انیمیشن از نگاه گلپایگانی


نگاه علیرضا گلپایگانی به انیمیشن ایران و جهان

انيميشن يک محصول بين المللی

چقدر خوبه که تو شرايط فعلی چيزی بنام انيميشن هست  که بشه جشنواره اون رو هم برگزار کرد..بخدا کم چيزی نيست .ذات جشنواره اثبات ميکنه که انيميشن وجود داره و ذات فرهنگی هنری جامعه انيميشن ما را حالا نه کاملا به نمايش می گذارد. در نفس خود جشنواره را بسيار مثبت می دانم و فکر می کنم آن شور و هيجانی را که ميان دست اندرکاران اين هنر  هست برای ارتباط با مخاطبان که مردم باشند برقرار می کند. در واقع در هر سه دوره برگزاری جشنواره بين المللی انيميشن ايران شاهد افزايش و رشد فزاينده مخاطبان هستيم يعنی به صراحت و طبق آمار ميدانی و نه عددی حضور چشمگير مخاطب در جشنواره نشان دهنده  استقبال خوب از هنر انيميشن است . در سومين دوره جشنواره انيميشن که داور بودم توانستم فضای گسترده انيميشن را در ايران ببينم و چه فرصت خوبی برای من بود. تعداد فيلمهايی که از شهرستانها آمده بود  تعداد فيلم ها و تکنيک ها همه حرف می زدند و اين امر برای ارزيابی اين هنر  و سطح گستردگی آن  در کشور بسيار  لازم و خوب بود.گاهی هيچ مکانيزمی برای ارزيابی اينکه ما کجا هستيم و اينکه چند نفر در اين حوزه کار ميکنند وجود ندارد.البته آمارهايی ممکن است داده شود ولی قطعا دقيق نخواهد بود. جشنواره محل فوق العاده مناسبی برای جمع آوری اين نوع اطلاعات است  گر چه نمی توان همه آن باشد نمشود گفت تمام بضاعت انيميشن ايران همين جشنواره  است زيرا ممکن است افرادی با تمام  شايستگيهايی که کارشان داشته است موفق به حضور در جشنواره نشدند...

در سومين دوره حجم توليد باور نکردنی بود.در واقع کسی باور نمی کرد ما با حدود ۴۰۰ عنوان فيلم که زمان بعضی از اونها حتی به يکدقيقه هم نمی رسيد بر خورد کنيم ابتدا  بسيار خوشايند بنظر می رسيد .اما مسئله ای در اين زمينه وجود داشت.مثالی می زنم. فرض کنيد صندلی مخصوی داندانپزشکی و همه ابزارهای مربوط به آن سر جمع بشود مثلا ۱۰۰ هزارتومان! فکر می کنم به اين ترتيب هر کس در خانه اش يک داندانپزشکی راه بياندازد! حالا اينکه چه بلايی بر سر ئندانهای مردم می آيد بماند!!! اين اتفاق بر سر انيميشن نيز آمد چرا که ابزار توليد انيميشن ارزان و قابل دسترس شد و اين ارزانی و سهولت مشکلاتی با خود به همراه آورد....آن ابوهی توليد گواه ارزان شدن ابزار توليد بود يعنی انيميشنهای يکنفره ! فراموش نکنيم در ذات انيميشن فرد خيلی مهم است اما در اصل اين جمع است که با کيفيت مطلوب  دست به توليد می زند....

انيميشن کار گروهی است و وقتی آن را يکنفره يا کوچک نگاه کنيم کارهايمان هم به همان اندازه کوچک می شود...اگر فيلمی را يکنفره کارگردانی کنيم تکنيکش را يکنفره انجام بدهيم خروجی را خودمان بگيريم و موسيقی روی‌آن بگذاريم ميشو د فوتبال يکنفره !! فکر می کنيد فوتبال يک نفره چند تماشا چی خواهد داشت .انيميشن هم به همين شکل است.البته شايد يک نفر را بشود پيدا کرد که هنر نمايی با توپ را بلد باشد و بتواند مردم را سرگرم کند ولی فراگير نيست...اين امر در ايران استثنا هم دارد .چون ايران کشور استثنا است ...

موضوع جالبتر  گستردگی شرکتهای کوچک و بزرگی است ک انيميشن را بصورت سينمايی توليد می کنند.اغلب اين فيلمها از لحاظ زمان سينمايی هستند! يعنی ۸۰ يا ۹۰ دقيقه هستند ولی اين بدان معنی نيست که برای نمايش بر روی پرده عريض سالن سينما مناسبند. فيلمی که اغلب صحنه ها ی آن برای کادر  تلويزيونی مناسب است ( پر از نماهای درشت و نيمه درشت  که  عمدتا مناسب کادر کوچک تلويزيون  می باشد! ) بر روی پرده آزار دهنده و خسته کننده ميشو د.از لحاظ قصه گويی و روايت داستان هم دچار مشکل ميشوند.اما با همه اين وجود باور کنيم که مثلا اگر يک فيلم انيميشن در يک جشنواره خارجی موفقيتی بدست می آورد چه بخواهد چه نخواهد همه هنر انيميشن  ايران را با خودش يک قدم بالاتر برده و ارتقا داده است .

اگر یک فیلم سینمایی انیمیشن در سالن سینما فروش بکند ما به یکباره نگاه جدیدی به هنر انیمیشن ایران را شاهد خواهیم بود . اتفاق نوظهوری در این رشته بوجود خواهد آمد .احساس می کنیم که اینک فیلم انیمیشن می تواند سرمایه تولید خود را حتی با سودش به صاحبان آن برگرداند و این همان اتفاق بزرگ است .خیلی دوست دارم خوش بینانه به این قضیه نگاه کنم .آرزو می کنم فیلم سینمایی جمشید و خورشید بر روی پرده سینما موفقیت چشمگیری پیدا کند نه بخاطر تهیه کنندگانش که آنها هم از خانواده انیمیشن هستند و قطعا با ریسک بالا دست به تهیه چنین کاری زدند ( ریسکی که با تلاش و همیاری دست اندرکارانش همراه است ) نه...بیشتر برای همه انیمیشن ایران که من هم جزئی از آن هستم.فروش چنین فیلمی من و همه کسانی که در این رشته حضور داریم به اینده و حرفه ای شدن این رشته امیدوار می کند.

در جشنواره سوم شاهد تحولی بودم که توسط نسل جدیدی از انیمیشن ایجاد شده بود.جوانهای خوش ذوقی که با امکانات محدود دست به تولید فیلمهای انیمیشن زده بودند.بسیار از آنها نشانه های استعداد و قابلیتهای خوب خود را به نمایش گذاشته بودند.ولی عدم حضور تجربه به وضوح در اغلب آنها دیده میشد.نوآوری در تکنیک و داستان گویی زمانی به باروری می نشیند که با پشت زمینه تجربه همراه باشد. بودن یک فرد با تجربه می توانست به راحتی سطح کاری آنها را بسیار بالاتر بیاورد.اما...به هر حال در دنیا هم شاهد آن هستیم که هیچ و رشدی بدون حضور جوانها امکان پذیر نیست اما همه این نوآوریها توسط آدمهاب با تجربه کانالیزه میشود و به کارایی می رسد.یعنی نوآوری توسط جوانان صورت میگیرد و ثمر دهی آن توسط متخصصین با تجربه روی می دهد. در اغلب استودیوهای فیلمسازی انیمیشن یک یا چند فرد با تجربه بعنوان مسئول و سرپرست حضور دادر ولی تمام نبیروهای اجرایی آنها زیر 30 سال هستند. در جشنواره سوم هم شاهد حضور نیروهای بسیار جوانی بودم و می دونستم باید شاهد یک جهش باشم اما شاید انتظار من خیلی بالا رفته بود شاید بخاط حجم زیاد فیلمها بود اماآنگونه نبود اتفاقی رخ داده بود اما نه انقدر که انتظار داشتم شاید دلیل اون عدم انسجام گروهی یود آین آدمها یا همدیگر رو نمی شناختند یا نمی خواستند که در کنار هم دست به تجربه و نوآور یکنند.تخصصی کردن زیر مجموعه های تولید یک فیلم انیمیشن هنوز رخ نداده است . ما فیلمنامه نویس انیمیشن نداریم.اینکه سازنده اثر خودش فیلمنامه نویس آن است دیگه یک امر طبیعی شده است.روی شخص بخصوصی که مثلا تخصصش فیلمنامه نویسی برای انیمیشن است نمی توانید انگشت بگذارید.انیماتورها بصورت پراکنده وجود دارند اما هر کدام با دست و توان مخصوص خود که نمی شود به این سادگیها آن را هماهنگ و همسو کرد. بخش فنی فیلمها اغلب ضعیف و پر از اشکال بودند.بیشتر آنها بصورت تجربی و خیلی سریع با 10% توان نرم افزار کار فیلم را نهایی کرده بودند.و همین امر باعث شده بود که اغلب فیلمها از نظر کیفیت نمایش دچار مشکل شده باشند. و یکی از دلای عدم توفیق آنها میتوانست همین اشکالات فنی باشد چه در تصویر و چه در صدا و موسیقی آنها که بخاطر پایین بودن هزینه تولید آنها بیشتر با امکانات غیر حرفه ای و موسیقی های انتخابی ساخته شده بودند.

در مقابل فیلمهایی که با قالب حرفه ای ساخته شده بودند مقدار زیادی از مسیر محتوایی خارج شده و بیشتر به تکنیک توجه کرده بودند.در حالیکه بطور مسلم محتوای یک اثر هنری شاخصه اصلی ارزشیابی آن به شمار می رود.بطور مثال موفقیت فیلم کوه جواهر ساخته استاد علیمراد در جشنواره های خارج از کشور به خاطر تکنیک آن نبود چون تکنیک انیمیشن عروسکی در آنور آبها از لحاظ تکنیکالی بسیار پیشرفته تر است بگونه ای که با این تکنیک فیلمهای بلند سینمایی ساخته شده و بر روی پرده عریض سینما به نمایش در می آید.ولی محتوای غنی و شیوه قصه گویی کوه جواهر بود که آن را شاخص نمود بگونه ای که وزیر آموزش و پرورش فرانسه دیدن آن را به همه دانش آموزان فرانسوی توصیه می کند.

اما یک ویژگی دیگر در جشنواره نمایش فیلمهای انیمیشن خارجی است .چیزی که همیشه کنجکاوی و بعضا تحسین ما را برانگیخته است .حال فرصت خوبی است که اینگونه فیلمها را با جمع کثیری از علاقمندان به نظاره بنشینیم.قبول کنید که با جمع اون هم جمعی همراه و همسو با شما فیلم دیدن یک حس دیگه است .اما با تمام این حرفها لزومی نمی بینم که ما و کارهایمان را به مقایسه با اینگونه فیلمها فرا بخوانیم.در زمینه هنر مقایسه کار درستی نیست برا یهمین همن هم داوری اینگونه اثرها بسیار دشوار و همیشه با بحث و جدل همراه است . مقایسه تکنیکی هم عادلانه نیست در اینگنه ارزیابی ها نتیجه کار از قبل معلوم است .

در چنین برنامه هایی آنچه باید انجام شود مقایسه تفکرات و کارهایمان با تفکرات و کارهای گذشته خودمان است ! ببینیم تغییری کرده ایم. ارتقایی صورت گرفته درجا زده ایم یا پس رفته ایم !. هیچ جشنواره انیمیشنی خارجی بخش داخلی و خارجی وجود ندارد و اگر ما به درستی این دو بخش را در جشنواره جدا شده می بینیم بخاطر سیاست حمایتی از تولید انیمیشن ایران است باید این فیلمها باید جدا از فیلمهایی که با سرمایه و تکنیک بالا ساخته شده اند مورد ارزیابی قرار بگیرند، تا بتدریج و با گذشت زمان شاهد کیفیت روزافزون آنها باشیم.این جشنواره قطعا برای ارتقا کمی و کیفی انیمیشن ایران برگزار میشود حتی اگر از خارجی ها دعوت می کنیمو فیلمهای آنها را می بینیم و ارزیابی می کنیم در نهایت هدف ارتقا انیمیشن ایران است و بس. این به معنای حقیر انگاشته شدن هنر انیمیشن ایرانی نیست .ما آدمهای کوتاه قدی نیستیم ولی وقتی در کنار یک آدم 2 متری قرار می گیریم خود بخود احساس می کنیم کوتاه قد هستیم ! توصیه می کنم بهتر است زیاد کنار آدمهای 2 متری تایستید !.این امر ممکن است باعث از خود باختگی و ناامیدی جوانانی می شود که در آغاز راه هستند. و یا حتی کسانی که هم اکنون مشغول کار هستند میل به ادامه کار را از دست بدهند. مطمئن باشید آنها منظورم فیلمهای موفق خارجی است در ابتدای راه اینچنین نبوده اند منتهی ما داریم ماحصل سالها تجربه و جدیت در تولید انیمیشن را شاهدیم.کمتر فرصتی پ=یش میاد که ما کارهای اولیه یلمسازان مطرح آنور آبی را ببینیم اما حداقل میشود حدس زد که آنان اینگونه متولد نشده اند.حمایت شاید در همان امکان نمایش و مطرح کردن کار و افراد باشد اما این باید فراتر برود .شرکتها و موسساتی باید ترغیب بشوند که استعدادها و کارهای خوب را مورد حمایت مالی خود قرار بدهند .هیچ اثر انیمیشن هنری جهانی را ندیدیم که یک موسسه خصوصی یا دولتی آن را حمایت نکرده باشد می تونید به تیتراژهای آخر فیلمها رجوع کنید.هیچیک از آثار بیاد ماندنی ایشو پاتل یا پل دریسن و .... با هزینه شخصی آنها تولید نشده است .به هر صورتهر هنری از جمله هنر انیمیشن در ذات خود امکان رشد دارد . هیچ هنری متوقف نمی شود.اما نمی شود فقط به این امر متکی بود اینکه خود انیمیشن از خود انییمشن حمایت کند کمی خوش بیننانه است. حمایت مالی از اثار برگزیده می تواند در سرعت این رشد اثر بسزایی داشته باشد.وقتی شهرداری تهران خود را موظف به حمایت از برگزاری مسابقات بانوان آسیایی می بیند و تیم ورزش خود را به این مسابقات اعزام می کند می شود انتظار داشت که بخشی از این حمایت شامل حال انیمیشن نیز بشود.

   + سید علیرضا گلپایگانی - ٩:٠۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٧ بهمن ۱۳۸۳