طرح نمایش فیلم انیمیشن و سینمای سه بعدی از اول مهر ماه در سینما آزادی اجرا خواهدشد.

سیدمسعود صفوی گفت: این امکان که با همکاری مرکز مطالعات و تولیدات فیلم انیمیشن حوزه هنری،هیئت مدیره سینما آزادی وموسسه سینما ۲۴فراهم شده است، سرفصل جدیدی در سینمای ایران خواهد بود و مسیر سینمای ایران را برای نزدیک تر شدن به استانداردهای جهانی تغییر خواهد داد.
رئیس سازمان مطالعات و تولیدات فیلم انیمیشن گفت: «همزمانی این دو اتفاق،یعنی نمایش فیلم انیمیشن بر روی پرده سینما وتماشای فیلم به شکل سه بعدی در ایران که قدمی است در جهت همسو سازی سینمای ایران یا تکنیک روز سینمای جهان،تاثیر بزرگ و شگرفی بر سینمای ما خواهد گذاشت».
وی گفت: «برای اولین نمایش که از اول مهر ماه اکران آن آغاز خواهد شد، انیمیشن «آلفا و امگا» را انتخاب کردهایم که به تایید وزارت ارشاد رسیده و دوبله آن نیز انجام شده است».
صفوی در پایان ضمن ابراز امیدواری از موفقیت این طرح بی سابقه عنوان کرد: «کیفیت تماشای انیمشن بر روی پرده سینما، مخاطب را با زحماتی که برای ساخت یک انیمیشن سینمایی کشیده شده آشنا می کند و لذت تماشای مخاطب را نیز کامل میکند».
کارتونها، شکلاتهایی با روکش مدرن
کودکان یکی دو نسل پیش که حالا بزرگ شده اند و خودشان مادر و پدرند، گاهی اوقات دوست دارند کنار کودکانشان بنشینند و کارتون نگاه کنند.
به نوشته همشهری٬ کارتونهایی که حالا براقتر و شفاف ترند، شخصیتهایشان نرمتر و باورپذیر تر حرکت میکنند و حتی پیچ و تاب موهایشان چنان با معادلات ریاضی شبیهسازی شده که با واقعیت مو نمیزند و از همه مهمتر یک خاصیت خوب دارند: داستانشان تغییر نکرده است، سوالات کودکانشان را از قبل میدانند و جواب ها را از روی جواب های پدر و مادرانشان به خاطر دارند: خوب ها ، زیبا رو ها، مهربان ها پیروز میشوند و موجودات شرور و بدجنس را به سزای اعمالشان میرسانند.
داستان همان داستان است که در دکورهای مجلل تر با صداهای جذاب تر روایت میشود...اما آیا قصه ای که انگار همه برسرش در عالم خیال به توافق رسیده ایم ،واقعی است؟ آیا همیشه بدها شکست میخورند و خوب ها پیروز میشوند، آیا همیشه آدمهای خوب، زیبا و قوی و خوش شانس اند؟ آیا تمام زندگی ها با "و آنها با خوبی و خوشی تا پایان عمر زندگی کردند" تمام میشود؟
جواب این سوال ها ، برای ما که آدم بزرگ هستیم ،روشن است، آنقدر روشن و درعین حال تلخ که وقت جواب دادن شاید پوزخندی هم به لب بیاوریم ...خوب چرا باید کودکانمان را عامدانه فریب بدهیم، چرا باید اولین دریچه ای که رو به عالم به رویشان میگشاییم جهانی باشد آرمانی و دروغین؟
اولین تصاویر کودک از جهان ، عموما از کارتون هاست، کارتون ها هستند که جهان را جایی ساده ،با قوانین از پیش تعیین شده و همیشه گی و پر از موجودات سیاه وسفید نشان میدهند، بیشتر اوقات خانواده هم این نوع جهان بینی را تقویت میکنند و به خیال خودشان "دنیای کودکانه ای" را به کودکانشان هدیه میدهند، دنیای کودکانه ای که کودک هیچ نقش و جایگاهی در آن حس نمیکند، جهانی پر از شخصیتهای مونث (چه حیوان چه انسان) زیبا و مذکرهایی پر زور با نیروهایی خارق العاده یا دست کم پر از اتفاقات هیجان انگیز و صد در صد خیالی، کودک نه معمولا شبیه به شاهزاده و نه شاهد هیچ کدام از خوش شانسیها و اتفاقات هیجان انگیز زندگی آنهاست.
جهانش در مقایسه با جهان کارتون دنیایی است کسل کننده، رنگ پریده و بیمزه! و "خودش" کودکی که چیزی نیست جز یک بینندهی بی دست و پا! که حتی برای تخیلش در این جهان خیالی جایی نیست، اتفاقات چنان ماورای تخیل او اتفاق می افتند که تنها میتواند از آنها الگو بگیرد و همان ها را بارها و بارها در خیالاتش مجسم کند.
بعد وقتی این کودکان قدری بزرگتر شدند و میبایست آماده ورود به جامعه واقعی شوند ،چه کسی باید هزینه های عاطفی و اجتماعی جایگزین کردن دنیای "کارتونی" با دنیای "واقعی" را بپردازد؟ خودشان؟ خانوادهشان؟ جامعه؟
همین میشود که تا چشممان را باز میکنیم، شهر را پر شده از شاهزاده خانمهای رنگ آمیزی شده که بخش زیادی از درآمد خود یا خانوادهشان را صرف "شاهزاده "شدن میکنند و در این میان کمپانیهای مواد آرایشی، لباس، زیورآلات و... "رویای کودکی" میفروشند. و صد البته صدمات و خسارات مالی گذار از دنیای "آرمانی"(بیشتر دوست دارم خیالی بنامم) به دنیای واقعی در مقایسه با خسارات معنوی و انسانی این جریان چندان بزرگ نیست.
عمر و انرژی ای که از کودکان امروز صرف خواهند کرد(همانطور که نسل ما و نسل قبل از ما صرف کرد) تا مختصات خود را پیدا کنند، قوانین جهان را بفهمند و تصویر واقعی از خود و محیطشان پیدا کنند و افسردگی ها و سرخوردگی های خاموش ناشی از مواجه با دنیای "واقعی" جبران ناپذیر می نماید.
قدر مسلم کسی که وارد اجتماع شود در آن زندگی کند و با آدم ها رابطه داشته باشد بالاخره شناختی، دست کم نسبی از دنیای واقعی و روابط و ضوابط آن به دست خواهد آورد اما این شناخت بدون کمک کارتون های واقعی و با آدرس غلط کارتون های امروزی به تاخیر خواهد افتاد. کارتون هایی که بیشتر به عرصه ای برای به رخ کشیدن تکنولوژی های برتر و میخ کوب کردن بزرگسالان تبدیل شده اند تا ابزار سرگرمی و رشد کودکان.
شاید دیگر وقت آن رسیده باشد که مخاطب های بزرگسال کارتونها ،همانطور که در سالها پیش فیلم های "هپی اند" هالیوود یا کپی شده از هالیوود را پس زدند و بازاری برای فیلم های واقعی تر ایجاد کردند، کم کم این شکلات های خوش آب و رنگ را هم که چیزی جز توهم مزهی شیرین در دهان کودکان باقی نمیگذارد را با چیزی به همین زیبایی و با شیرینی واقعی جایگزین کنند، کمپانیهای کارتونسازی همانطور که میلیونها دلار صرف تکنولوژی ها جدید برای تولید کارتون میکنند، حاضر خواهند بود داستانهایی کودکانه و درعین حال این "جهانی" تر را برای کارتون هایشان برگزینند، اگر بازاری برایش ببینند.
منبع :روزنامه همشهری
پنجمین جشن مستقل انیمشین سینمای ایران
حضور سه نسل از انیماتورهای ایرانی و سینماگران سهشنبه ۱۵ شهربور ماه 1390 در ایوان شمس
در ابتدای این مراسم که اجرای آن را احمد عربانی از پیشکسوتان انیمشن برعهده داشت کیومرث پوراحمد دبیر جشن سینمای ایران از مازیار میری دبیر اجرایی جشن تشکر کرد و با اشاره به سابقه انیمیشن در ایران گفت: قبل از انقلاب و قبل از تاسیس کانون پرورش کودکان و نوجوانان یکی دو انیمیشن نازل در سینمای ایران ساخته شد که نمیتوان آنها را به حساب آورد بعد از انقلاب و با تغییر مدیریت کانون این تولیدات به صفر رسید و بعد فقط علیمراد با یک کارگاه کوچک قبل از بازنشستگی چند انیمیشن ساخت و دیگر هیچ.
وی افزود: اما در این سالها انیمیشن ایران به لحاظ کمیت رشد حیرت انگیزی داشته اما کیفیت به جز در چند انیمشن محدود قابل اعتنا نیست. نسل جوان انیمیشن دود چراغ نخورده و انیمیشن ساز شده است مضمون، لحن، طعم و رنگ و بوی ایرانی به شدت در انیمیشنهای ما کمرنگ است بعد از ۴۰ سال هنوز تصاویری از انیمیشنهای زرین کلک، علی اکبر صادقی، احمد عربانی و.. در ذهن ما باقی مانده است.
دبیر پانزدهمین جشن سینمای ایران ادامه داد: کاش آماری برای مقایسه مسافرانی که به دوبی و ترکیه می روند و مسافرانی که به شهرهای ایران سفر می کنند وجود داشت بعید می دانم جوانان ایرانی دیوان غزلیات سعدی، عطار و یا رباعیات خیام را در کتابخانه شان داشته باشند و بعید می دانم خیلی از جوانان ایرانی ترانه های بنان، دلکش و.. را شنیده باشند و یا کتاب کوچه را داشته باشند. شاید هم بخشی از این اوضاع به دلیل شکل گیری دهکده جهانی مک لوهان و سیلاب سایت های اینترنتی و ماهواره باشد اما در این وانفسا انگار دولتمردان ما هم کارهای خیلی مهمتری دارند که بی توجه به ایرانی زدایی هستند، ما برای بازیافت رنگ و بوی ایرانی باید ایران را بشناسیم و با خرده فرهنگهای آن همراه و همدل باشیم
اسماعیل شرعی مدیر هماهنگی جشن در ادامه گزارشی از برگزاری این دوره جشن سینمای انیمیشن ارائه داد و گفت: پس از اعلام فراخوان ۱۰۸ فیلم از موسسات دولتی، شرکتهای خصوصی و فیلمسازان مستقل ارسال شد هیئت انتخاب هفت نفره ۲۹ فیلم را از این میان انتخاب کردند و ۱۷ داور نهایی آ رای خود را به میدر هماهنگی و مدیر اجرایی جشن اعلام کردند تا منتخبین نهایی مشخص شود.
وی مشخصههای بارز این دوره از جشن را حضور فیلمهایی از پیشکسوتان انیمیشن از جمله نورالدین زرین کلک و..، حضور بیش از پیش جونان مستعد و شرکت بیشتر بخش خصوصی اعلام کرد و افزود: از تعداد ۱۰۸ فیلم شرکت کننده ۳۶ فیلم با سرمایه دولتی و مشارکت بخش خصوصی و ۷۲ فیلم با تهیه کنندگی بخش خصوصی ساختنه شده است.
شرعی خواستار تغییر آیین نامه جشن انیمیشن شد و توضیح داد: بر اساس آیین نامه موجود فیلمهای بلند، مستند ودانشجویی در یک گروه داوری می شوند که این کار داوران را هم دچار مشکل می کند لازم است برای رفع این نقیصه در آیین نامه جشن هر بخش به طور مستقل داوری شود. جا دارد از کیومرث پوراحمد، مازیار میری، محمد مهدی عسگرپور، نورالیدن زرین کلک، روانبخش صادقی و هیئت مدیره انجمن انیمیشن قدردانی کنم.
در ادامه مراسم فیلم کوتاهی برای تقدیر از وجیهه الله فرد مقدم پخش شد و کیومرث پوراحمد و سعید توکلیان برای اهدای تندیس آسیفا ایران به او روی صحنه آمدند. فرد مقدم از زرین کلک تشکر و جایزه اش را به او تقدیم کرد و گفت: به اندازه یک بند انگشت شاگردی ایشان را کردم و زود استاد شدم حالا که سنم بالا رفته می فهمم که چه موهبتی را از دست دادم. اولین بار استاد کریمی من را با قواعد انیمیشن آشنا کرد و و محمد فیجانی فیلمبرداری انیمیشن را به من آموزش داد که امروز حال خوبی ندارند و دعا کنید که حالشان خوب بشود.
در ادامه پوراحمد عنوان کرد: آقای فرد مقدم از جمله فیلمسازانی بودند که عطر ایرانی بودن در آثارشان موج میزد. توکلیان هم از فرد مقدم به عنوان یکی از اولین اساتید خود نام برد که کارهای آکادمیک را در صدا و سیما تولید کرد.
در ادامه مراسم نیما مسیحا به همراه نوازنده پیانو قطعاتی را اجرا کرد.
محمد مهدی عسگرپور مدیر عامل خانه سینما در ابتدای صحبت هایش صبوری و متانت را از ویژگی های خانواده انیمیشن سینمای ایران برشمرد و گفت:هر سال عادت کرده ایم دور هم جمع شویم که خود این اتفاق بزرگ و خوبی است و می توانیم به هم خسته نباشید بگوییم و به هم انرژی بدهیم و از مظلومیت خانواده انیمیشن صحبت کنیم. واقعیت این است که دورهای مختلفی از انیمیشن را در کشور خودمان داشته ایم که آقای پوراحمد هم به آن اشاره کردند.
وی افزود:انیمیشن تفاوت های زیادی با دیگر بخش و نهادهای صنفی خانه سینما دارد و آمال و آرزوهای خانواده آن با دیگر صنوف متفاوت است. در بعضی از صنوف مثل مستندسازان حتی بحث هایی مانند امنیت جانی مطرح است اما در ا انیمیشن نگرانی های دیگری مطرح است و این نوع گردهمایی ها به این دلیل است که به عنوان نهاد صنفی پیگیر اینگونه موضوعات باشیم.
وی در ادامه بیان کرد:اگر بنشینیم وکاری انجام ندهیم وضع روز به روز بدتر خواهد شد و نباید به این امید که روزی همه چیز بهتر می شود و مدیران انیمیشن را بهتر می شناسند کاری انجام ندهیم. چون سابقه این را نشان نداده است و روز به روز وضع بدتر می شود. ممکن است یک مدیر کل بیاید و مرکزی هم تاسیس شود همانطور که سال هایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دوره طلایی را پشت سر گذاشت و گنجینه ای را برای نسل هایی بعدی به جای نهاد. باید در این روزها از انرژی هم بهره ببرید وگرنه ممکن است در سال های بعد این اتفاق نیفتد.
عسگرپور با اشاره به مستقل بودن صنوف خانه سینما گفت: خانه سینما مثل بعضی از نهادهای دولتی نیست که زیرشاخه داشته باشد. اینجا خانه سینما است که بخش های مختلف به صورت مستقل پیگیر موضوعات صنفی خود هستند. امیدوارم در حوزه انیمیشن از انرژی موجود در این صنف با حضور افراد خوشنامی که در آن هستند استفاده بهتری برای پیشبرد مسائل صنفی شود . نباید منتظر بود که بخش های دیگر کاری برای ما انجام دهند.
در ادامه تندیس و دیپلم افتخار بهترین طراحی صدا با حضور مهرداد شیخان و علیرضا فرمانی به محمدرضا علیمردانی و هوتن پورزکی برای انیمیشن "حیات وحش پالاگوس" اهدا شد.
کارن همایونفرو مهدی خرمیان تندیس و دیپلم افتخار بهترین موسیقی متن را به پژمان خلیلی برای انیمیشن "زنی زیر یخ ها آواز می خواند" دادند و خلیل هم از مریم خلیل زاده کارگردان و مهرشاد ملکوتی صداگذار این فیلم تشکر کرد.
در ادامه مراسم فیلم کوتاهی برای تقدیر از ابوالفضل رازانی پخش شد و فرهاد توحیدی و روانبخش صادقی برای اهدای تندیس آسیفا به این هنرمند روی صحنه آمدند.
در بخش دیگر تندیس و دیپلم افتخار بهترین لی اوت و فضا سازی به بهنام دلداده برای انیمیشن"بخش زایمان" اهدا شد.
مریلا زارعی برای اهدای تندیس بهترین متحرک سازی روی صحنه آمد و گفت: با شعف ویژه ای در این مراسم شرکت کردم به دلیل اینکه از نسلی هستم که دوران کودکی و جوانی و الا آخر را با انیمیشن زندگی کردم. در دوران کودکی همیشه سعی می کردم مشق هایم را زودتر تمام کنم که کارتون ببینیم و الان هم هروقت حالم بد می شود به جای اینکه فیلم های سینمای ایران را نگاه کنم انیمیشن های ایرانی را ببینم. از استاد رازانی درس گرفتم که بی کار و بی اندیشه هیچی درست نمی شه.
تندیس بهترین متحرک سازی به امین حق شناس برای انیمیشن "ایسم" اهدا شد.
در ادامه فیلم کوتاهی برای تقدیر از عبدالله علیمراد پخش شد و کامیاب درویش و گل محمدی برای اهدای تندیس او روی صحنه آمدند. علیمراد از اینکه در این جشن دوستان قدیمی خود را می بیند ابراز خوشحالی کرد و از خانه سینما برای برگزاری این جشن تشکر کرد. گل محمدی از علیمردا به عنوان استاد راهنمای خود در دوران دانشجویی یاد کرد و درویشی با آرزوی سلامتی برای اساتید انیمیشن و انرژی بیشتر برای جوانان انیمیشن از مسوولان خواست انیمیشن را جدی بگیرند.
مسعود مهرابی و علیرضا گلپایگانی برای اهدای تندیس و دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه انیمیشن روی صحنه آمدند و گلپایگانی از مهرابی به عنوان فردی نام برد که در دوران جوانی یکی از مشوقان او برای ادامه فعالیت بوده است. تندیس بهترین فیلمنامه به علی درخشی برای انیمیشن "حیات وحش پالاگوس" داده شد و او هم از همکاران خود در ساخت این انیمیشن تشکر کرد.
بهروز غریب پور و علی اکبر صادقی برای اهدای تندیس بهترین کارگردانی روی صحنه آمدند. غریب پور با اشاره به ساخت انیمیشن های ایرانی در کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان گفت:در آن سال هایی که زمینه ای برای حضور انیمیشن در کانون پیدا شد مکتب ایرانی در جهان شناخته شده نبود من به همراه عباس کیارستمی، ابراهیم فروزش، سید حسین نیروند، علیرضا زرین و…. مکتب ایرانی را در انیمیشن پدید آوردیم.
وی افزود: زمانی که انیمیشن "آزادی آمریکایی" در زاگرب درخشید این اتفاق افتاد و بسیار متاسفم که در این سال ها کانون جشنواره انیمیشن برگزار می کند اما انیمیشن نمی سازد. انیمیشن ایرانی در دل مردم جا گرفته و چیزی که در دل مردم جا گیرید را نه قدرت سیاسی و نه زمان نمی تواند از بین ببرد. همچنین تندیس و دیپلم افتخار بهترین کارگردانی به نورالدین زرین کلک برای انیمیشن "بنی آدم" اهدا شد.
زرین کلک در ادامه عنوان کرد: دوران جایزه گرفتن من خیلی وقت است که گذشته و دوران جایزه دادنم هم در شرف اتمام است. اما با همه اینها در این جشن فیلمم را شرکت دادم و از داشتن این جایزه بسیار خرسندتر از جایزه هایی هستم که از اکناف دنیا گرفتم برای اینکه این جایزه را کسانی به من دادند که یا فرزند من هستند یا فرزند فرزند من و این یعنی که هنوز رابطه من با نوههای خودم قطع نشده و فاصله نسلی بین ما وجود ندارد.
در پایان مراسم سید رضا میرکریمی و پوراحمد تندیس و دیپلم افتخار بهترین فیلم را به محمد ابوالحسنی برای انیمیشن "حیات وحش پالاگوس" اهدا کردند.
تاثیر پخش انیمیشن پهلوانان بر جامعه!


















نظرات ()
