انیمیشن از نگاه گلپایگانی


نگاه علیرضا گلپایگانی به انیمیشن ایران و جهان

هفته دوم اسفند 86

 
ی این هفته ی دوقدم مانده به صبح
  

  بهرام عظیمی موضوع و مهمانان برنامه ی این هفته ی دو قدم مانده به صبح، ویژه ی انیمیشن را اعلام کرد.

  
انیماتورهای ایران - قسمت نوزدهم از این برنامه با حضور آقایان علی میر آقاسی و علی اکبر قربان از آهنگ سازان مطرح کشور و با موضوع "موسیقی و افکت در انیمیشن"، سه شنبه 14 اسفند 86، ساعت 24 از شبکه چهار به روی آنتن خواهد رفت. عظیمی در رابطه با این برنامه در صفحه ی ویژه این برنامه آورده است:
"در نوزدهمین برنامه در باره موسیقی و افکت های صوتی صحبت خواهد شد.هر دوی این میهمانان از آهنگسازان خوب ومطرح
انیمیشن میباشند.در انیمیشن های ایرانی کمتر به موسیقی و افکت بهاداده میشود.خیلی از انیمیشن سازان بیشتر ازموسیقیها و افکتهای صوتی آماده برای کارهایشان استفاده میکنند که گاهی اوقات عدم انتخاب صحیح به انیمیشن لطمه بزرگی وارد میکند. با وجود اینکه به عقیده اکثر کارشناسان که میگویند موسیقی 50% جذابیت یک انیمیشن را در بر می گیرد ولی در جشنوارهای ما خیلی کم به این موضوع اهمیت داده میشود و بیشتر بحث ها پیرامون تکنیک و انیمیت در انیمیشن است..."

تبریک 

نه اشتباه نکنید تبریک عید نوروز  رو نمیخوام بگم هنوز مونده اینبار با کمی تاخیر موفقیت خانم  مریم کشکولی نیا و خانم  رخساره قائم مقامی در جشنواره فیلم فجر در قسمت فیلمهای کوتاه و مستند را به هر دو ایشان و  همه دوستداران انیمیشن تبریک میگم .  میدونم دیر شده اما خوبه که هنوز سال  عوض نشده !

بالاخره آخرین شماره پیلبان امسال هم دراومد

 در این شماره می‌توانید مطالب زیر را بخوانند: رویدادهای داخلی و خارجی انیمیشن، بررسی گفته و ناگفته‌ها به قلم حسین ضیایی در چه خبر از کجا؟، شناسنامه کامل فیلم دزدان دریایی کاراییب، معرفی نامزدهای اسکار، گفتگو با شهاب کسرایی مدیر عامل موسسه حور در مورد علل موفقیت یا عدم موفقیت انیمیشن در ایران، گزارشی از بیست‌و ششمین جشنواره فیلم فجر و باز هم حضور کم‌رنگ انیمیشن، نگاهی به فعالیت انیمیشن مرکز مستند در دوره جدید، بررسی فیلم موزیکال و جنایی سویینی‌تاد به کارگردانی تیم برتون و حضور بازیگر سرشناس جانی دپ، شناسنامه انیمیشن دانکی شوت جدیدترین انیمیشن اروپا، یادداشتی از غفلت وحشتناک در انیمیشن ایران، گزارشی ار روند تولید انیمیشن مفاخر ایران زمین به کارگردانی کامیاب درویشی، معرفی استودیو باران به مدیریت محمود سیفی به همراه شرحی ار پروژه ویزوزک، نگاهی به انیمیشن شان گوسفند ساخته استودیو آردمن

در سفر به دیروز به مجموعه گرگ و خرگوش نگاهی خواهیم داشت. نقاشی کارتونی به ترسیم یک کاراکتر با دوسبک می‌پردازد، گزارشی ار انیمیشن مذهبی و بررسی علل ناموفق بودن پروژه‌های مذهبی در ایران، نقد فیلم راتاتوی کاندید اسکار، گزارشی کامل از نشست فعالان انیمیشن با آقای شمقدریدر ضد نور به پرونده کامل مجموعه پرطرفدار گجت پرداخته و در چراغ جادو حکایتی دیگر از داستان‌های زیبای هزار و یک شب را خواهیم خواند

 بخش موسیقی به معرفی گروه‌های موسیقی مجازی می‌پردازد، موسیقی انیمیشن به اعجاز موسیقی می‌پردازد، بخش تک فریم نیز به بررسی آسیب‌شناسی انیمیشن ایران و این که چرا نمی‌توانیم؟ می‌پردازد

نگاهی به زندگی و آثار کازو اگا عنوان انیمه این شماره است، در انیمیشن عروسکی به فیلم جدید مادام توتلی- پوتلی خواهیم پرداخت. نامه‌های شما و پاسخ‌های ما را می‌توانید در قسمت دوستی مطالعه کنید، غول‌های پشمالو و جذاب را می‌توانید در آلوین و موش‌خرماها: کریسمس جوندگان بجویید که در سینمای انیمیشن این شماره آورده‌ایم

 بخش دوبله این شماره به صداپیشگی می‌پردازد، یادبودی به مناسبت 50 سالگی گرینچ داریم و در انتها به معرفی دی‌وی‌دی به عنوان مرجعی برای دانشجویان انیمیشن پرداخته‌ایم

ضمناً پوستر این شماره به عکس کودکی و امروز برخی از هنرمندان مطرح انیمیشن ایران اختصاص یافته است

سفر من به تهران

با اینکه هنوز تا جشنواره پویانمایی سال بعد یکسال دیگه مانده اما حضور اقای کریمی صارمی دبیر جشنواره پویانمایی در برنامه دو قدم مانده به صبح و گفتگو با بهرام عظیمی  دوباره شور جشنواره را برایم زنده کرد. تو همین روزها بصورت اتفاقی به مقاله زیر برخوردم  قدیمی بود مال  سال 2001 و شاید هم قبلا  هم ارائه شده باشه اما خوندن دوباره اش  خالی از لطف نیست .

جشنواره بین المللی انیمیشن تهران در تاریخ 19 تا 22 فوریه سال 2001 برگزار شد. ناگ ولادرمیرسکی شانس حضور در این جشنواره را داشت و تجربه ها انیمیشن خود را از جهات مختلف نقل کرده است.

برای پنج روز در فوریه من شانس حضور در دومین جشنواره بین المللی انیمیشن تهران، پایتخت پر جنب و جوش ایران  را داشتم.

من به عنوان برنامه ریز و کارگردان افتتاحیه جشنواره بین المللی انیمیشن استرالیا حضور داشتم و شدیدا مشتاق دیدن انیمشنهای ایرانی بودم. من هیچ عقیدهای درباره انیمیشن ایران نداشتم . کتاب جهانگردی که  در 19 ساعت خوانده بودم من را محتاط و کنجکاو کرده بود. در هفته های قبل از سفرم تماسی با کریمی صارمی کارگردان جشنواره انیمیشن داشتم و او به من گفته بود که به اندازه کافی انیمیشن قابل توجه که سفر مرا توجیه کند در جشنواره وجود دارد . این حرف آنرا به به پنج روز ویژه برای من تبدیل کرد.

من در ساعت 2 بعد ظهر وارد تهران شدم و به سرعت از گمرک عبور کردم. جشنواره بخشی را به صورت رسمی به همراهی و جابجا کردن سریع مهمانهای خارجی از جمله ما  اختصاص داده بود. ما 10 نفر بودیم. داوران متشکل بودند از: از تیزیانا لوسچی از جشنواره انسی ، سایوکو کینوشیتا از جشنواره هیروشیما، برتیسلاو پوجار، استاد انیماتور و معلم چک اسلاو در FAMU در پراگ، نلسون شین، رئیس کل آسیفا ی کره و بنیانگذار مجله انیمیتون و حمید نویم ، یک انیماتور ایرانی که در سوئد در حال ساخت انیمیشن بود .

من راننده شخصی برای پنج روز داشتم  که کمی انگلیسی بلد بود و خوشبختانه در رانندگی روزانه از آپارتمان تا محل جشنواره، من از جاهای دیدنی ایرانیها دیدن کردم.

جشنواره خیلی بزرگی بود – چهار روز از 8:30 صبح تا نیمه شب. در حدود 200 فیلم از 18 کشور نمایش داده می شد. علاوه بر مسابقه بین الملل و فیلمهای داخلی ، بخشهایی مربوط به مرور آثار پل دریزن، کارولین لیف و شرکت هدمن ، جلسات آموزشی برای کودکان، چند فیلم بلند، فیلمهای دانشجویان ایرانی، مروری بر آسیفا و دو نشست نیز با استادان انیمیشن ایرانی وجود داشت.

با یاد نفیسه ریاحی اولین انیماتور زن ایرانی که متاسفانه چند ماه قبل فوت شده بود جشنواره آغاز شد و برای گرامیداشت وی بخشی یه نمایش آثار او اختصاص داده شد و نورالدین زرین کلک معروفترین انیماتور ایرانی نیز مورد احترام قرار گرفت. زرین کلک در فیلمهایش از طنز خوشایندی برای به تصویر کشیدن احساسش از نابهنجاری دنیا استفاده کرده است. بهترین آنها در دنیای دیوانه دیوانه است که سوئد دانمارک را می بلعد، انگلیس ایرلند شمالی را می خورد، سیسیل در چکمه ایتالیا به سویی می رود ، اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا به هم ضربه می زنند و آمریکا ،امریکای لاتین راهمچون ماهی در تنگ شیشه ای مال خود می کند.

650 صندلی سالنها اکثرا پر از نوجوانان و بچه ها از هر سنی بود، بسیار پر جوش و خروش درباره چیزهایی که دیده بودند صحبت می کردند، این کاملا با تجربه  که در غرب داشتم متفاوت بود... و این تفاوت را دوست داشتم . جشنواره در کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان بنیان نهاده شده بود و برنامه جالب، جایی بود که بچه ها می توانستند بازی کنند و در انواع  سعی و تلاشهای هنرمندانه دستشونو امتحان کنند- حتی شانس این را داشتند که انیمیشن ساده با تکنیک کات اوت برای خودشان بسازند.

یکی از میهمانهای جشنواره ارلینگ اریسون از سوئد بود کسی که یک دوربین ساده انیمیشن را ساخته و اسمش را جعبه گذاشته بود، و در یک هفته کلاسهایی برای بچه ها و معلمین هنر گذاشته بود و آنها می توانستند ببینند که انیمیشنهای ساده می توانند به سرعت خلق بشوند.

این کلاسها خیلی خیلی موفق بود و ارلینگ و دستیار دوست داشتنی اش بوسیله کودکان پر شور محاصره شده بودند که می خواستند بازی کنند و فیلم بسازند.

 در طی جشنواره و هم زمان با برگزاری آن یکی از موفقیت آمیزترین تلاشها قرار دادن صفحه نمایش بزرگ برای تعداد بیشتری از حضار که بتوانند فیلم ببینند بود.

در طی چهار روز من فیلمهای که در نوع خود بی نظیر بودند دیدم و این بزرگترین لذتی بود که بردم و خیلی خوشحال بودم. این چیزی بود که آمده بودم  که کشف کنم . به جز اینکه انیمیشنهای ایرانی در آموزشگاهای انیمیشن ساخته می شود من بسختی چیزی درباره انیمیشن ایران می دانستم . بعد از ملاقاتم با چند انیماتور و دیدن فیلمهاشون من خیلی مشتاق شدم که بخشی را در ماه جون در جشنواره انیمیشن ملبورن فقط به انیمیشنهای ایرانی اختصاص بدم.

انیمیشنهای ایرانی در شروع خیلی ساده و سمبولیک هستند. داستانهاشون خیلی تمثیلی هستند و همه از کودک و جوان از خواندن آنها لذت می برند. بیشتر آنها راجع به اسطوره ها و افسانه ها  و با تکیه بر درک محکمی از تکنیک هستند. اغلب پر پیچ و خمند و وقتی شما خود را در هنگام دیدن اینگونه فیلمها رها می کنید به راستی در آن گم می شوید. من احساس خوبی از اینکه امکان دیدن این فیلمها را در کنار نه فقط تماشاگر ایرانی بلکه کسانی که خودشان سازنده فیلم بودند داشتم.

اختتامیه مراسم نیز بسیار باشکوه بود. ما با سخنگویانی از جشنواره کارگردانان و رئیس مرکز و اعضای هیئت داوران از سراسر کشور گفتگو می کردیم. سپس مردی با صدای پر قدرتی قسمتی از قرآن مجید را قبل از اینکه برندگان اعلام شوند خواند.

بهترین سه فیلم منتخب داوران پدر و دختر ساخته میشل دو داک د ویت ، کلاه گیس ساز کار استفان چاوفر که  هر دو با هم برنده شدند وجایزه پرنده طلایی به وقتی روز شکست ساخته ویندی تیلبی و آماندا فوربیس تعلق گرفت. جایزه بهترین کارگردان به الکساندر پتروف بخاطر انیمیشن پیرمرد و دریا فیلمی که تعداد زیادی تماشاگر مشتاق داشت تعلق گرفت. بهترین فیلم ایرانی شنگول و منگول ساخته مرتضی احدی و   فرخنده ترابی شناخته شد افسانه ای شیرین که کاملا با سوزن دوزی ساخته شده بود.

اما انیمیشن به خودی خود بخش کوچکی از این 5 روز شگفت آور بود. میزبانان با ما مثل شاهزاده ها رفتار می کردند. آنها نمی گذاشتند ما برای هیچ چیزی پول پرداخت کنیم  حتی ما را به به سفرهایی به کوهستان و و دیدن خانه تابستانی شاه (کاخ موزه سعد آباد) در آخرین روز سفرمان بردند. ما غذاهای لذیذی در رستورانها می خوردیم و آنها به ما هدیه ای از فرش عالی ایرانی دادند. مخصوصا  خاطرات شب در رستورانها وقتی جوجه کباب و کباب بره خوشمزه می خوردیم و می خواندیم و با صدای موسیقی محلی می رقصیدیم بسیار بیادماندنی بود. روی تخت چوبی که نشسته بودیم نلسون شین شوخ طبع به طرف من برگشت و گفت : من در طی همه این شبها این آبجو بدون الکل را خوردم و احساس مستی کردم ، فوق العاده است.

قسمت ما دائما در محاصره خبرنگاران کنجکاو بود.  من شب اول در یک همایش گیر افتادم و در شبکه سراسری هم مصاحبه ای داشتم. کنجکاو بودم خودمو با صدای زبان فارسی ببینم. همه می خواستند بدانند در زمان استراحت خردمندان انیمیشن چه اتفاقی می افتد و ما درباره انیمیشنهای ایرانی چه فکری می کنیم و چطور آنها می توانند بهتر باشند. سه بار هم از طرف انیماتورها به من پیشنهاد شد که آنها را حمایت کنم تا بتوانند به استرالیا بیایند. توضیح دادنش به آنها یه کم سخت بود که مسئولان اداره مهاجرت زیاد از این کار خوششان نمی آید.

در حال حاضر برای خارجیها برای رفتن و دیدن ایران بهترین زمان ممکن است. معجونی از سنتها و نسل جدیدی است که به دنبال جواب سئوالهای خود را از نسل گذشته است. و البته خانمها با حجابهایی که از سر تا پا پوشیده شده بودند و برای بعضی خانمهای خارجی سخت بود که از پس آن برآیند. در یک فرصت در مرکز آلوده شهر با یکی از مهمانهای خانم قدم می زدم و روسری او وقتی در تقاطع خیابان بودیم افتاد. دو مرد ریشو در یک  ماشین پارک شد شیشه را پائین کشیدند و شروع به بگو مگو با ما کردند.

شهر به خودی خود دارای جمعیتی بالای 12 میلیون نفر است و همه رانندگی می کنند چون بنزین بسیار ارزان است مثل آب خوردن!

راه خود را رفتن در میان خیابانها مثل یک کابوس است . به نظر می رسد هیچ قانونی وجود ندارد اما یکی از میزبانان جشنواره به ما گفت : که شما باید راحت باشید چون آنها با خارجیها کاری ندارند و با سرعت به سمت آنها نمی آیند. من چندین مرتبه به بچه های کم سن و سالی برخورد کردم که گفته شد که آنها در حال بازی قایم با شک در پارکی که در تهران (همان نزدیکی) هست هستند . ممکنه به نظر خنده دار باشه ولی کاری که این بچه ها می کردند بشدت خطرناک بود.

یک بار، به 700 زوج در حال ازدواج کردن در دانشگاه برخورد کردم. دولت زوجهای زیر 21 سال را با قول دادن آپارتمان و هزینه ها ترغیب به ازدواج کرده بود... و کمک به ترویج سنتهای قدیمی می کرد.

من تهران را در ساعت 3 صبح ترک کردم بدترین زمان برای رفتن، فقط با چند ساعت خواب. ولی خوب دوستان ایرانی را ملاقات کرده بودم، همچنین اوقات خوبی را با سوئدیها و دیگر دوستان خارجی گذرانده بودم.کارتها و آدرسها رد و بدل شد و ما آنجا را با خاطراتی خوش ترک کردیم. من تهران را با احساسات گرم برای مردمی که ملاقات کرده بودم ترک کردم کسانی که به اندازه کافی خوب برای تبادل فرهنگشون با من بودند . فکر می کنم این کوچکترین کاری است که می توانم انجام بدم، نمایش بعضی از این فیلمها برای تماشاگران استرالیایی و اینکه این فیلمها ارزش ارائه شدن و نمایش خارج از ایران را دارند .

 

* نگ ولادرمریسکی یکی از اعضای موسس انیمیشن ملبورن که موظف به سازماندهی مسابقات انیمیشن در ملبورن استرالیا میباشند است. کسانی که به سرعت دو جشنواره را برگزار کردند، جشنواره بین المللی انیمیشن دانشجویی استرالیا (MISAF) وجشنواره بین المللی انیمیشن ملبورن(MIAF) . جزئیات آنرا می توانید در سایت www.miaf.net   ببینید. او همچنین برنده جایزه انیماتوردر زمان برگزاری MIAF شده است.

یک شب مانده به اسکار

«پرسپولیس» دو جایزه سزار فرانسه را برد

۳۰نما ـ تنها چند ساعت پیش از آغاز مراسم اسکار در هالیوود، در مراسم اهدای جوایز سزار ـ که به اسکار فرانسه معروف است ـ «پرسپولیس» دو جایزه‌ی بهترین فیلم اول و بهترین فیلمنامه‌ی اقتباسی را از آن خود کرد.

به گزارش ۳۰نما، در سی و سومین دوره‌ی جوایز آکادمی علوم و هنرهای سینمایی فرانسه (سزار) که شب گذشته در پاریس برگزار شد، فیلم استرالیایی/فرانسوی «راز دانه‌ها» ساخته‌ی عبداللطیف کشیش جایزه بهترین فیلم را برد. کشیش دو جایزه‌ی بهترین کارگردانی و بهترین فیلم‌نامه تالیفی را هم از آن خود کرد. مرجان ساتراپی و ونسان پرونو کارگردانان «پرسپولیس» هم دو بار برای دریافت جایزه‌ی بهترین فیلم اول و بهترین فیلمنامه‌ی اقتباسی روی صحنه رفتند.

«پرسپولیس» نسخه‌ی سینمایی مجموعه کتاب‌هایی به همین نام از مرجان ساتراپی نویسنده و تصویرگر ایرانی مقیم فرانسه است. این انیمیشن سیاه و سفید، که با تکنیک تک‌فریم دستی ساخته شده، روایتی شخصی از زندگی نویسنده در سال‌های ابتدایی انقلاب و جنگ در ایران و در سال‌های مهاجرت در اروپاست. کتاب‌های مصور ساتراپی به زبان‌های گوناگون ترجمه شده‌اند و به‌ویژه در فرانسه و آمریکا پرفروش بوده‌اند.

در اسکار هشتادم، «پرسپولیس» در کنار انیمیشن «موج‌سواری» و فیلم پرامید «رتتویی» نامزد بهترین فیلم انیمیشن شده است. «پرسپولیس» همچنین پیش از این جایزه‌ی هیئت داوران جشنواره‌ی کن و دو جایزه از جشنواره‌های سائوپائولو و ونکوور را برده و نامزد بهترین فیلم خارجی گلدن گلوب ۲۰۰۷ شده بود.

ده‌نمکی: "ساتراپی" پروژه جدید غرب علیه ایران است، فارس

خبرگزاری فارس: مسعود ده‌نمکی گفت: ساتراپی یک پروژه جدید است که غرب علیه ایران کلید زده و تشویق پرسپولیس در کن نشان می‌دهد حرکت ضدفرهنگی غرب در برابر ایران سازمان یافته است.


مسعود ده‌نمکی در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس گفت: در جشنواره امسال کن، نگاه سیاسی بر نگاه هنر غلبه داشت و این حقیقت را در فیلم‌هایی که امسال جایزه گرفتند، می‌توان دید.
ده‌نمکی گفت: علاوه بر «پرسپولیس» فیلم «گوشه آسمان»(فاتح آکین) محصول مشترک اروپا و ترکیه که به عنوان بهترین فیلمنامه برگزیده شد، با نگاهی انتقادی به اسلام‌گرایی در جامعه ترکیه همراه است.
وی یادآور شد: فیلم چهارماه، سه هفته و دو روز ساخته کارگردان رومانیایی هم که جایزه بهترین فیلم را گرفت، فیلمی ضد شرقی بود و نگاه سیاسی جشنواره آن را برگزیده بود.
ده‌نمکی ضمن تاکید بر تکنیک قوی فیلم «پرسپولیس» به فارس گفت: «ساتراپی» فیلم پرسپولیس را با نگاهی آکنده از افراط و تناقض‌ و بسیار تک بعدی و اغراق آمیز ساخته است.
کارگردان اخراجی‌ها که از فرانسه با خبرنگار فارس گفت‌وگو می‌کرد، گفت: با موفقیت این فیلم تازه متوجه شدیم که عدم پذیرش هیچ فیلمی از ایران در جشنواره امسال کن به این دلیل بوده که فیلم پرسپولیس مطرح شود.
ده‌نمکی گفت: ساتراپی یک پروژه جدید است که کلید زده شده و این حرکت فرهنگی غرب در برابر ایران (که از زمان انتشار کتاب پرسپولیس آغاز شده بود) سازمان یافته بوده است.
وی گفت: از کمیک استریپ پرسپولیس استقبال زیادی در جامعه فرانسوی صورت گرفته بود و تلاش شده تا فیلمی هم که ساخته شده، قوی باشد و ضعف‌هایی از جنس ضعف‌های فیلم‌های مشابهی چون بدون دخترم‌هرگز، در این فیلم وجود نداشته باشد. در این راستا، سازندگان فیلم در همه زمینه‌های فنی، صدا گذاری و... از عوامل حرفه‌ای استفاده کرده‌اند تا فیلم به شدت تاثیر گذار باشد.
ده‌نمکی اظهار داشت: در نسخه آمریکایی پرسپولیس، شون پن، به جای پدر کاراکتر نوجوانی ساترایی صحبت کرده و در نسخه فرانسوی هم از هنرپیشه‌های برتر این کشور در این پروژه استفاده شده است.
وی گفت: دروغ در این فیلم زیاد دیده می‌شود، هر چند سازنده آن مدعی است که خاطرات خودش را نوشته است. در صحنه‌ای از این فیلم ساتراپی نشان داده که ظهر عاشورا با ورود نیروی انتظامی به خانه‌ای که در آن مهمانی برپاست و یکی از مهمان‌‌ها در حال مشروب خوردن است و با برخورد با نیروی انتظامی خودش را پائین می‌اندازد. مشابه این اتفاق، سال ۸۰ رخ داده که این خانم جزو خاطرات دهه ۶۰ خود آورده. در همه چیز این فیلم اغراق شده و ایرانی‌ها مردمی به تصویر درآمده‌اند که به خاطر یک کنسرو همدیگر را می‌زنند.
وی گفت: در فیلم پرسپولیس، مسائل طرح شده احساسات مخاطب را بر علیه انقلاب و مبانی اخلاقی آن برانگیخته شده تا حدی که مخاطب برای مظلومیت مردم ایران گریه می‌کند! فیلم نگاه یکجانبه نگرانه دارد.
وی در زمینه لزوم تولید فیلم‌هایی برای پاسخ‌گویی به توهین هالیوود و غرب به سینمای ایران، به فارس گفت: باید در این زمینه سرمایه‌گذاری شود چرا که یک اقدام هزینه‌بر است و به راحتی نمی‌توان به بهره‌برداری لازم رسید. نوع برخوردها باید حساب شده باشد و صرفا برخورد تلافی‌جویانه نباید داشته باشیم.

ده‌نمکی گفت: ما باید براساس مصادیق فرهنگی و اجتماعی واقعی، فیلم بسازیم.
ده‌نمکی افزود: ما وقتی برای حضور در بازار کن وارد رودگاه پاریس شدیم، ارتش فرانسه را دیدیم که جلوی در فرودگاه با سلاح رژه می‌رفت. حال اگر این اتفاق در ایران می‌افتاد، از دید غربی‌ها به فاجعه بدل می‌شد!

پیتر و گرگ و بذرافشان

          peter_wolf.jpg

و اما غافلگیری بزرگ برای من در هنگام اهدای جایزه بهترین انیمیشن کوتاه رخ داد: …. و اسکار تقدیم شد به ….. پیتر و گرک به کارگردانی سوزی تمپلتون Suzie Templeton و هیو ولچمن Hugh Welchman.

سوزی تمپلتون : این جایزه برای همه است. برای همه اعضای درخشان تیم ما، و برای هر کسی که به ما کمک کرد تا این فیلم ساخته بشه و رویای ما به حقیقت بپیونده…

هیو ولچمن: بله، این بدون تردید یک مثل یک پایان زیبا در قصه های پریان است. اما امیدوارم که شروعی باشد برای پیتر و این جایزه بی نظیر، این جایزه بدون تردید پیتر و گرگ پروکفیف Prokofiev ( آهنگساز و موسیقیدان که قطعه پیتر و گرگ را در سال 1936 ساخت) را در ذهن و روح بچه های تمام دنیا زنده نگاه خواهد داشت. متشکرم آکادمی، این فوق العاده بود.

توضیح : همانقدر که معلوم بود رتتویی برنده بزرگ اسکار امسال خواهد بود، واضح بود که پرسپولیس هم بازنده بزرگ خواهدشد! اما این میان موج سواری surf up فقط حکم دکور صحنه را داشت! نه نقدی و نه صحبتی و نه هیاهویی… بالاخره باید فیلم سومی هم وارد این رقابت میشد تا بشود گفت که واقعا رقابتی وجود دارد!!! اما در مورد فیلمهای کوتاه :sad: پیتر و گرگ واقعا کار قوی و زیبایی است، اما در برابر عشق من (پتروف) و مادام توتلی پوتلی اصلا حرفی برای گفتن نداشت! حالا بگوییم که پتروف قبلا برای پیرمرد و دریا اسکارش را گرفته بود، اما اگر مقایسه منصفانه ای بین مادام توتلی پوتلی و پیتر و گرگ داشته باشیم، مادام توتلی پوتلی به مراتب بهتر است. چه میشود گفت؟ به هر حال یکی ار رسوم مراسم اسکار همیشه غافلگیری در آخرین لحظه بوده است…

مهبد بذرافشان

محاسبه کنید ! حتی قدم بعدی را!

 

انیمیشنی فکر کن!

نمیشه که!

   + سید علیرضا گلپایگانی - ٢:٢٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦