انیمیشن از نگاه گلپایگانی


نگاه علیرضا گلپایگانی به انیمیشن ایران و جهان

تاخير طولانی

گلپايگانی- عليدوستی - زرين کلک -

سلام...بعد از مدتها بازم سلام..جايی نبودم همين نزديکيها..اونقدر که نمی تونستين ببيننم ! مثل ديدن يک فيل از فاصله ۲ سانتيميتری ! بعضی چيزها اونقدر دوره که نميشه ديد و بعضی ديگه اونقدر نزديکه که نميشه ...به هر حال درگير بودم..بيشتر با خودم!

بالاخره اين همايش  يا هفته فيلم زاگرب هم به پايان رسيد.و حرف و حديثهاش هم شروع شد. موافق و مخالف...به هر حال هر کسی نظری داره...يادگاری

منم ممنونم برای حضور و تشويق دست اندرکاران..راستش منم وقتی می ديدم سالن پره کولی ذوق ميکردم..به هر حال اگر سالن خالی بود کلی تو ذوقمون می خورد..اون همه راه رو می اومدن تا در کنار هم فيلم ببينن..نمی دونم شما هم حس من رو درک می کنين..بعضی از همون اولش ساز  منفی کوک کرده بودند..از اينکه کی مياد تو اين سرما اين همه راه رو...و بعضی کم لطفی کردند و نيومدن..حتی برای سخنرانی! اما بالاخره برگزار شد و خوب هم برگزار شد...

روز پايانی

خيلی دلم ميخواد تا فراموشم نشده بگم..يعنی نمی دونم شايد آدم بعضی وقتها بهتره زودتر فراموش کنه تا اينجوری يعنی با نوشتن برای هميشه ثبتش کنه...

رضا يوسف زاده نجات دهنده روز سوم!

نيامدن آقای توکليان در روز سوم ....و يوسف زاده که در آخرين لحظات خواسته من را زمين نگذاشت..من که گفتم گول ظاهر اروم و دوست داشتنی اش رو نخورين !درونش از ظاهرش بهتره !

آقای زيمونيچ....و دنيای خاص او که نه می شد تقليدش کرد و نه آموزش داد!

اغلب سبکهای هنری انيميشن اينگونه است . يا از اون خوشتون مياد و يا اصلا جذب اون نمی شين. اين نه به معنی خوب بودن و نه به معنی بد بودن است .

زيمونيچ و اون شخصيت دخترش که در تمامی فيلمهايش بگونه حضور دارد. دخترکی که به مقتضی داستان در سنين مختلف ظاهر ميشد.

زيمونيچ در يکی از روزهای کارگاه به شوخی ابراز کرد که نمی تواند در جلو جمع طراحی کند..و اين  آغاز  يک تغيير در برگزاری  کارگاههای تخصصی بود.

   + سید علیرضا گلپایگانی - ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٠ آذر ۱۳۸۳