گیری مشخص باشد.

 

از طرف دیگر تحقیقات رسانه‌ای، تحقیقاتی بین رشته‌ای است و کسانی که در این زمینه تسلط و تجربه کافی دارند از همان ابتدای کار، می‌توانند تشخیص دهند این طرح نامه آیا جهت‌گیری مناسبی برای رسانه دارد یا خیر؟ هنگامی‌که پروژه انجام شده باشد، که الان در داوری جشنواره اینگونه است و ما نتایج تحقیقات را مورد بررسی قرار می‌دهیم که در این صورت آسان‌تر می‌توان قضاوت کرد که تحقیق در جهت نیاز سازمان و به ویژه در مرکز با ملاحظة نیازهای بومی انجام یافته است یا خیر؟

انیمیشنی فکر کنیم

http://cubeme.com/blog/2007/10/31/ron-mueck-hyper-realist-sculptor-at-brookliyn-museum/

بعضی وقتها بهتر است بایستی...

 استاد صفورا در تهران

 بالاخره طی یک تماس اس ام اسی حضور استاد صفورا در تهران تایید شد.مشتاق دیدار

 یک قصه

قورباغه ها 
 
روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با
هم مسابقه ی دو بدند .
 
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .
 
جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند ...
 
و مسابقه شروع شد ....
 
راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند .
 
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید :

'
اوه,عجب کار مشکلی !!'

'
اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند .'
 
یا :
'هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه !'
 
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند ...
 
, بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند ...
جمعیت هنوز ادامه می داد,'خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه !'
 
و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف
...
ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر ....

این یکی نمی خواست منصرف بشه !
 
 
بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه
کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید !

بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو
انجام داده؟
اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟
 
و مشخص شد که ...
 
برنده ی مسابقه کر بوده !!!

حمایت از انیمیشن Peter and the Wolf

 

بیش از دو سال، حدود 90 تهیه کننده، سرمایه گذار نسخه کارتونی stop-motion بازگوکننده داستان Sergei Prokofiev به نام پیتر و گرگ را رد کردند.

 

اکنون، پس از بردن جایزه اسکار بهترین انیمیشن کوتاه، سازنده انگلیسی آن لبخند می زند.

Hugh Welchman تهیه کننده 33 ساله این فیلم خطاب به لندن تایمز چنین می گوید: "در چند روز آخیر هیجانم بیشتر می شد، ولی وقتی اسم ما را خواندند همه چیز حرکت آهسته یافت. احساس می کردم، آنجا به حالت شناور درآمده ام. بسیار هیجان زده بودم، نمی توانستم جلوی خنده خود را بگیرم. هنوز هم نمی توانم."

peter and the wolf 

نسخه 32 دقیقه ای فیلم کلاسیک Prokofiev برای هر دو گروه سنی کودکان و بزرگسالان ساخته شده است.

 

پس از چند هفته از نمایش اول آن در تالار سلطنتی آلبرت، برای اولین بار در کریسمس 2006 در کانال 4 روی آنتن رفت. به گفته تایمز حیوانات به زیبایی ساخته شده و بسیار خنده دارند. Independent درباره فیلم اینگونه نوشت "شادی فیلم از غمخواری، حساسیت و تخیل آن ناشی می شود که حتی با کار Prokofiev هم جور در می آید."

 

جلو بردن نسخه جدید سخت بود، Welchman تخمین می زند که با بیش از 700 سرمایه گذار ملاقات داشته است. بسیاری از سرمایه گذران نگران بودند که کار بسیار کوتاه است.

 

Welchman می گوید: "شخصیت گرگ خیلی ترسناک بود، به طرز خوشایندی بامزه و ترسناک بود." او اضافه می کند که کانال 4 به فیلمش ایمان آورد و ساخت آن را ممکن ساخت، و برخی از مخالفین ابتدایی را تشویق به حمایت از آن ساخت.

 

از عروسکها با انیمیشن مدل stop-frame در استودیوی Se-Ma-For لهستان فیلم گرفته شد.این عروسکها که از سیلیکون و لاتکس ساخته شدند در پایان ظاهر واقعی داشتند. گرگ مو و اردک پر داشت.

*

پس از پنج سال
صفی‌خانی ادامه انیمیشن «باب معمار» را دوبله می‌کند

 

پس از پنج‌سال، مرضیه صفی‌خانی ادامه‌ی مجموعه‌ی انیمیشن «باب معمار» را برای پخش از شبکه‌ی تهران دوبله می‌کند.

 

 

این مدیر دوبلاژ در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس تلویزیون خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با اعلام این خبر اظهار کرد: «باب معمار» را حدود پنج‌سال قبل برای پخش از شبکه‌ی دوسیما دوبله کرده بودم اما اکنون مدیر دوبلاژی این مجموعه را به سفارش شبکه‌ی تهران برعهده دارم.

 

وی که اکنون بیشتر برنامه‌های مستند را دوبله می‌کند، درباره‌ی گویندگان «باب معمار» گفت: تلاش کردم که از صدا پیشگان قبلی به‌جای نقش‌هایشان استفاده کنیم، اما برخی از آنان نتوانستند برای دوبله‌ی این کار بیایند از سوی دیگر شخصیت‌هایی به کار اضافه شده‌اند.

 

تورج‌ نصر همچون گذشته به جای نقش اصلی گویندگی می‌کند و از دیگر دوبلورهایی که قبلا هم در «باب معمار» حضور داشتند به شایسته‌ تاجبخش، ماریا گلشن‌زاده، فریده کاکاوند، علی‌اصغر رضایی‌نیک و حسین خدادادبیگی می‌توان اشاره کرد.

صفی‌خانی از جواد پزشکیان، علیرضا شایگان، سحراطلسی، مهسا شرافت، محمد عبادی، کامبیر شکوفنده، نادر کی‌مرام و رضا سرآبادانی به عنوان برخی گویندگان نام برد که به جمع صداپیشگان قبلی پیوسته‌اند.

وی درباره‌ی تنظیم دیالوگ‌های «باب معمار» باتوجه به تفاوت‌ واژگان مورد استفاده برای کودکان گفت: ترجمه‌ی خیلی مهم است که خوشبختانه مستی بوستان‌دوست‌نیک بسیار خوب این انیمیشن را ترجمه کرده است، بنابراین متن سریال چندان نیاز به عوض‌کردن نداشت، با این حال برخی جمله‌بندی‌ها به‌منظور قابل درک‌کردن آنها برای کودکان برای گویندگی تغییر کرده‌اند. علاوه بر آن بعضی بخش‌ها ‌را که چندان با فرهنگ یا همخوانی ندارد را عوض کرده‌ایم.

این مدیردوبلاژ با بیان این‌که دوبله‌ی کار کودک شادابی خاصی را به گروه می‌دهد، اظهار کرد: دوبله‌ی اثری برکودکان پس از چندسال برایم جالب است. درکل محیط این‌گونه کارها هیجان‌آور است.

صنفی‌خانی در پایان درباره‌ی «باب معمار» گفت: هرقسمت از آن در 10تا12 دقیقه دوبله می‌شود ودرباره‌ی شخصی به‌نام «باب» است که ماشین‌ها به او در انجام کارهایش کمک می‌کنند.

   + سید علیرضا گلپایگانی - ٢:۱۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٧