هفته اول آذر 87
جلسات گروه انیمیشن فرهنگستان هنر
چندمین جلسه گروه انیمیشن فرهنگستان هنر در خیابان گلستان
خلاصه ای از مباحث سال ۸۶ :
خلاصهی مباحث مطرح شده:
در ایران، مراکز مختلفی جهت آموزش انیمیشن وجود دارد که هر یک مسالهی آموزش را بنا بر دستور کار و اهداف خود به شکلی دنبال می کنند. مهم ترین این مراکز عبارتند از:
· دانشکدهی صدا و سیما: این مرکز از حدود 20 سال پیش با مصوبهی وزارت علوم رشتهی انیمیشن را در مقطع کارشناسی ارایه میدهد. این رشته اخیرا به عنوان «هنرهای دیجیتال» تغییر نام داده است. با تغییر عنوان، ظاهرا طرح دروس این رشته نیز مورد بازنگری واقع شده و بر اساس نیازهای موجود، به روز شدهاند.
· دانشگاه سوره: این دانشگاه قرار است از بهمن ماه سال جاری رشتهی انیمیشن را در مقطع کارشناسی ارایه دهد. ظاهرا این مرکز نیز همسو با مجوز مربوطهی دانشکدهی صدا و سیما حرکت میکند.
دورهی کارشناسی انیمیشن، دوره ی جامع و کاملی نیست. طرح دروس مربوطه در اختیار دستاندکاران نیست و این سوال وجود دارد که هیات علمی متخصص این رشته در این مقطع چه کسانی خواهند بود؟ به عنوان مثال آیا واقعا اساتید متخصص متحرکسازی (انیمه)، فیلمنامهنویسی، استوریبورد و سایر مباحث تخصصی این رشته وجود دارند؟
· دانشگاه هنر و دانشگاه تربیت مدرس: این دو دانشگاه، رشتهی انیمیشن را در مقطع کارشناسی ارشد ارایه میدهند و دارای مجوز از وزارت علوم میباشند. لازم به ذکر است که برخی عناوین دروس در این مقطع بنا بر صلاحدید مدیر گروه و با توجه به نیاز دانشجویان تغییر یافته و با دروس کاربردیتری جایگزین شدهاند. واحدهای پیشنیاز متعددی در این مقطع به دانشجویان ارایه میشود که این مساله به جهت نبود پیشینهی این رشته (مقطع کارشناسی)، و ورود دانشجویانی با تخصصهای گوناگون (نقاشی، گرافیک، سینما، طراحی لباس، تئاتر و...) به این مقطع است.
لازم به ذکر است که در ایران مقطع دکترای انیمیشن وجود ندارد و کارشناسان ارشد انیمیشن در صورت تمایل به ادامهی تحصیلات ناچار به ورود به رشتهی پژوهش هنر و ادامهی تحصیل در این وادی میباشند.
· کالجها و موسسات آموزش انیمیشن: کالجها و موسساتی همچون مجتمع فنی تهران به ارایهی دورههای آموزش انیمیشن میپردازند. تمایل عمدهی این مراکز به پرورش تکنسین بوده و جنبهی آکادمیک و تئوری این مراکز از قوت چندانی برخوردار نیست. به عنوان مثال تمرکز عمدهی مجتمع فنی تهران بر آموزش نرمافزار میباشد. در این مراکز نیز طرح دروس و برنامهی دقیق و جامعی وجود ندارد.
در صورتی که این کالجها با هدف تربیت نیروی انسانی متخصص انیمیشن و متعاقبا فراهم آوردن امکاناتی جهت ورود نیروهای فارغالتحصیل به بازار کار سازماندهی شوند نتیجه میتواند قابل توجه باشد. گذاشتن آزمون ورودی برای این مقاطع، از جمله راهکارهای مفید است.
· در حال حاضر، وزارت کار جهت تاسیس موسسات آموزش 3D مجوز میدهد. مشکل موجود، مجددا، عدم تعریف دقیق دروس و تخصصها و اهداف نهایی است.
· جهاد دانشگاهی دانشگاه هنر و دانشگاه تهران: این مراکز، به ارایهی دورههای انیمیشن میپردازند. مراکز جهاد دانشگاهی ارتباطی با دانشگاههای مذکور نداشته و جهتگیری کاملا مجزایی دارند، و جزییات روند آموزش این مراکز نیز روشن نیست. (لازم به ذکر است که فعالیت جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران در این راستا مدتی است متوقف شده است).
· آسیفا مرکز دیگری است که فعالیتهای مختلف و البته پراکندهای دارد و با چالشها و مسایل خاص خود مواجه است. آسیفا از چندی پیش به هدف ارتقای دانش اعضای انجمن، به تعریف و ایجاد کمیتهی آموزش مبادرت ورزیده است. اما سوال اساسی این است که جایگاه و وظیفهی اصلی آسیفا چیست؟ آموزش، قیمتگذاری، برپایی سمینار یا...؟
· خانهی انیمیشن ایران: این مرکز نیز چند صباحی به فعالیتهای آموزشی و برپایی کلاسهایی در این راستا مبادرت ورزید که این مساله به دلایلی متوقف، و ساختمان خانهی انیمیشن نیز به مرکز دیگری واگذار گردید.
· دانشگاه های جامع علمی کاربردی: این دانشگاهها مقطع کاردانی انیمیشن را ارایه میدهند. در این جا نیز مشکل ِ عدم وجود برنامهی جامع و دقیق و صحیح و نیاز به بازنگری جدی وجود دارد. از سوی دیگر، هدف عمدهی این مقطع - که تعریف تکنسین و نیروی کار و ورود این نیرو به بازار کار پس از اتمام دوره است- محقق نشده، و به جهت عدم وجود دورهی کارشناسی ناپیوستهی انیمیشن در دانشگاه جامع علمی کاربردی، مسالهی ادامهی تحصیل این افراد نیز منتفی است. البته ظاهرا جهت برپایی دورهی کارشناسی ناپیوستهی انیمیشن در این دانشگاه تلاشهایی در حال انجام است.
· مجلهی پیلبان: در حال حاضر، پیلبان به عنوان تنها نشریهی انیمیشن کشور که به صورت مستمر به فعالیت خود ادامه میدهد، به دلایلی از جمله گیشه تغییر جهت داده و از مخاطبان خاص به مخاطبان عام روی آورده است. این نشریه به آموزش سادهی انیمیشن به صورت دروس دوره ای میپردازد. نشریهی دیگر انیمیشن با عنوان سیمیا که توسط دانشگاه هنر منتشر میشود و به طرح مباحث تخصصی و جدیتر میپردازد نیز به دلیل مشکلات مختلف و عدم حمایت کافی از سوی دانشگاه و همچنین عدم سازماندهی نیروها، جهت ادامهی فعالیت خود با مشکل مواجه است. به نظر میرسد که در این حیطه نیز کلید حل مشکل، شناخت و سازماندهی نیروهاست، و نه تعریف و انتشار نشریهای جدید. چنان که در بنیاد بازی های رایانهای نیز به جای درگیر شدن در پروژهها و راهاندازی بخشها و فعالیتهای جدید و متعدد، بهتر آن است که به شناسایی و حمایت و مدیریت صحیح نیروهای موجود پرداخته شود.
· موسسات پراکنده و خصوصی: موسساتی نیز وجود دارند که در گوشه و کنار، به آموزش انیمیشن مشغولاند. چنان که در این شمارهی مجلهی پیلبان از چندین موسسهی آموزشی که دعوت به جذب نیرو کردهاند نام برده شده است.
· انجمن سینمای جوان: این انجمن در تهران و همچنین در برخی شهرستانها، با توجه به پتانسیلهای موجود، به آموزش انیمیشن به گروه جوانان و نوجوانان مشغول است. ظاهرا این کلاسها بیشتر جنبهی کارگاهی داشته و هنرجویان را به سمت ساخت فیلم انیمیشن با سرمایهی اندک سوق میدهد.
· کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان: کانون پرورش فکری، آموزش انیمیشن را با برپایی کلاسهایی دایمی برای گروههای سنی مختلف، و همچنین ارایهی ورکشاپهای موردی (به عنوان مثال در ماه رمضان و یا برپایی جشنوارههایی در شهرهای مختلف) دنبال میکند. مخاطبین کانون غالبا گروه سنی کودک و نوجوان هستند.
---------------------------
سوال: نگاه ما به آموزش انیمیشن در ایران چیست و چه باید باشد؟ آیا باید به تربیت نیروهای مدرکدار پرداخت (چنان که تاکنون بیشتر همین مساله مورد نظر بوده)؟ و یا تربیت تکنسین؟
در کتابهای درسی مجموعهای تحت عنوان انیمیشن و یا بازیهای رایانهای وجود ندارد که جای خالی آن کاملا احساس میشود. میتوان درکتابهای درسی مدارس، نکاتی را در مورد انیمیشن، به صورت کلی، مطرح نمود و سوال و علاقهمندی نسبت به این رشته را از مقاطع پایینتر سنی در افراد شکل داد. بهخصوص در کتابهای هنر این محمل کاملا مهیاست و حتی شاید بتوان آموزش هنر را با آموزش انیمیشن به صورت خاص جایگزین نمود. در این صورت، باید به نگارش کتابهای آموزشی به عنوان منابع این رشته نیز فکر شود.
در مدارس معدودی همچون مدرسهی تیزهوشان، واحد انیمیشن را به عنوان واحد آزاد ارایه میدهند که با موفقیت بسیاری نیز روبهرو بوده است. این مساله را میتوان در مدارس دیگر نیز دنبال نمود.
دردیدی عمقیتر، مسالهی آموزش را حتی میتوان از مهدکودک و پیش از دبستان آغاز نمود.
نتیجه: مبحث آموزش انیمیشن باید تحت سه شاخهی: الف- آسیب شناسی آموزش انیمیشن در ایران (بررسی وضعیت موجود و تقویت نقاط مثبت و برطرفسازی ضعفها با توجه به موارد ذکر شده) و متعاقبا تعیین و تعریف گروهی متخصص جهت کار بر روی طرح، ب- مرحلهی اداری و اجرایی (انتقال طرح از فرهنگستان هنر به شورای عالی انقلاب فرهنگی) و ج- تعریف پروژه، سفارش و پیگیری قضیه دنبال نمود.
با تشکر از سارا خلیلی
گروه چند رسانه ای در فرهنگستان هنر
این گروه خشن - گروه چند رسانه ای یا همان مولتی مدیای سابق مرتب داره تو ساختمان صبا ( هیچ ربطی به مرکز صبا خودمون نداره ! ) فرهنگستان هنر تشکیل جلسه میده . و کلی مصوبه داره که هنوز مجاز به انتشار نیستم. اما زیاد هم بد نیست . تا بعد
تغییرات در صبا
بخش مالی مرکز صبا به شبکه دوم در حال انتقال است .
| جایزه ی اول آیسسکو برای «ماجراهای زی» | ![]() |
| ۲۳ آبان ۱۳۸۷ | |
|
انیمیشن آموزشی «ماجراهای زی» موفق شد در سی و هشتمین جشنواره ی فیلم رشد جایزه ی اول آیسسکو را به خود اختصاص دهد. بنا بر بیانیه ی هیات داوران در مراسم اختتامیه ی سی و هشتمین جشنواره فیلم رشد، این فیلم در بخش پویانمایی و به خاطر پیوستگی محتوایی آموزشی و مخاطب قرار دادن هنرمندانه کودکان موفق به دریافت جایزه ی اول این بخش شد. فیلم های «مردی از قبیله ی خائف» و «در خانه ی ما» به ترتیب رتبه هاب دوم و سوم را از آن خود کردند. «ماجراهای زی» عنوان مجموعه ای از فیلم های انیمیشن آموزشی است که به سفارش شورای عالی زیست فناوری تهیه و تولید شده است. دیگر عوامل این فیلم عبارتند از: کارگردان: امیر سحرخیز . فیلمنامه: رامین فاضل، مهرداد رجبی، مهدی شیرزاد . طراح شخصیت: علی دانش . طراح فضا: ونداد فرهادی . صداگذار: حسین مافی . میکس: کامران سحرخیز . تدوین: حمیدرضا سبک دست . انیماتور: امیر سحرخیز |
سایت جواد علیزاده
بنده از کامنتهای دوستان با کمال میل استقبال می کنم اما به دلیل وجود کامنتهای جعلی با نام من، فعلا من نمی توانم برای کسی کامنت بگذارم. با کسی هم قصد وب به وب شدن! ( دهن به دهن شدن سابق!) ندارم. پس کامنتهایی که به نام من در بعضی وبلاگها نوشته شده، همه جعلی است و دوستان لطفا آنها را پاک کنند و اگر هم نمی خواهند "پاک" کنند، لا اقل آنها را "قاب" کنند!
بهلول در صبا

مجموعه انیمیشن تک فریم عروسکی «طنزهای طلایی» به سفارش مرکز فرهنگی هنری صبا در مجموعه «سرزمین رویایی» توسط جمعی از هنرمندان با ذوق کشور در 15 قسمت پانزده دقیقهای توسط داریوش ترکمان در حال تولید است.
بنا براین گزارش، این مجموعه داستانهای بهلول به کارگردانی «حسین مرادیزاده» و تهیه کنندگی «سید ابوالفضل پورصالحی» و «ابوالفضل کیهانی» با متنی از «ابوالفضل کیهانی» و «سید مهدی ابوهاشم» ساخته میشود.
مراحل پیش تولید این سریال 15قسمتی مرداد ماه 1385 آغاز و بهمن ماه 1385 تصویربرداری آن شروع شد و تاکنون بیش از 80 درصد آن تولید شده است.
بنا به گفته فیلمنامهنویسان این سریال، در این طرح با توجه به مطالعه و تحقیق منابع به این نتیجه رسیدیم که این شخصیت، عارفی دانشمند و از مریدان خاص امام موسی کاظم(ع) و امام جعفر صادق(ع) بوده است و تنها بنا به مصلحتاندیشی امام و جهت ندادن حکم قتل ایشان از طرف حاکمان جور خود را به دیوانگی زده است
به همین سبب در این مجموعه داستانی به بعد عرفانی، تیز هوشی، نکته سنجی و طنازیهای بهلول یعنی بارزترین خصوصیات این شخصیت دقت شده است.
این سریال 15 قسمتی در دو استودیو بهصورت همزمان توسط شکیبا شعبانی و علیرضا اوجی جانبخشی میشود.
بنا به گفته کارگردان هنری این مجموعه، طراحی شخصیت در کارهای عروسکی نقش عمدهای در ساخت آن دارد، زیرا بهدلیل نداشتن میمیک صورت و محدود بودن حرکات عروسکها، طراحی شخصیت باید بهشکلی انجام شود که با دیدن کارآکتر پیش زمینهای از شخصیت در ذهن بیننده ایجاد شود و در این مجموعه سعی بر انجام این مهم شده است.
«ابوالفضل پورصالحی» مدیر ماکت این مجموعه میگوید: طراحی فضاهای این سریال به شکلی خاص طراحی و اجرا شده و فضاها تلفیقی از رئال و فانتزی است تا علاوه بر حفظ ارزشهای خود برای مخاطب جذاب باشد و علاوه بر آن سعی کردیم با رنگهای خاصی که در گرافیک صحنه بهوجود آوردهایم فضاهایی جذاب و دلنواز ایجاد کنیم.
با تنوع بیش از حد فضاها به روند داستان کمک زیادی شده است. فضاها در عین مستقل بودن از یکدیگر منفک نیست و کل فضای کار در فرم، رنگ، بافت و ... از یک وحدت برخوردار است.
عوامل تولید این سریال عبارتند از:کارگردان: حسین مرادیزاده، کارگردان هنری: ابوالفضل کیهانی، طراحان شخصیت: فاطمه مرادی، ابراهیم وطن دوست، (طراحی بهلول: ارشاد میرشجاعی)، طراحان ماکت: سید ابوالفضل پورصالحی، فاطمه پرداختی، احسان طاهری، طراحان استوری برد: ارشاد میرشجاعی، سید علی تجاره، کپشن: ارشاد میرشجاعی، مدیر گروه ساخت ماکت و آکسسوار: سید ابوالفضل پورصالحی، تصویربردار و نور پرداز: علی شکری، دستیار تصویربردار: شاهین نیکخواه، افکت دو بعدی: هانیه السادات پورصالحی، ناهید راستگو، کاظم بیات، تقی قویدل، حسین خدمتی، گروه ساخت عروسک: بیژن خوشخرام، حمید آقاربیع، فریبا مرادی و فاطمه پرداختی، شبنم حیدری، علی اوسط رضائی، بهرامی، تدوین: خلیل الله گرجی و مسئول فنی کامپوتر: علیرضا باقر.
انیمیشن روتوسکوپی همراه تلفن
![[تصویر: 405801_orig.jpg]](http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/11/405801_orig.jpg)
روتوسکوپی رضا کیانیان
عطائیان در این باره به خبرنگار مهر گفت: پویانمایی 12 دقیقهای "همراه تلفن" با تکنیک روتوسکپی، دوبعدی و سهبعدی ساخته شده و به تازگی فیلمبرداری آن به پایان رسیده است. تاکنون 70 درصد متحرکسازی فیلم توسط تیمی به سرپرستی خودم و علی طاهری انجام شده و فیلم به زودی آماده نمایش میشود.
در خلاصه داستان "همراه تلفن" که موسیقی آن را گروه دنگ شو ساخته آمده است: سه سارق از موزه سرقت میکنند... دیگر عوامل تولید فیلم عبارتند از مشاور کارگردان: اکبر عالمی، نویسنده و مدیر فیلمبرداری: سینا عطائیان، تدوینگر: روزبه میربیگی بازیگر: مقداد اسلامی.
میکی موس ۸۰ ساله شد
سال پیش در روز 18 نوامبر سال 1928 میلادی تماشاگران نیویورکی کولونی تئاتر شهر نیویورک میکی ماوس ، موش کوچک و بازیگوش را در فیلم کارتون «کشتی بخار ویلی» مورد تشویق قرار دادند.
شخصیت میکی ماوس پیش از این تاریخ توسط والت دیسنی خلق شده بود اما روز 18 نوامبر سال 1928 میلادی که مردم برای نخستین بار با تصویر و شخصیتش آشنا شدند ، در واقع به تاریخ تولد میکی ماوس تبدیل گردید.
این موش کوچک در ابتدا توسط والت دیسنی ، مورتیمر نامیده شده بود اما با اصرار همسر والت نامش به میکی تغییر یافت.

این نخستین فیلم میکی و نخستین فیلم ناطق کارتون بود.به زودی میکی به یک چهره برجسته سینما تبدیل می شود.
میکی از روزی که توسط والت خلق شد چندین بار تغییر شکل داد و لباس هایش تغییر کردند تا سرانجام به میکی ماوس امروزی که ما می شناسیم تبدیل گردید.
والت کارتون های بیشتری از میکی را در معرض نمایش قرارداد و میکی یک چهره آشنا برای همگان شد.
موش کوچک شخصیت یک قهرمان شجاع را یافت و بازیگوشی روزهای تولدش را کنار گذاشت.
به این ترتیب ، در روز 18 نوامبر سال 1928 میلادی تماشاگران کولونی تئاتر شهر نیویورک ، میکی ماوس ، موش سیاه کوچک و بازیگوش را در فیلم کارتون ناطق «کشتی بخار ویلی» مورد تشویق قرار دادند.
این روز به تاریخ تولد میکی ماوس تبدیل گردید.

ماجراهای میکی در سراسر جهان معروفیت دارند.باگذشت 80 سال از تولد میکی ماوس هنوز هیچ شخصیت کارتونی نتوانسته جای او را بگیرد.
پنجشنبه های شرکت حرکت کلیدی
یک ظهر پنجشنبه - ۷ آذر
این هم دوست خوب و دوست داشتنی همه شرکتهای کامپیوتری جناب آقای باقر - فقط میشه پنجشنبه ها اون رو دید . و البته با موبایلی که مرتب زنگ می زند و زنگ می زند و ....فعلا که مشغول راست و ریس کردن سیستمهای کهنه شرکت ماست .بابا اوضاع ما هم مثل وضعیت اقتصادی اروپا است دیگه :-)
طرح

طرح ازفائز علیدوستی
میمون ها هم به فضا می روند...

شناسنامه ی انیمیشن:
نام:میمون های فضایی (space chimps)
محصول سال:2008
کارگردان: کریک دی میکو
نویسندگان:کریک دی میکو – رابرت مورلند
تاریخ اکران: 28 جولای 2008 (آمریکا)
ژانر:ماجراجویی-کمدی-خانوادگی-رمانتیک
صداپیشگان(نسخه ی انگلیسی): اندی سامبرگ-شریل هینز-جف دانیلز-پتریک واربورتون و...
مدت زمان:81 دقیقه
محصول کشور:آمریکا
محصول کمپانی: Vanguard Animation
پخش از:فاکس قرن بیستم
خلاصه ی داستان:
سازمان جهانی ناسا برای انجام یک تحقیق خطرناک تصمیم می گیرد که به جای فرستادن انسان ها به فضا از تعدادی میمون برای انجام این کار استفاده کند و از آنجایی که پدر بزرگ «هام» اولین میمون فضا نورد جهان بوده است تصمیم می گیرد «هام» را به همراه چند میمون دیگر به فضا بفرستد، میمون ها باید با یک موشک فضایی به سمت کهکشان حرکت کنند ولی هیچ کدام انها تجربه و امادگی این کار را ندارند به همین جهت...
درباره ی انیمیشن:
انیمیشن میمون های فضایی یک انیمیشن سه بعدی جدید است که توسط کمپانی Vanguard Animation(جلوه ی انیمیشن) ساخته شده است و در 18 جولای 2008 توسط کمپانی فاکس قرن بیستم اکران شده است که علی رغم انتظارات فراوان نتیجه ی مطلوبی به دست نیاورد.
این انیمیشن به فیلم های سیاره ی میمون ها ساخته ی تیم برتون (2001) و همچنین نسخه ی قدیمی تر همین فیلم که در سال 1986 توسط فرانکلین جی ساخته شده است شباهت های زیادی دارد.
از نظر برخی ها این انیمیشن قابلیت های زیادی در خود دارد و داستان آن از آغاز تا پایان یک اپرای فضایی که 3 میمون احمق نقش های اصلی آن را بر عهده دارند روایت می کند.
ممکن است از نظر برخی ها این انیمیشن ضعیف به نظر برسد و در مقایسه با انیمیشن های مطرح سال 2008 همچون وال.ای(کمپانی پیکسار) و پاندای کونگ فو کار(کمپانی دریم وورکس)، حرفی برای گفتن نداشه باشد ولی این انیمیشن هم در درون خود نکات مثبتی هم دارد و می تواند یکی از بهترین اثار کمپانی Vanguard Animation(جلوه ی انیمیشن) که قبلا انیمیشن هایی از جمله: کبوتر بی باک (برای کمپانی والت دیزنی) و سرزمین قصه ها(Happily N'Ever After) را ساخته بودند، باشد.
گفته می شود کمپانی فکس قرن بیستم تبلیغات زیادی برای این انیمیشن انجام داده است به طور مثال بر روی یک میلیون موز«دال» لوگو و اسم این انیمیشن را چسبانده است!
در هر حال نکته ای که هم اکنون همه به آن توجه دارند این است: چرا انیمیشنی به این شکل که قبل از اکران همه روی آن مانور می دادند و مشتاقانه منتظر دیدن آن بودند پس از اکران همه را نا امید کرد و پاسخ گوی سلایق مختلف نبود؟
نکته ی قابل توجه:
گفته می شود که عوامل فیلم با الهام از داستان سفر اولین میمون فضا نورد به کهکشان این انیمیشن را کار کر ده اند برای آشنایی شما با این جریان در ادامه داستان اولین میمون فضانورد را که از سایت 020 بر گرفته شده است را می آورم...
اولین میمون ها در فضا(علمی):
میمون های فضانورد میمون هایی هستند که به فضا فرستاده شدند. اولین میمون که به فضای پایین مدار زمین فرستاده شد، یک میمون سنجابی به نام گاردو بود. گاردو در سال 1958 در دماغه مخروطی موشک ژوپیتر AM-13ارتش آمریکا به فضا رفت. گاردو هنگام پرواز خیلی خوب بود. اما دستگاه شناور روی مخروط دماغه هنگام فرود شکست و به ته آب رفت و گاردو در اقیانوس آتلانتیک غرق شد. ایبل و بیکر دو میمون فضانورد دیگر، در سال 1959 در ژوپیتر AM-18 به فضا رفتند. ایبل 18/3 کیلوگرمی میمون رزوس (بومی هند) بود و بیکر یک میمون سنجابی با وزن 9/311 گرم بود. آنها هر دو بعد از 300 مایل پرواز در پایین مدار زمین پس از 16 دقیقه به زمین بازگشتند.
© نوشته شده توسط مجید داودی
یک داستان تکراری!
یکی از روزهای سال اول دبیرستان بود. من از مدرسه به خانه بر می گشتم که یکی از بچه های کلاس را دیدم. اسمش مارک بود و انگار همهی کتابهایش را با خود به خانه می برد.
با خودم گفتم: 'کی این همه کتاب رو آخر هفته به خانه می بره. حتما ً این پسر خیلی بی حالی است!'
من برای آخر هفته ام برنامه ریزی کرده بودم. (مسابقهی فوتبال با بچه ها، مهمانی خانهی یکی از همکلاسی ها) بنابراین شانه هایم را بالا انداختم و به راهم ادامه دادم.
همینطور که می رفتم، تعدادی از بچه ها رو دیدم که به طرف او دویدند و او را به زمین انداختند. کتابهاش پخش شد و خودش هم روی خاکها افتاد.
عینکش افتاد و من دیدم چند متر اونطرفتر، روی چمنها پرت شد. سرش را که بالا آورد، در چشماش یه غم خیلی بزرگ دیدم. بی اختیار قلبم به طرفش کشیده شد و بطرفش دویدم. در حالیکه به دنبال عینکش می گشت، یه قطره درشت اشک در چشمهاش دیدم.
همینطور که عینکش را به دستش میدادم، گفتم: ' این بچه ها یه مشت آشغالن!'
او به من نگاهی کرد و گفت: ' هی ، متشکرم!' و لبخند بزرگی صورتش را پوشاند. از آن لبخندهایی که سرشار از سپاسگزاری قلبی بود.
من کمکش کردم که بلند شود و ازش پرسیدم کجا زندگی می کنه؟ معلوم شد که او هم نزدیک خانهی ما زندگی می کند. ازش پرسیدم پس چطور من تو را ندیده بودم؟
او گفت که قبلا به یک مدرسهی خصوصی می رفته و این برای من خیلی جالب بود. پیش از این با چنین کسی آشنا نشده بودم. ما تا خانه پیاده قدم زدیم و من بعضی از کتابهایش را برایش آوردم.
او واقعا پسر جالبی از آب درآمد. من ازش پرسیدم آیا دوست دارد با من و دوستانم فوتبال بازی کند؟ و او جواب مثبت داد.
ما تمام اخر هفته را با هم گذراندیم و هر چه بیشتر مارک را می شناختم، بیشتر از او خوشم میآمد. دوستانم هم چنین احساسی داشتند.
صبح دوشنبه رسید و من دوباره مارک را با حجم انبوهی از کتابها دیدم. به او گفتم:' پسر تو واقعا بعد از مدت کوتاهی عضلات قوی پیدا می کنی،با این همه کتابی که با خودت این طرف و آن طرف می بری!' مارک خندید و نصف کتابها را در دستان من گذاشت.
در چهار سال بعد، من و مارک بهترین دوستان هم بودیم. وقتی به سال آخر دبیرستان رسیدیم، هر دو به فکر دانشکده افتادیم. مارک تصمیم داشت به جورج تاون برود و من به دوک.
من می دانستم که همیشه دوستان خوبی باقی خواهیم ماند. مهم نیست کیلومترها فاصله بین ما باشد.
او تصمیم داشت دکتر شود و من قصد داشتم به دنبال خرید و فروش لوازم فوتبال بروم.
مارک کسی بود که قرار بود برای جشن فارغ التحصیلی صحبت کند. من خوشحال بودم که مجبور نیستم در آن روز روبروی همه صحبت کنم.
من مارک را دیدم. او عالی به نظر می رسید و از جمله کسانی به شمار می آمد که توانسته اند خود را در دوران دبیرستان پیدا کنند.
حتی عینک زدنش هم به او می آمد. همهی دخترها دوستش داشتند. پسر، گاهی من بهش حسودی می کردم!
امروز یکی از اون روزها بود. من میدیم که برای سخنرانی اش کمی عصبی است. بنابراین دست محکمی به پشتش زدم و گفتم: ' هی مرد بزرگ! تو عالی خواهی بود!'
او با یکی از اون نگاه هایش به من نگاه کرد( همون نگاه سپاسگزار واقعی) و لبخند زد: ' مرسی'.
گلویش را صاف کرد و صحبتش را اینطوری شروع کرد: ' فارغ التحصیلی زمان سپاس از کسانی است که به شما کمک کرده اند این سالهای سخت را بگذرانید. والدین شما، معلمانتان، خواهر برادرهایتان شاید یک مربی ورزش... اما مهمتر از همه، دوستانتان...
من اینجا هستم تا به همه ی شما بگویم دوست کسی بودن، بهترین هدیه ای است که شما می توانید به کسی بدهید. من می خواهم برای شما داستانی را تعریف کنم.'
من به دوستم با ناباوری نگاه می کردم، در حالیکه او داستان اولین روز آشناییمان را تعریف می کرد. به آرامی گفت که در آن تعطیلات آخر هفته قصد داشته خودش را بکشد. او گفت که چگونه کمد مدرسه اش را خالی کرده تا مادرش بعدا ً وسایل او را به خانه نیاورد.
مارک نگاه سختی به من کرد و لبخند کوچکی بر لبانش ظاهر شد.
او ادامه داد: 'خوشبختانه، من نجات پیدا کردم. دوستم مرا از انجام این کار غیر قابل بحث، باز داشت.'
من به همهمه ای که در بین جمعیت پراکنده شد گوش می دادم، در حالیکه این پسر خوش قیافه و مشهور مدرسه به ما دربارهی سست ترین لحظه های زندگیش توضیح می داد.
پدر و مادرش را دیدم که به من نگاه می کردند و لبخند می زدند. همان لبخند پر از سپاس.
من تا آن لحظه عمق این لبخند را درک نکرده بودم








نظرات ()
