هفته اول دی 89
هفته پژوهش
سلام به همگی
خواستم به اطلاع همه بچه های انیمیشن برسونم که این هفته در دانشکده سینما تئاتر هفته پژوهش است و در روزهای یکشنبه تا سه شنبه اساتید گروهای سینما، تئاتر و انیمیشن سخنرانی ، میز گرد و یا ورکشاپ دارند.
برنامه سه شنبه از این قرار است:
صبح:
ساعت 9 تا 9:30- آقای دکتر حسنایی باعنوان بازیگری در انیمیشن
ساعت 9:30 تا 10:30 شکیب با عنوان مطالعات انیمیشن چیست؟
ساعت 10:30 تا 12 ورکشاپ آقای مجید شیخ انصاری با عنوان
و بیان سینمایی CGI
بعد از ظهر:

از حضور همگی شما خوشحال می شیم و خبر رسانی به آنها که نمی دانند اما ممکن است علاقمند باشند.
ممنون
شکیب
ایران کارتون:
"دور میز شب" عنوان برنامه ای است که به موضوعات فرهنگی - هنری می پردازد و مدتی است که جایگزین برنامه "دو قدم مانده به صبح" شده است.
در واقع همان تیمی که برنامه "دو قدم مانده به صبح" را تولید می کرد، "دور میز شب" را روی آنتن می برد.
بخش کاریکاتور این هفته که با اجرای بهرام عظیمی همراه است شامل بخش های مختلفی چون: گپ و گفت با میهمان برنامه در ارتباط با موضوع ارائه شده و بررسی آثار وی، معرفی هنرمندان مطرح ایرانی و خارجی و ارائه ی آثارشان و ...
گفتنی است موضوع این هفته برنامه "سفر" است و میهمان برنامه "پانته آ واعظ نیا" می باشد.
علاقمندان برای تماشای "دور میز شب" می توانند دوشنبه 6 دی ماه 1389 از ساعت 21:30 بیننده ی شبکه چهار سیما باشند.
بخش های جشنواره:
طراحی/ نقاشی/ پوستر/ عکاسی/ کارتون/ طرحهای حجمی/ انیمیشن/ هنرهای جدید و مفهومی
موضوعات:
1- انقلاب اسلامی (زمینه ها، دستاوردها، رویدادها، و...)
2- دفاع مقدس
3- فلسطین با تاکید بر حماسه و مظلومیت غزه
4- بسیج (بسیج و سازندگی، بسیج و پیشرفت های علمی، بسیج و امنیت ملی، بسیج و شکوفایی اقتصادی، و...)
5- جنگ نرم
6- جهان اسلام (جهان اسلام و وحدت اسلامی، جهان اسلام و استکبار ستیزی، جهان اسلام و احیای تمدن اسلامی، و...)
جوایز:
نفر اول: 30 میلیون ریال، دیپلم افتخار و تندیس مقاومت
نفر دوم: 25 میلیون ریال، دیپلم افتخار و تندیس مقاومت
نفر سوم: 20 میلیون ریال، دیپلم افتخار و تندیس مقاومت
5 جایزه ویژه هرکدام به مبلغ 6 میلیون ریال
مهلت ارسال تصویر آثار:
30 دی 1389
آدرس دبیرخانه جشنواره:
تهران-خیابان کریم خان زند- حافظ شمالی- کوچه وحدت- پلاک 5، طبقه اول
تلفن: 88911215-88911214- دورنگار: 88911219
آثار انیمیشن این دوستان تاکنون به جشنواره رسیده است :
حامد شریفی/ شاهین خلق پرست/ عدنان نصاری/ محمد کارگر
سفر به کرمان

یک سفر تقزیبا دو روزه در 1دی ماه به استان کویری کرمان- برای بررسی طرحهای انیمیشن این مرکز .


نمایش فیلم

نمایش و بررسی انیمیشن coraline سه شنبه ۷ دی ماه از ساعت ۱۷:۳۰ الی ۱۹:۳۰ در آمفی تاتر مجتمع فنی تهران واقع در سعادت آباد...
شیما سعادت
خیلی ممنون از لطفتون
می خواستم به همه دوستانی که علاقمند به شرکت تو این جلسه هستن بگم که شرکت برای عموم علاقمندان در این جلسه آزاده و آدرس دقیق مجتمع اینه: سعادت آباد- روبروی بیمارستان شهیذ مدرس-باغستان یکم نبش بلوار بهزاد - شماره ۴۴- مجتمع فنی تهران
اساسنامه جدید آسیفا ایران
اساسنامه جدید انجمن سینمایی فیلمسازان انیمیشن ایران را در آدرس زیر ببینید :
http://www.asifairan.ir/ViewNews.php
روابط عمومی آسیفا
والیبالیستهاآمدند!
مجموعه «والیبالیستها» با استفاده از تجربههای بازیکنان و تحقیقات علمی و میدانی به مسائل نوجوانان و ورزش والیبال میپردازد.
به نقل از روابط عمومی اداره کل پویانمایی، صبا، «والیبالیستها» جدیدترین مجموعه سیزده قسمتی است که تولید آن به تهیه کنندگی صبا و کارگردانی «مرضیه کاظم زاده ایرانشهر» به پایان رسیده است.
این مجموعه که با تکنیک سه بعدی رایانه ای و در سیزده قسمت دوازده دقیقه ای تولید شده است، سعی دارد در مخاطب خود علاقه و انگیزه ای نسبت به ورزش والیبال ایجاد کند.
به گفته کاظمزاده ایرانشهر در این مجموعه علاوه بر نمایش و آموزش برخی تکنیکهای ورزشی، سعی شده با استفاده از تکنیک های اجرایی قوی جذابیت خاصی به بیننده القا شود.
او همچنین اظهار کرد: خوشبختانه امروزه جوانان ما با کسب مقامات عالی در رشته والیبال در عرصه های جهانی موجب شده اند این ورزش بیش از گذشته مورد توجه قرر بگیرد. شاید با ساخت چنین مجموعه هایی در شرایط فعلی والیبال کشور گوشه ای ناچیز از زحمت های والیبالیست های کشورمان را ارج نهاده باشیم .
فرید نصرتخواه، مدیر فنی پروژه، نیز درباره مراحل ساخت این مجموعه گفت: در تولید «والیبالیستها» تیمی متشکل از بخش های هنری و تکنیکی دور هم جمع شدند و با ساختاری مشابه ساختار تیمهای تولید انیمیشن در شرکت های بنام دنیا شروع به پیش تولید این پروژه کردند. همزمان با تأیید کارگردان، تیم مدل سازی نیز به ساخت مدل ها پرداخت..
نصرتخواه در ادامه افزود: با توجه به نیاز پروژه برای ایجاد حس، لازم بود کاراکترها به بهترین نحو ممکن اسکلت گذاری شوند و برای این هدف بیش از 70 ماهیچه در صورت هر کاراکتر به کار گرفته شد.
عوامل تولید این مجموعه عبارتند از : کارگردان هنری قسمت اول و دوم: حسین مرادی زاده، کارگردان هنری قسمت سوم و چهارم: نیما رئوفی، طراح شخصیت: علی اصغر قربانی، مدل ساز: علی بیطرف، علی اخباری، ندا محمدیان، حجت احمدی، رنگ: فرید نصرت خواه، ندا محمدیان،استوری برد: محمد پیغمبر زاده، پویانمایی: نیما رئوفی، آرش احسان، مشهود ولیان، رضا هادیانی، اصغر امیری، علی عباس ، اله نقدلو، ندا محمدیان، فرید منتظر
طراح زمینه: سعید جلابی، خروجی تدوین: حامد صادقی، بهمن زارعی، حجت احمدی، کامپوزیت: محمد رضا رستمی، صدا پیشگان: اشکان صادقی، مجید حبیبی، دیانوش آصف وزیری، آیسان نوروزی، احسان مهدی، حامد بیطرفان، بابک پاییزان، علی باقرلی، محمد ثانی خان ، سعید شریف، معصومه آرامی. دوبله این مجموعه را نیز اشکان صادقی و تنظیم آن را علی کریمی به عهده داشته است .
موضوع مجموعه «والیبالیست ها» درباره زمین خاکی محله توسط شهرداری تبدیل به یک سالن ورزشی شده است. بچه های محله که برای فوتبال بازی کردن دچار مشکل بی جایی شده بودند، پس از افتتاح سالن متوجه می شوند که این سالن تنها دارای یک زمین والیبال بوده و خبری از زمین فوتبال نیست. آنها که شناخت و نیز علاقهای به والیبال ندارند، تصمیم می گیرند بی توجه به کاربری زمین، فوتبال بازی کنند. اما سرانجام با مخالفت مسئولان و نگهبان سالن مواجه می شوند. در کل، این مجموعه به درگیری و ماجراهایی که بچه ها خواهند داشت و در نهایت ایجاد علاقه به والیبال که معمولا نسبت به فوتبال جایگاه کمرنگ تری میان نوجوانان دارد، خواهد پرداخت.
گزارش سیزدهمین جشنوارهی انیمیشن هیروشیما: سفرنامهی هیرو شیما
نورالدین زرینکلک: دههی 1980، ربع قرن پیش. در جشنوارهی آنسی (فرانسه) ناگهان ناوگان مورچههای ژاپنی همه جا را پر کردهاند. چپ میچرخی یک چشمبادامی است، راست میچرخی یک چشمبادامی دیگر. یقهات را میگیرند که آیا عضو آسیفا هستی؟ چه بگویی بله، چه بگویی نه، کارت ویزیت است که باریدن میگیرد. بله، جشنوارهی انیمیشن هیروشیما دارد بذرش را میپراکند.
جشنوارهی هیروشیما تنها مختص فیلمهای انیمیشن است و هر دو سال یک بار در روز هفتم اوت یعنی درست وسط تابستان شروع میشود. انتخاب چنین فصلی با چنین هوای داغ و شرجی، نه از کجسلیقگی پایهگذاران این جشنواره، که برای یادآوری قربانیان اولین انفجار بمب اتمی است که این شهر را از روی نقشهی جغرافیا پاک کرد؛ در ششم اوت 1945. بزرگترین فاجعهی بشری به دست بشر از پیش از عصر یخبندان تا امروز.
منبع : مجله فیلم همین ماه
هفته چهارم آذر 89
شب یلدا . . .

*مادرم همیشه شب یلدا را جشن میگرفت نه تنها بخاطر تولد من ، مادرم شادی را دوست داشت . انار دون شده و آجیل که پدرم همیشه از یک مغازه خاص در خیابان اصلی اهواز میخرید مغازه ای که هر وقت میدیدم بوی شادی زندگیم را میداد.
*یکی از همین شبهای یلدا من و مادر تنها بودیم .دیدم داره تدارک می بینه گفتم مادر حوصله داری ها حالا که کسی نیست این تدارک برای چیه .گفت برای تشکر از خدا... بعد یک شمع از اشپزخونه اورد و گذاشت وسط انار ، روشنش کرد و من با یه فوت خاموش ...
* یاد مادرم ....دوران دبیرستان بودم سالهای آخر انگار تازه افتاده بودم به درس خوندن ! اما چون عادت نداشتم! خیلی زود خسته میشدم . صدام دراومده بود . مادر علت غرغر کردنم رو پرسید گفتم : خسته شدم بسکه شیمی خوندم مادر ... مادر گفت : خوب اینکه غرغرکردن نداره ! خب برو فیزیک بخون !:)
* بچه تر که بودم ! ۵ یا ۶سالگی،خونه قدیمی و بزرگ خاله ام شاهد شیطونی کردن بچگی هامون بود . یکی از اون روزها پسرخاله ام که از ما بزرگتر بود در یک اتاقکی که بیشتر در حال فرو ریختن بود چند تا سیگار اشنو ( انقدر بدمزه بود که میگفتند از...حیوونات درست میشه ! ) از جعبه سیگار پدرش کش رفته بود . برای من و برادرم که یکسال از من کوچکتره دو تا سیگار روشن کرد و داد دستمون . قیافه من و برادرمدیدنی بود که با زدن هر پک به اون سیگار سرخ و بنفش می شدیم و سرفه میکردیم.تو همین هیر و ویر یهو سایه مادرافتاد روی ما ...سیگارها از رو لبمون افتاد ..دو تا دستمون رو گرفت و ازاونجا بیرون اورد بردمون تو شبستون خونه خاله..از یکی از پسرهای بزرگ خاله خواست که بره دو تا بسته سیگار و دو تا بسته کبریت بخره . بسکه گریه میکردم و اشک می ریختم همه چی رو تار یادمه . وقتی نصویر واضح شد که دو تا بسته سیگار را جلوم رو زمین دیدم . و صدای مادر که میگفت : میخواین سیگار بکشین؟ خب بکشین جلو من بکشین .. همه جعبه رو بکشین..یاالله .. و من و برادرم که اوضاعش بدتر از من بود همچین فغان میکرد ه دل من هم براش میسوخت صدای گریه ما با صدای خاله و دیگران که هی مادرم رو نصیحت میکردن که بابا غلط کردن ولشون کن غاطی شده بود ..بقیه شو یادم نیست ..فقط همین یادمه که موقع سربازی وقتی سر پست نگهبانی میخواستم یه سیگار روشن کنم تا گرم بشم .نتونستم بکشم .. و هنوز هم نمیکشم ...
*چرا مادرمان را عاشقانه باید دوست داشته باشیم؟؟؟؟؟؟؟*
چون شیرشیشه را قبل از اینکه توی حلق ما بریزند ، پشت دستشان میریزند
چون وقتی توی اتاق پی پی میکنیم زیاد با ما بداخلاقی نمیکنند
و وقتی بعدها توی تشکمان جی جی میکنیم آبروی ما را نمیبرند
و وقتی بعدها به زندگیشان ترکمون میزنیم فقط میگویند: خب جوونه دیگه، پیش میاد!
چون وقتی تب میکنیم، آنها هم عرق میریزند
چون وقتی توی میهمانی خجالت میکشیم و توی گوششان میگوییم سیب می خوام، با صدای بلند میگویند منیر خانوم بی زحمت یه سیب به این بچه بدهید و ما را عصبانی میکند
و وقتی پدرمان ما را به خاطر لگد زدن به مادر کتک میزند، با پدر دعوا میکنند
چون وقتی در قابلمه غذا را برمی دارند، یک بخاری بلند می شود که آدم دلش می خواهد غذا را با قابلمه اش بخورد
چون وقتی تازه ساعت یازده شب یادمان می افتد که فلان کار را که باید فردا در مدرسه تحویل دهیم یادمان رفته،بعد از یک تشر خودش هم پابه پایمان زحمت میکشد که همان نصف شبی تمامش کنیم
چون وسط سریالهای ملودرام گریه میکنند
چون بعد از گرفتن هدیه روز مادر، تمام فکرو ذکرش این است که مبادا فروشندگان بی انصاف سر طفل معصومش را کلاه گذاشته باشند
چون شبهای امتحان و کنکور پابه پای ما کم میخوابد اما کسی نیست که برایش قهوه بیاورد و میوه پوست بکند
به خاطر اینکه موقع سربازی رفتن ما، گریه میکند و نذر می کند و
پوتینهایمان را در هر مرخصی واکس میزند
چون وقتی شب عروسی ما داماد ازش خداحافظی میکند با چشمانی پر از اشک سفارشمان را میکند ما را به داماد میسپارد
چون وقتی که موقع مریضیش یک لیوان آب به دستش می دهیم یک طوری تشکر می کند که واقعا باور میکنیم شاخ قول شکاندهایم
چون موقع مطالعه عینک میزند و پنج دقیقۀ بعد در حالیکه عینکش به چشمش است میپرسد:این عینک منو ندیدین؟
چون هیچوقت یادشان نمیرود که از کدام غذا بدمان میآید و عاشق کدام غذاییم .
حتی وقتی که روی تخت بیمارستانند و قرار است ناهار را با هم بخوریم
چون همانجا هم تمام فکر و ذکرشان این است که وای بچم خسته شد بسکه مریض داری کرد
و چون هروقت باهاش بد حرف میزنیم و دلش رو برای هزارمین بار میشکنیم، چند روز بعد همه رو از دلش میریزه بیرون وخودش رو گول میزنه که بخشش از بزرگانه
چون مادرند
صدای سیا ساکتی خاموش شد !
محمد حسین باغی هنرمند و صدای آشنای عرصه گویندگی و دوبلاژ عصر دوشنبه در تهران دار فانی را وداع گفت.
این هنرمند پیشکسوت متولد 1329 در تهران بود و از سال 1346 وارد حرفه دوبلاژ شد.باقی در عرصه صدا و سپس در اجراهای تلویزیونی و گویندگی تبلیغات بازرگانی فعالیت داشت.
محمد حسین باغی هنرمند و صدای آشنای عرصه گویندگی و دوبلاژ صداپیشه "بابا برقی" و شخصیت دوستداشتنی "چهار دست" فارغ التحصیل مدرسه عالی ترجمه و از سال ۱۳۵۵ کار دوبله را حرفهای شروع کرده بود. او علاوه بر صداپیشه فیلم، گوینده آنونس و فیلمهای تبلیغاتی و مستند هم بود.
باغی گویندگی فیلمهای تبلیغاتی را از سال ۱۳۴۶، گویندگی آنونس را از۱۳۵۰ و اجرای رادیویی را از سال۱۳۶۳آغاز کرد.
نقشهای شاخص او در مجموعههای تلویزیونی کارآگاه کاستر، ارتش سری، راه قدس(امپراطوررم) در کارتون فوتبالیستها (گزارشگر)، نیکو(چهاردست) و در فیلم: غازهای وحشی(راجرمور) هستند.
باغی در تیزرهای انیمیشن راهنمایی و رانندگی به جای "سیا"، "داوود خطر" و "هومن" صحبت کرده و در آخر هم در نقش پلیس وظیفه شناس کاراکترهای خلافکار را نصیحت میکند. گویندگیاش در نقش بابا برقی، آقای ایمنی گاز و شخصیت "پاک یادت نره" برای همه خاطره انگیز است.

به نقل از معاونت امور مجلس و استانهای صدا و سیما، این انیمیشن در باره کلاغ سیاه کوچک و باهوشی به نام پرسیاه است که به همراه پدر، مادر، خواهر کوچش پرناز، پدر بزرگ و مادر بزرگش در جنگل سرسبز و زیبایی به نام رنگین کمان زندگی می کنند.
در هر قسمت پرسیاه با ماجراهایی جالب مواجه می شود که معمولا دو دوست صمیمی اش سبزک (طوطی) و طلا (قناری) او را همراهی می کنند.
در این انیمیشن سعی شده مهارتهای زندگی و رعایت ادب و غیره با زبانی ساده و سرگرم کننده برای مخاطب کودک بیان شود.
نظرات ()

