انیمیشن از نگاه گلپایگانی


نگاه علیرضا گلپایگانی به انیمیشن ایران و جهان

در کوچه پس کوچه های صبا ...

شايد از بد اقبالی نگارنده  بوده که تاکنون پا به درون شرکت ببخشيد مرکر صبا نگذاشته بود! چرا که بعد از عبور از درگاهی اول به راهروهای پيچ در پيچی  می رسی که گر نابلد باشی بازگشت به اين سادگی نخواهد بود!.

اما سرک کشيدن در اتاقهاو يا سالنها و يا هر چی که اسمش را بگذاريم آنقدر متنوع و جذاب بود که برای ثبت در خاطره هم که شده آنها را  به کلمات تبديل کردم .  چندين خانه مسکونی که با قرار دادن درها و يا فر وريختن ديوارها به هم پيوسته شده اند فضايی را خلق کرده اند که بی شک  مرموز   و کنجکاو بر انگيز  می نماياند. و من که مرموز تر و کنجکاوتر از خود نمی شناسم در لابلای ديوارها و سالنها رازهای بس پنهان را بر خود گشوده ديدم.

و از همه بيش مجذوب چهره های دختران و پسران جوانی شدم که در گوشه و کنار اين ساختمانهای در هم پيچيده لبخند بر لب و چشمان درخشان داشتند. ديوارها کهنه اما دلها جوان بود و من  نويد  روزهای بهتر  را در پيش خود زمزمه کردم...

روزگار غريبی است...من نيز از نيرومند نيرو گرفتم که  در خيال نيروی عظيم در اين آدمها و آدمهای ديگر ديده...و چه باک که همه سرمايه ما همين خيال باشد...کم چيزی نيست اگر خوب  نگاه کنيد.

صبا زنده است و نفس می کشد به مدد آدمهای پر توان و کم توقع اين سرزمين ...آقای مشيری آنها را ببين....

   + سید علیرضا گلپایگانی - ٩:٠٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ امرداد ۱۳۸۳