شب يلدا
شب يلدا بر شما مبارک
جشن يلدا در حرکت کليدی
يک مراسم صميمی و پر از لطف
يک مراسم صميمی و پر از لطف
خوب دروغ که نگفتم يک کيک خوشمزه هم برای تولد من هم بود . و يه دسته گل خوشگل .لطف شب يلدا همين ديگه اينکه همه شاد باشن خوب من که شاد شدم جای همه اونهايی که نبودن خالی .همين ديگه
امشب خورشید متولد میشود !
امشب خورشيد متولد مى شود. شب و تاريكى به پايان مى رسد و با تولد خورشيد روشنايى آغاز خواهد شد. زيرا كه از اين شب به بعد بر ساعات روز افزوده شده و رفته رفته روزها طولانى مى شوند. امشب شب وداع با زمستان و تيرگى است. بى شك يلدا را مى توان تنها آيين باستانى ايرانى دانست كه گذر زمان چندان بر آن تاثيرى نداشته است. نه مانند جشن هاى مهرگان و تيرگان كه جشن هاى رسمى ايرانيان بودند كمرنگ يا بى رنگ شدند و نه مانند جشن چهارشنبه سورى شكل و شمايل اش تغيير كرده تا بدانجا كه ديگر نمى توان آن را يك جشن باستانى به حساب آورد. اما يلدا همچنان، همچون ايران باستان برگزار مى شود، شايد براى آن است كه يلدا فراتر از يك جشن ملى است و در پس چهره خود پشتوانه عظيمى را پنهان كرده است. يلدا ريشه در تاريخ جهان دارد. شب يلدا زادروز مهر يا ميتراست. خداى پيمان و عهد و ايزدى تويى. ميترائيسم يكى از تاثيرگذارترين مذاهبى است كه نخست در شرق و بعدها در غرب و در دين مسيحيت ردپاى بسيارى از خود به جاى گذاشت. اين شب را از ديرباز نزد مردم جهان شبى مقدس مى دانستند. يلدا از نظر معنى معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومى به معنى تولد است و نوئل از ريشه يلدا است. واژه يلداسريانى و به معنى ولادت است. ولادت خورشيد (مهر و ميترا) و روميان آن را (ناتاليس انويكتوس) يعنى روز تولد مهر شكست ناپذير مى ناميدند. پس از مسيحى شدن روميان سيصد سال پس از تولد عيسى مسيح كليسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عيسى پذيرفت، زيرا زمان تولد او دقيقاً معلوم نبود. در واقع يلدا يك جشن آريايى است و پيروان ميترائيسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مى كرده اند. وقتى ميترائيسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت در روم و بسيارى از كشورهاى اروپايى روز ۲۱ دسامبر به عنوان تولد ميترا جشن گرفته مى شد ولى پس از قرن چهارم ميلادى به دنبال اشتباهات محاسباتى اين روز به ۲۵ دسامبر انتقال يافت و در آن زمان مسيحيان روز ۶ ژانويه را به عنوان روز تولد مسيح جشن گرفتند. اما با گسترش مسيحيت در آن زمان به دليل اينكه نمى توانستند مردم را از برپا داشتن اين جشن منع كنند بنابراين روز كريسمس را با روز ۲۵ دسامبر جابه جا كردند. اما آنچه مسلم است يلدا جشنى ايرانى است. جشنى است كه ايرانيان پس از رهايى از بيدادگرى و ستم به شكرانه بازيافتن آزادى برپا مى كردند و پيروزى نيكى بر بدى و روشنايى بر تاريكى و داد بر ستم را گرامى مى داشتند. يلدا جشن خانوادگى است و شايد يكى از دلايل ماندگارى اش همين است. چرا كه هنوز در ايران خانواده ركن اصلى جامعه است. هر چند كه جامعه ايرانى در حال گذار از سنت به مدرنيسم است اما يلدا هر سال به خانه هاى ايرانيان سرك مى كشد. ساليان سال يلدا مهمان خانه ايرانيان است. هر چند كه شايد چند سالى در اين اواخر حضورش كمرنگ شده بود. چرا كه مردمان ما روزهاى سختى را پشت سر گذاشته اند. آنچه بر يلدا گذشته سرنوشتى بود كه زمانه و روزگار بر آن تحميل كرد. سال هاى پس از انقلاب اسلامى يلدا مانند ديگر جشن هاى كهن ايرانى نشانه طاغوت شناخته و به كنارى گذاشته شد، بدون آنكه كسى بگويد يلدا نه در پهلوى و سلطه شاهان بلكه در تاريخ اين مرز و بوم ريشه داشته است. جنگ بى هيچ خواستى بر ايران تحميل شد. مردم پيش از آن كه روزهاى شان پس از انقلاب به روال عادى برگردد درگير جنگ شدند. سال هاى جنگ، سال هاى دورى و جدايى بود. زمستان و پاييز روزهاى عمليات بود و درگيرى، شب يلدا ميان آن روزهاى پرحادثه گم شد، اما هنوز ايرانيان آن شب را با تفال به حافظ سپرى مى كردند. روزهاى جنگ روزهاى كوپن و كمبود و گرانى هم بود. شب هاى وضعيت هاى قرمز و بمب و موشك هم بود. باز هم يلدا هر چند كم فروغ اما به خانه هاى ايرانى سر مى زد. جنگ تمام شد و يلدا حضورش پررنگ تر شد. بمب و موشك و كوپن تمام شد اما گرانى نه. هر سال يلدا يادآورى مى كرد كه غير از مشكلات زندگى آيين و جشنى هم هست. يلدا دوباره برگشت پرقدرت تر از هميشه. خورشيد متولد شد. دوباره خانواده ها دور هم جمع شدند. شاهنامه و ديوان حافظ با مردم آشتى كردند. هر چند شايد كمى شكل و شمايل آن تغيير كرده باشد و سفره هاى يلدا رنگين تر از روزگار باستان شده باشد. اما اين نشان مى دهد يلدا ماندگار است. امسال شايد با شكوه تر از هر سال آيين شب يلدا برگزار مى شود. عاشيق هاى آذربايجان در شب يلدا مى نوازند. ۶۰ دف نواز، يلداى شيراز را آهنگين مى كنند. شهردارى كرمان با همكارى سازمان ميراث فرهنگى استان كرمان و هتل پارس بزرگ ترين جشن يلدا را در ارگ راين برگزار خواهند كرد. شايد يلداى امسال نويد آن باشد كه دوباره جشن و شادى به ميان ايرانيان بازمى گردد. مردم ايران روزهاى سختى را گذرانده اند، اين را تقويم اين سال ها مى گويد، اما خورشيد متولد مى شود اين را قديميان اين قوم گفته اند. سعیده اسلامیه
يلدا: جشن تولد خورشيد، جشن آغاز خلقت | |||||||||||
يلدا شب تولد خورشيد است. طولانی ترين شب سال سپری می شود و تاريکی که تا ديروز در روزهای سرد و تاريک، بر نور غلبه يافته بود، جای خود را به نور می دهد. ![]() از اين پس روز طولانی تر و شب کوتاه تر می شود و نور بر تاريکی غالب می آيد و دوره سياهی، ظلمت وتباهی پايان می گيرد. همه چيز در کار منقلب شدن است و اين آغاز "انقلاب زمستانی" است، در برابر "انقلاب تابستانی" که از اول تير آغاز می شود. از اين رو شب يلدا شب تولد روشنايی هاست که بنا بر آيين های ايرانی جشن گرفته می شود. در گاه شماری ايرانيان، شب و روز و ماه و سال چنان به دقت اندازه گيری شده بوده است که هنوز هم در زمان پيشرفت علوم، حيرت آدمی را بر می انگيزد. همانگونه که شب يلدا، طولانی ترين شب سال است، نوروز در "اعتدال بهاری" ، - در برابر اعتدال پاييزی که از اول مهر آغاز می شود - جشن برابری شب و روز است. در آن روز که روز نو می خوانند، شب با روز برابر می شود. از جشن های شبانه ايرانيان، تنها جشنی که بطور سراسری باقی مانده، جشن شب يلداست. ديگر جشن های شبانه همه از ميان رفته اند می گويند که جشن شب يلدا از آيين مهرپرستی (ميتراييسم) ايرانيان باقی مانده است، آيين پرستش خورشيد، پرستش نور. آيينی که پس از راهيابی به اروپا، در سنت مسيحی، شب تولد عيسی شد و مسيحيان شب تولد مسيح را در همان ايام قرار دادند. چنين است که شب اول زمستان و شب يلدا به تقريب با جشن تولد مسيح (کريسمس) همزمان است. ![]() در سنت های ايرانی شب يلدا، شب اول خلقت و آغاز آفرينش است. اين احتمالاً از آنجا می آيد که مردمان دوران های باستانی از ابتدای زمستان، تغيير طبيعت و طولانی شدن روز و غلبه نور بر تاريکی را به چشم خود مشاهده می کردند، و لابد پس از سالها ممارست يافتن آن شب و آن روز برای آنها ميسر شده است. اما گذشته از همه اينها شب يلدا از معدود جشن های شبانه ايرانيان است که هنوز زنده و پا برجا مانده است. جشن های ديگری نيز چون سده و تيرگان از همين دست و از جشن های شبانه بوده اند اما آن جشن ها جز در پاره ای نقاط ايران اثری برجای نمانده اند. تنها جشن شبانه ای که به شکل سراسری باقی مانده همين جشن شب يلداست که به نحوی با جشن شب ژانويه، اول سال مسيحی همزمان افتاده است. شب يلدا در روزگار ما بيشتر به شب چله معروف است که همان شب اول زمستان است. اين جشن در ايران آيين های خود را دارد. تمامی اعضای فاميل در خانه بزرگتر خانواده جمع می شوند و تا دير وقت شب به شادمانی و گپ و گفت و خوردن آجيل و ميوه و شيرينی می پردازند. قنادی ها به همين مناسبت از يک هفته پيش، آجيل چهارشنبه سوری مهيا می کنند و ميوه فروش ها، ميوه های شب چله مخصوصاً هندوانه را که از ملزومات شب يلداست. ![]() در روزگار ما در همه شهرهای ايران علاوه بر ميوه فروشی ها، دستفروشان هندوانه را بر وانت ها بار می کنند و در سراسر شهرها و جاده ها به معرض فروش می گذارند. اين کار به نوبت خود بر رونق شب چله در دهه های اخير افزوده است، چرا که هندوانه های خوشگل تلنبار شده بر وانت ها در همه جا؛ خيابان ها، شهرها و جاده ها از فرا رسيدن شب چله خبر می دهند. از مهمترين آيين های شب چله در سده های اخير گرفتن فال از ديوان حافظ است که بدان شکلی فرهنگی می دهد و در طولانی ترين شب سال هر کس را به ياد آينده ای می اندازد که پيش رو دارد. يک اتفاق ديگر نيز در دو سه سال اخير، بر فرهنگی بودن شب يلدا تأکيد می ورزد و آن جايزه ای ادبی است که يکی از مجلات پايتخت با عنوان جايزه يلدا به راه انداخته است.
برای شادی يک بهانه کافی است | |||||||||||





نظرات ()
