اسفندیار احمدیه_ 20 بهمن 90
مراسم تشییع استاد احمدیه
مراسم تشییع استاد اسفندیار احمدیه پنجشنبه 20 بهمن ابتدا ساعت 9 صبح در جلو مرکز پویانمایی صبا در خیابان یخچال و بعد از آن ساعت 10:30 از خانه هنرمندان ایران خواهد بود.
مراسم سوم : شنبه 22 بهمن ساعت 17:30- 16 مسجد جامع شهرک غرب
صبح روز 20 بهمن 90- مرکز پویانمایی صبا










اتاق استاد اسفندیار احمدیه در مرکز پویانمایی صبا

خانه هنرمندان صبح امروز شاهد بدرقه پیکر استاد احمدیه بود.
درگذشت پدر انیمیشن ایران
متاسفانه در بعد ازظهر هفدهم بهمن 90 استاد اسفندیار احمدیه دار فانی را وداع گفت. این ضایعه را به جامعه هنر انیمیشن ایران تسلیت میگویم.
سینا احمدیه در گفتوگویی گفت: پدربعدازظهر 17 بهمن ماه ـ در بیمارستان «سجاد» تهران از دنیا رفت.
به گفته وی، اسفندیار احمدیه طی سه روز گذشته بر اثر یک بیماری خونی در بیمارستان بستری شده بود..
زمان و مکان مراسم خاکسپاری اسفندیار احمدیه متعاقبا اعلام میشود.
در حاشیه :
فرخ یکدانه: خدا رحمت کنه.با رفتن بزرگترا آدم حس تهی شدن بهش دست میده:(
رضا احمدیاری: خدایش بیامرزد
گوهر بخش : از شنیدن خبر فقدان پدر انیمیشن ایران استاد احمدیه بسیار متاثر شدم . خداوند ایشان را قرین رحمت خویش و ما را شایسته رهروی آن عزیز کند.
سیفی-سایت سینما خبر: سلام آقای گلپایگانی منهم به سهم خودم تسلایت میگم به شما
حامداکرمی: ممنون خبر دادین. خدا رحمتشون کنه
تابنده: آخی ! حیف شد!
کیارش زندی: عرض تسلیت لطفا اگر از مجلسشان مطلع شدید بنده را هم در جریان بگذارید.
بیات: خدا بیامرزدشان.
الهام نیکو: ...رحشون شاد
ملایمی: انشالله خدا رحمتشون کنه.
سربخش : سلام و ممنو از اطلاع رسانی
گلرخ الوان : خدا رحمتشون کنه. خیلی ناراحت شدک وقتی اس ام استونو دیدم داشتم از دیدن تهران 1500 نتو جشنواره می اومدم...
فتیما یثربی: ...وای نه. تسلیت میگم. روحشون شاد
آرتمیس حبیبی: ای داد بیداد. روحشون در آرامش باشه...منم به شما تسلیت میگم
اسماعیلی: آغازگری که نوای زندگیش پایان یافت ....روحش شاد. تسلیت عرض میکنم
برومند: متاسفم از این خبر...
سعادت رحیم زاده: تاسف وتسلیت به هممون . واقعا روحشان شاد ممنون از اصلاعتون...
مریم کشکولی: خیلی متاسف شدم ....
متولد: 1307- تهران
شروع فعالیت : 1- فعالیت در وزارت فرهنگ وهنراز سال 1336 2- همکاری با صدا وسیما از سال 1352 3- همکاری با شرکت فرهنگ وهنری صبا از سال 1374تا کنون
فعالیتهای هنری:

ملانصرالدین: کارگردان
قمر مصنوعی:نقاش وطراح وانیماتور
موش وگربه :طراح وکارگردان
نارنج وترنج :کارگردان وانیماتوروطراح
خوشه گندم :کارگردان وانیماتور
اردک حسود:کارگردان وطراح
شکار ماه:طراح وانیماتور
ملک جمشید:طراح وانیماتور
آدم شاخ درمیاره:طراح وانیماتور
سگ طمعکار:انیماتور وطراح
پیدایش آتش :طراح ونقاش

تیتراژ فیلمهای فرار از تله- مرغ تخم طلا- علی کنکوری- گدای میلیونر- شوفر خوشکله- ماه پیشونی...
از جمله فیلمهایی که با آقای بهروز یغمائیان تهیه نمودند عبارتند از : کی از همه پرزورتره- کدوقلقله زن- موش دم بریده- لیلی حوضک- مرغک قرمز پا کوتاه- وقتی بابا کوچک بود ...
فیلمهای تهیه شده در موسسه صبا با همکاری استاد احمدیه عبارتند از: زاغی زیرک- میان پرده های مختلف- پروژه عظیم رستم واسفندیار که از سال 1374 شروع شده وشامل 4 قسمت 20 دقیقه ای می باشد که 3 قسمت آن پایان یافته است
در حاشیه خبر:
اسفندیار احمدیه، که او را سازنده نخستین انیمیشن ایرانی می دانند، روز دوشنبه در ۸۳ سالگی درگذشت.
نیم قرن بعد از اینکه امیل کوئل فرانسوی، بانی هنر انیمیشن- به معنای امروزی- در دنیا شد، اسفندیار احمدیه، به گفته خودش بی خبر از این جریان، با دیدن فریم های متوالی یک نوارفیلم (سلولوئیدی) که به تصادف به دستش رسیده بود به مکانیسم حرکت در سینما پی برد و توانست با استفاده از یک دوربین بولکس شانزده میلیمتری طراحی هایش را به انیمیشن تبدیل کند. فیلمی سیزده ثانیه ای با عنوان ملانصرالدین که در سال ۱۳۳۶ ساخته شد.
این فیلم را اولین نقاشی متحرک ایران می دانند و اگر پیش از آن تلاشی برای ساختن انیمیشن در این شده بود جایی به ثبت نرسیده است.
اسفندیار احمدیه خودش در جایی گفته بود: "من در این زمینه تخصصی نداشتم و فقط با بهره گیری از فکر و علاقه خود و مطالعاتی که کرده بودم، توانستم اولین فیلم انیمیشن ایران را با فیلمبرداری پطرس پالیان بسازم. یادم می آید چهارپایه دوربین را از کارگران ساختمانی گرفتم و با میخ کاری و طناب، دوربین را روی چهارپایه مهار کردم و در راهرو اداره، نقاشی ها را که در هر ثانیه ۲۴ نقاشی بود روی زمین گذاشتیم و فیلم گرفتیم و ملانصرالدین ساخته شد."
آقای احمدیه همچنین گفته است: "در آن زمان تلویزیون نبود و کارتون هم نمایش داده نمی شد. پس از آنکه به خاطر کشیدن یک نقاشی درباره واقعه سی تیر، به زندان قزل قلعه افتادم، پس از آزادی در خیابان سپه یک دستفروش کنار خیابان بساطی پهن کرده بود و تکه فیلم های نقاشی متحرک و فیلم های زنده می فروخت. وقتی تکه فیلم های نقاشی متحرک را در نور آفتاب دیدم متوجه شدم می توان نقاشی متحرک ساخت. چند تکه فیلم که به گمانم کارتون میکی ماوس بود خریداری کردم و در اداره فرهنگ و هنر فیلم ملانصرالدین را ابتدا به صورت اسلاید ساختم. آقای مهرداد پهلبد خیلی خوشحال شد و فوراً دستور داد از آمریکا دوربین ۱۶ میلیمتری خریداری شود و اصانلو را به آمریکا جهت تحصیل در این رشته اعزام نمود."
به گفته دکتر زرین کلک "در سالهای 1335-1340 اداره کل فرهنگ و هنرهای زیبا ( که بعدا وزارت فرهنگ و هنر و امروزه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است ) ، جایی که کارگاه سرامیک ، قالی بافی ، مینیاتور سازی و غیره دایر بود و ادعای حمایت از هنرهای ملی داشت ، آرزوهای دور و دراز و مرارتهای تمام نشدنی و آزمون و شکست جوانانی چند ، که در پی تشکلی هنری بودند ، منجر به تاسیس دفتری شد که قرار بود کارخانه رویا سازی کشور شود که نشد. این گروه متشکل بود از : اسفندیار احمدیه ( نقاش کارگاه سرامیک) ، جعفر تجارتچی ( افسر نیروی هوایی و کاریکاتوریست)، پرویز اصانلو ( فیلمبردار دوره دیده و کارگردان)، پطروس پالیان و اسدالله کفافی که هر پنج نفر از موسسان بخش انیمیشن وزارت فرهنگ و هنر بودند. چندی بعد نصرت الله کریمی ، کارگردان تحصیلکرده در چکسلواکی نیز به این گروه اضافه شد که با کمک چند دختر و پسر مستعد توانستند اولین فیلم های کارتونی ایران را بنیان گذارند"
در دهه ۳۰ شمسی در ایران هنوز نه از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خبری بود و نه از هیچ مرکز هنری دیگری که به انیمیشن توجه داشته باشد. طبیعتا مدرسه و آموزشگاهی هم برای فراگیری هنر انیمیشن دایر نشده بود.
آقای احمدیه فیلمش را به وزارت فرهنگ و هنر برد و توانست نظر مسئولین آن اداره را جلب کند و بودجه و امکانات برای ساخت انیمیشن های بعدی اش تهیه کند.
او در سالهای اولیه دهه چهل چندین انیمیشن دیگر ساخت که از آن جمله می شود به طراحى و کارگردانى فیلم "اردک حسود" در سال ۱۳۴۱، طراحى و کارگردانى فیلم "خوشه گندم" در سال ۱۳۴۲، نقاشى فیلم "خروس بى محل" و نقاشى فیلم "بادبادک به کجا مى روى؟" به کارگردانى افخم ماکویی اشاره کرد.
احمدیه نقاش
اگر چه اسفندیار احمدیه از هنر انیمیشن به شکل آکادمیک سررشته نداشت و چه بسا بر اثر کنجکاوی بانی این هنر در ایران شد ولی نقاش بود و در این هنر به علت شاگردى در مکتب کمال الملک در کنار دیگر هنرمندان تاثیر گذار آن سالها قرار می گرفت.
او از سال ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۶ شاگرد علی اصغر پتگر بود، سپس در سال ۱۳۲۶ به هنرستان کمال الملک رفت و از هنرمندانی مثل اسماعیل آشتیانی، محمود اولیا و حسین شیخ تاثیر گرفت.
تفاوت کار اسفندیار احمدیه با دیگر نقاشان مکتب کمال الملک در این بود که بر خلاف آنها- که کاملا واقع گرا بودند- او به دنیای خیالی هم توجه داشت و در نقاشی هایش از فضاهای واقعی دور می شد. او همچنین به نقاشی مضامین مذهبی نیز علاقه داشت.
آقای احمدیه در سال ۱۳۰۷ در تهران به دنیا آمد و روز ۱۷ بهمن بر اثر یک بیماری خونی دربیمارستان سجاد تهران درگذشت.
بیوگرافی:

«اسفندیار احمدیه» متولد 1307 در محله پامنار تهران است. او به مدت 2 سال از 1324 تا 1326 در نزد استاد على اصغر پتگر به تعلیم نقاشى پرداخت. سپس در سال 1326 به هنرستان کمال الملک رفت و از حضور بزرگانى چون اسماعیل آشتیانى، محمود اولیا و حسین شیخ بهره ها گرفت.
على چیت ساز، عباس کاتوزیان و صادق پور از جمله همدوره اى هاى وى در دوران تحصیل در هنرستان بودند.
اسفندیار احمدیه به علت شاگردى در نزد شاگردان کمال الملک و نیز به علت همفکرى با این جریان مهم نقاشى معاصر ایران، در امتداد منطقى مکتب کمال الملک قرار گرفته است.
مضامین تابلوهاى اسفندیار احمدیه نیز همان حال و هواى آثار کمال الملک و شاگردان بلافصلش را دارد که از جمله مى توان به تصاویرى از طبیعت ، زندگى، کار، آداب و سنن مردم عادى، تکچهره سازى ، طبیعت بى جان (ترکیبات هنرمندانه اى از بطرى و ساعت و لیوان و گلدان و میز و ظروف سفالى و شیشه اى و انواع اشیاى مختلف بنا به سلیقه نقاش که آن را اصطلاحاً طبیعت بى جان یا STILL LIFE مى گویند)، مصور کردن قصص دینى، حماسى و فولکلوریک اشاره کرد.
این همه را او در تجربه گرى هاى متنوعى با ابزارهاى مختلفى همچون رنگ روغن، آبرنگ، مدادرنگى و ... به نمایش درآورده است. روح کنجکاو احمدیه همواره او را در معرض آزمون و خطا و کسب تجارب بیشتر قرار داده است. وى براى تکمیل دانسته هاى خود به کشورهاى مختلفى سفر کرده و از هر دیارى ، چیزى به داشته هاى بسیار خود افزوده است.
او در بخش نقاشى روى سفال و سرامیک در اداره کل هنرهاى زیبا و نیز در بخش گرافیک همان اداره چندسالى کار و فعالیت داشته است. همکارى با توفیق حاصل آن سال هاست (اوایل دهه 30).
اسفندیار احمدیه در واقع بانى انیمیشن در ایران و پدر پویانمایى ایرانى است. وى در سال 1336 با ساخت دو فیلم «ملانصرالدین » و «قمر مصنوعى » نام خود را به عنوان بنیانگذار نقاشى متحرک در ایران به ثبت رسانید. احمدیه این دو فیلم را با مداد طراحى کرده و به مدت 2 دقیقه به حرکت در آورده بود! کارگردان فیلم «قمر مصنوعى» یک ارمنى به نام پطروس پالیان بود.
احمدیه در سال هاى پایانى دهه 30 و سال هاى آغازین دهه 40 آثار زیادى در زمینه نقاشى متحرک به وجود آورد که از آن جمله است:
طراحى و نقاشى و کارگردانى فیلم «اردک حسود» در سال ،1341 طراحى و نقاشى و کارگردانى فیلم «خوشه گندم» در سال ،1342 نقاشى فیلم «خروس بى محل » و نقاشى فیلم «بادبادک به کجا مى روى؟» به کارگردانى افخم ماکویى.
وى علاوه بر کار در عرصه انیمیشن ، به طراحى عنوان بندى فیلم براى آثار سینمایى بسیارى نیز اقدام کرد.
ورود اسفندیار احمدیه به دنیاى انیمیشن و تیتراژ فیلم در اثر کنجکاوى و کوشش هاى تجربى اش بود و دراین حیطه هیچ آموزشى ندیده بود. اما در زمینه هنر نقاشى، وى را باید در زمره پیروان مکتب کمال الملک به حساب آورد.
مهمترین تفاوت میان آثار احمدیه با آثار استادانى همچون على محمد حیدریان، حسین شیخ و اغلب نقاشان آن دوره، در خلق آثار خیالى است. اهتمام به مضامین مذهبى نیز از دیگر ویژگى هاى آثار وى است. به عنوان مثال، مى توان به تابلوهایى چون شهادت امام حسین (ع) ، روایت اصحاب فیل، على (ع)، ضامن آهو و صحنه خیالى او از روز قیامت را نام برد.
اسفندیار احمدیه در گروه دیگرى از تابلوهایش به ثبت مناظر طبیعى متعدد از چشم اندازهاى اطراف تهران و سایر نقاط ایران پرداخته است. او مناظرى را براى همیشه در قاب تابلوهایش ثبت کرده که دیگر نشانى از آنها در حومه تهران و حتى سایر نقاط دورتر وجود ندارد. از چنین دیدگاهى ، منظره نگارى هاى وى اسناد معتبرى در ثبت چشم اندازهاى ایرانى محسوب مى شوند.
نکته جالب در آثار احمدیه، ثبت لحظات روزمره زندگى ، کار، معیشت، آداب و سنن و فرهنگ جامعه ایرانى دهه هاى 30 و 40 است. آثار او، همچون پنجره اى به اعماق زندگى، اسناد کم نظیرى در مطالعه و شناخت جامعه ایرانى در طول یک سده گذشته است.
وى با ثبت تصاویرى روشن و صادقانه از محله هاى تهران، از قنات حاجى على رضا در سرچشمه گرفته تا تصویر سقا در سبزه میدان، از کوچه پس کوچه هاى پس قلعه گرفته تا معابر آشناى سرچشمه و از میدان مخبرالدوله گرفته تا آب انبار قدیمى نوعى حس نوستالوژیک را نیز به سایر ویژگى هاى بارز آثارش مى افزاید.
بى درنگ باید به خاطر بیاوریم که استاد در سال 1384 از سوى انجمن سینمایى فیلم سازان انیمیشن ایران (آسیفا ) به عنوان پایه گذار انیمیشن (پویانمایى) درایران شناخته شد و در سال 1370 نیز از سوى شوراى ارزشیابى هنرمندان کل کشور نشان درجه یک هنرى را دریافت کرد.
آثار استاد احمدیه پیوند میان هنر، طبیعت، انسان و زندگى و رابطه ارگانیک میان آنها را به نمایش مى گذارد. او که از پیروان مکتب کمال الملک است ، هنوز از پس یک قرن، وفادارانه سبک و سیاق و راه درخشان او را حفظ و حراست مى کند.
در دیدار از آثار استاد اسفندیار احمدیه، با دنیایى از رنگ، شور، تنوع، حرکت، زندگى ، ایمان، شعف و مهر آشنا مى شویم و بار دیگر به خاطر مى آوریم که پاکیزگى و ایمان مبناى هنر والاى ایرانى بوده است. این شور و شعف، وجد و سرزندگى و شفقت و مهر تنها جلوه اى مادى از آن مبناى لایزال است.
هفته سوم بهمن 90
استقبال فراوان از تهران 1500

عظیمی- ابوالحسنی - شرعی بعد از نمایش روز 20 بهمن در سالن شهرفرنگ سینما آزادی.حتی برای خانواده دست اندرکاران بلیط کم آمده اما با ارائه بلیطهای کفی!( اصطلاحی که مدیر سینما به بلیطهایی که بر روی آنها شماره ردیف و صندلی وجود ندارد اطلاق میکند) دیدن فیلم بر روی پله های موکت شده سینما برای علاقمندان بی شمار این فیلم محیا میشود.

ابوالحسنی تهیه کننده در میان استندهای تبلیغاتی تهران 1500 در سینما آزادی. برای نمایش عمومی این اثر نیاز به تبلیغ وسیعی است .
در حاشیه : استقبال برای دیدن این فیلم بسیار زیاد بود بگونه ای که تمام پله های کناری سالن توسط تماشاچیان پر شده بود.
طول نمایش فیلم حدود 95 دقیقه بود که به گفته ابوالحسنی احتمال کوتاه شدن آن میرود.
فیلم بصورت ویدیو پروجکشن به نمایش درآمد . کیفیت پخش فیلم فوق العاده بود . نمیدونم که کپی 35 این فیلم هم به این کیفیت خواهد رسید !
پایان نامه

ساعت یک روز 19 بهمن 90 پایان نامه خانم ذبیحی برگزار شد

آقا رضا احمدیاری همسر گرامی سرکار خانم ذبیحی در تفکر! به چی فکر میکند؟

خوب معلومه به آخر جلسه پایان نامه . به خیر و سلامتی .یک نفس راحت بعد از چند ماه کار .

گلپایگانی- حسنایی- احمدیاری-خلیلی- ذبیحی- شکیب - هاشمی
جهت یادآوری :
روز یکشنبه 23 بهمن دو پایان نامه خان مونا شاهی و آقای مهدی آقاجانی در دانشکده سینما برگزار خواهد شد
روز چهارشنبه 26 بهمن هم ساعت 10 پایان نامه خانم ندا تمیمی برگزار خواهد شد.
اکران تهران 1500
دوشنبه 17 بهمن 90 - سینما فرهنگ - ساعت 16
چهارشنبه 19 بهمن 90 - سینما پردیس ملت 2 - ساعت 14
پنجشنبه 20 بهمن 90 - سینما شهرفرنگ - ساعت15:30
یادداشت کوتاه در باره تهران 1500
گلرخ الوان

فیلم با تاخیر بسیار زیاد شروع شد و بعد تصویر فیلم روی پرده سینما در حالی که دسکتاپ زیبای مکینتاش و پنجره پلیر روی پرده نمایان شد! و فایل نهایی که برای پخش فرستاده شده بود با عنوان :khalas001 نام گذاری شده بود! و در پایین پلیر به چشم می خورد، فیلم با سوت و خنده حضار شروع شد.البته اینا که طبیعیه.اگه توی جشنواره ها همه چی سرجاش باشه باید شک کرد! فیلم شروع شد و بعد هم قاعدتا تموم شد!

توصیه میکنم همه انیمیشن کاران و انیمیشن دوستان! برن فیلم رو ببینن.درسته فیلم پراز ضعفهای قابل ذکره، مثل فیلمنامه و دکوپاژ بد، عدم تطابق صحیح لب ها و گفتار، موسیقی گاه بی ربط، بی مزه بودن کاراکتر هدیه تهرانی!، کلیشه ای بودن داستان و شخصیتها،و خیلی چیزهای دیگه. اما مطمئنم تا حالا تو ایران هیچ تجربه ای به این شرینی توی انیمیشن های سینمایی ندیدین.
بهتون قول میدم تا نیمه اول فیلم کلی بخندین. به نوع زندگی خودتون و بازتابی که از اون توی فیلم می بینین. در ضمن حس دیدن تهران توی شونصد سال دیگه(البته با دیدی خوش بینانه!) روی پرده بزرگ سینما و با کیفیت نسبتا عالی چیز خوبیه! دیدن تصویر اصغر فرهادی توی موزه سینما با هفت هشت تا اسکار جلوش!، دیدن وانت پیشرفته پرنده ای که داد می زنه: سبزی کیلویی 17 میلیون!، بوسیدن مجازی کاراکترهای فیلم و کلی طنزهای کلامی و تصویری باحال دیگه به علاوه بازیگری و کیفیت رندر نسبتا خوب. درواقع اگه دوس دارین اندازه یک ساعت و خورده ای کاریکاتور متحرک بامزه درباره ایرانیا ببینین فیلم رو از دست ندین. اطلاعات پخش فیلم توی سایت جشنواره فجر هستش.
صباو موشن کپچر

از شنیده ها حاکی است که مرکز پویانمایی صبا قصد خرید و تجهیز یک استودیوی موشن کپچر را دارد .
این برای اولین بار نیست که صبا به قصد تولید هر چه سریعتر انیمیشن سه بعدی تصمیم به خرید یک سیستم موشن کپچر میکند. در زمان مدیریت نعیمی ذاکر با برگزاری یک ورک شاپ ناقص میل و قصد خرید یک سیستم را به نمایش گذاشته بود . در همان جلسه زمزمه های تولید یکساعت انیمشن در روز! با سیستم موشن کپچری که ظاهرا در حال خریداری بود شنیده میشد. میل صبا برای تولید سریع انیمیشن بهانه بدست افراد تکنیکال داد که صبا میتواند با خرید یک سیستم 100 هزار دلاری از گرفتاری که با انیماتورها و کارگردانهای انیمیشن دارد رها شود و به کمک فقط یک بازیگر ملبس به لباس مخصوص انیمه ها مورد نیاز همه کارکترها را انجام بدهد.
این رویای خوش و شیرین اغلب مدیران را برای خرید این دستگاه تولید کننده انبوه و سریع وسوسه کرده است. و احساس اینکه میتوانند به کمک این ابزار معجزه گر! ساعتها انیمیشن را روانه آنتن کنند لذتی وافر ایجاد میکند.
اما حقیقت چیست !؟ آیا هنوز در دوران ذوقزدگی حرکت دادن دست و پای کارکترهایمان هستیم ! آیا هنوز از اینکه یک کارکتر از سمت چپ کادر به سمت راست کادر حرکت کند شگفتزده مان میکند!؟ آیا مشکل انیمیشن ایران راه رفتن و تکان خوردن دست و پا است؟ آیا انیمیشن یعنی صرفا حرکت کردن ! یعنی هر حرکتی که انجام بشود انیمیشن است ؟
بدیهی است که این دستگاه موشن کپچر بویژه در شبیه سازی حرکات طبیعی انسانی کاربردهایی دارد که عمدتا مصرف آموزشی دارند.و یادر بازسازی بعضی حرکات مخصوصا در بازی های کامپیوتری استفاده میشود. متاسفانه دیده میشود که حتی فیلمسازان صاحب تجربه بخاطر دلایل بیشتر مالی احساس میکنند زحمتی که برای متحرکسازی کارکترها ی گرافیکی و فانتزی کشیده میشود دیه و درست ارزیابی نمیشود! به همین خاطر ساخت و بازسازی حرکت توسط موشن کپچر را برای تولید انیمیشن خود توجیه میکنند.
از شواهد برمیاد که چند فیلم بلند سینمایی با بودجه وزرات ارشاد با مضامینی در باره مبارزه فلسطینیان و دفاع مقدس و با هزینه های سنگین در حال ساخت با موشن کپچر هستند . عوامل سازنده هیچگونه تجربه مفیدی در زمینه تولید انیمیشن نداشته و صرفا بخاطر اینکه ساخت فیلمشان بصورت زنده هزینه بیشتری ایجاد میکرده به ساخت آن بصورت انیمیشن سه بعدی با موشن کپچر روی آورده اند!
این نگاه که هر چقدرمیشود کارکترها و فضا ها را رئال کار کنند تا حرکات طبیعی که توسط دستگاه موشن کپچر ایجاد میشود منطقی تر به نظر برسد در واقع چاهی است که انتها ندارد! این تلاش بیهوده نتیجه کار را هم به اثری غیر جذاب تبدیل خواهد کرد.
من مخالف استفاده از موشن کپچر نیستم _ اما دور نمی بینم زمانی که شاهد ساخت و نمایش فیلمهای باصطلاح انیمیشن سه بعدی خواهیم بود که تنها شباهتتشان با یک فیلم انیمیشن همانا کارکترهای سه بعدی (که احتمالا بسیار رئال خواهند بود ) و فضاهایی که بسیار تلاش شده اند که واقعی واقعی باشند! خواهد بود که درواقع دورترین شکل به چیزی است که انیمیشن خطاب میشود. حتی اگر در فضاهای فانتزی تر هم بشود کار بیشتر گره خواهد خورد! چرا که برخلاف شکل متعارف اگر شخصیتها و فضاها فانتزی باشند چطور میشود که حرکتهای کارکترها ( به مدد موشن کپچر) واقعگرا و طبیعی باشند! .
هنوز برق چشمان مدیران آن موقع صبا را به یاد دارم که چقدر خوشحال بودند که به کمک تولید سریع انیمیشن ( یکساعت در روز! ) از شر غرغر کردن تهیه کنندگان و کارگردانان و انیماتورها یی که ادعا میکردند که تولید انیمیشن به زمان و هزینه کافی نیاز دارد راحت میشوند. خواسته ای که به هر حال در آن موقع که حتی میل به تولید خیلی خیلی انبوه از حال بیشتر بود بوقوع نپیوست. شاید بخاطر نبود انیماتورهای ماهر به اندازه کافی این در ذهن بسیاری از تهیه کنندگان انیمیشن قوت بگیرد که به کمک ابزرا موشن کپچر میتوانند حداقل متحرکسازی قابل قبولی را به سفارش دهنده ارائه دهند. به هر حال مخصوصا با مضمون فیلمنامه هایی که اخیرا تصویب میشوند و عمدتا داستانها واقعگرا و کارکترها انسانی هستند زیاد هم بد به نظر نمیرسد که بدینوسیله اعلاوه بر کیفیت مطلوب متحرکسازی از سرعت تولید بالاتری نیز بهرمند شویم . اما اشتباه نکنید ! در دنیای فیلمهای زنده هیچگاه به کسی که دوربین را روشن میکند فیلمبردار!و به کسی که جلو دوربین صرفا حرکت میکند بازیگر اطلاق نکرده اند! این شامل دنیای انیمیشن نیز میشود . اما شاید کمی طول میکشد که مدیران فرهنگی بعد از دست زدن به تولید این سری فیلمهای انیمیشن که شاید برای پر کردن آنتن تلویزیون انجام وظیفه کنند پی به این مطلب ببرند که بهتر است درتصمیم تولید اینگونه فیلمها تجدید نظر کنند.
نکته دیگر اینکه در صورت نیاز به استفاده از موشن کپچر برای یعضی از تولیدات چه نیازی بهخرید این دستگاه گرانقیمت وجود دارد.در همین تهران شرکتهایی هستند که مدتهاست با خرید این تجهیزات فعلا بدنیال مشتری برای پرکردن ظرفیت های خالی استودیو خود هستند.چرا با استفاده از این استودیو ها در صورتی که نیار باشد از خرید تجهیزاتی که با گذشت زمان خیلی سریع پیر ! خواهند شد استفاده نکنیم.
باز توصیه میکنم که در باره خرید این تجهیزات مخصوصا که تجربه ثابت کرده است که از تامین وسایل نبی آن و بویژه استخدا نیروهای متخصص که خواستار دستمزد بالا هستند بر نخواهیم آمد تجدید نظر شود .
پایان نامه تربیت مدرسی

گلپایگانی ندایی امینی - عالمی - صفورا

دکتر ندایی- علیرضا گلپایگانی- دکتر عالمی - ترک زبان - دکتر صفورا
دانشجو: رضا ترک زبان
عنوان پایان نامه : وظایف کارگردان در مدیریت مراحل مختلف انیمیشن تلویزیونی
استاد راهنما : دکتر عالمی
استاد مشاور: دکتر صفورا
محل برگزاری / دانشکده هنر دانشگاه تربیت مدرس - 90/11/11

در حاشیه پایان نامه ها- خواجوی( سمت چپ ) صبح پایان نامه خود را برگزار کرده بود با نمره عالی

دکتر عالمی بعد از پایان نامه ها
ممنوع!

فروش عروسکهای خانواده سیمپسون در ایران ممنوع شد.

پس از مموعیت فروش عروسکهای باربی حال نوبت ممنوعیت فروش عروسکهای خانواده سیمپسونها فرا رسید.
بدین شکل ظاهرا بزودی شاهد ممنوعیت فروش عروسک بتمن و سوپرمن و مرد عنکبوتی خواهیم بود.
کارکلاسی
عروسک کات اوت کار آخر ترم واحد آشنایی با فیلمهای انیمیشن نیمسال اول 90
بچه های کلاس میتونن کارهای خودشون را در دفتر گروه انیمیشن از سرکار خانم خرمی تحویل بگیرند.
بفرمائید انار

زمستون تمام شد ها ! انار نخورین رفته از دستتون. از ما گفتن !
نظرات ()
