انیمیشن از نگاه گلپایگانی


نگاه گلپایگانی به انیمیشن ایران و جهان

سارا خليلی

سارا خليلی دانشجوی نمونه سال ۸۲ دانشگاه هنر

با يک پايان نامه متفاوت  و يک فيلم متفاوت تر خودش

ميگه ميخواد به موقع و بدون اتلاف وقات پايان نامه اش

 رو برگزار کنه...من که ميگم ميتونه( گرچه خودخانم خليلی

داره فکر ميکنه که هر وقت اين گلپايگانی از هر کار من ايرادی گرفته

 فيلمم بعدش جايزه گرفته ! ) 

   + سید علیرضا گلپایگانی - ٧:٤۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ مهر ۱۳۸۳

اوه نه...! از مجموعه انيميشنی فکر کنيم !

انيمیشنی فکر کنيم !

روزها ی اول دانشکده بود..از سر بيکاری شايد! با يکی  يا دو تا از بچه ها يه نشريه کوچولو بنام انيميشن  که تيراژی حدود ۵۰ عدد داشت منتشر ميکرديم..سال ۷۰ بود..چند تايی از اونها رو دارم فکر کنم ۱۲ يا ۱۳ شماره در اورديم و با ضرر می فروختيم به دوستان!..تو صفحه آخرش در حققيت پشت جلد يک صفحه ای داشتيم بنام انيميشنی فکر کنيم..اول کارهای  کميک استریپ خارجی می گذاشتيم بعد چند نفر علاقه مند شدند که خودشون هم کاريکاتورهای چند تصويری بکشند..چيزی که به انيميشن خيلی نزديک بود..اين تصويری که گذاشتم شايد ربط مستقيمی به اين حرفها نداشته باشه اما خوب من رو ياد اون انداخت! به هر حال ذهن آدم بايد سيال باشهو يادمون باشه که انيميشن رو نميشه از انيميشن ياد گرفت!

 

   + سید علیرضا گلپایگانی - ٤:۱٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ مهر ۱۳۸۳

بابک نظري ازجشنواره کانادا

بابک نظری رو می شناسين اون همونيه که با يه قطار شخصی به اين سو و آن سوی دنيا سفر ميکنه ( فيلم انيميشن ترن در جشنواره کانا دا در بخش جنبی پذيرفته شد)

حالا هم اين چند خط رو بخونين بابک نظری از اون ور دنيا فرستاده :

az festival ham hatman ba khabar hastid man natoonestam hame filmharo bebinam vali ta hamin had ke didam az sathe balaee barkhordar nabood
karhaye khoob angosht shomar bood man fekr mikonam bozorgtarin moshkele karhaye ma nadashtane keifiyate estandard va rooze donyast
tamame filmhe ba sedaye dalbi hastand va keifiate tasvir ham ke fogholade balast vali az digar lahaz vaghean naaaa ...kheili afssoos khordam

                                                                              babak925@yahoo.com

   + سید علیرضا گلپایگانی - ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۳

شنبه کلاس برقراره ها!!!

  •  کلاسها شنبه سر وقت تشکيل میشن...همين... بياين جدی باشيم...

   + سید علیرضا گلپایگانی - ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۳

رضا يوسف زاده

 داستان دارد اين رضا يوسف زاده ..به چهره مهربونش نگاه نکنين! دلش از اون هم مهربونتره!  گول لبخندهاش هم نخورين اون هميشه همينطوره!

برای تجديد خاطره  و البته درس عبرت هم که شده چند تا از عکسهای مربوط به پايان نامه ايشون می گذاريم تا داغمون تازه بشه! حالا مفصله...نمی دونم کی  می تونم در باره اش حرف بزنم..همين که اون زودتر از همه هم دورهايهاش پايان نامه خودش را داد اون رو مستثنی می کنه! فعلا هم که با همون خصوصيات  ويژه اش مشغول کمک به پروژه   زرين فام هستش...فکر کنم خودش هم  قبول داشته باشه که حتما فيلم زرين فام بهتر ميشه!‌نميشه ؟

اشتباه نکنين اين پدر آقا رضا است!

   + سید علیرضا گلپایگانی - ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۳

بيخبريم ازجشنواره شرکت نفت

هر کس خبری از مهلت ارسال و يا شرايط  جشنواره شرکت نفت داره زودی بفرسته تا همه با خبر بشن.

   + سید علیرضا گلپایگانی - ٦:٤٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ مهر ۱۳۸۳

جشنواره فيلم ۱۰۰ تا ۱۱۰ ثانيه ای

نويسنده: امیر خانچی

شنبه، 4 مهر 1383، ساعت 13:28

 جشنواره فيلم ۱۰۰ تا ۱۱۰ ثانيه ای فيلم پليس ۱۱۰ تا ۳۰ مهر ماه تمديد شد. فکر می کنم فرصت خوبی برای انجام یک کار کوتاه باشد. (ارائه فيلم تا يک هفته بعد از اين تاريخ امکان پذير است).

آقای خانچی فراموش کردين آدرس و محل ارسال فيلم رو به دوستان بگين

   + سید علیرضا گلپایگانی - ۸:٢٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٤ مهر ۱۳۸۳

مراسم آغاز سال تحصيلی دانشگاه هنر

فرهنگسرای نياوران  يک جای شيک و بسيار تر تميز  برای خوشامد گويی به دانشجويان ورودی امسال دانشگاه هنر در نظر گرفته شده بود.من با اينکه خيلی تاکيد کرده بودم که بچه های انيميشن ساعت ۸ دانشکده باشند  متاسفانه جز يک نفر بقيه خيلی دير اومدن ..!دروغ چرا حالم گرفته شد. کمی اخم و  کمی نصيحت...بعد رفتيم  فرهنگسرا نياوران..راستش من از ون حال و هوايی که اونجا داره خوشم مياد..بی دليل هم نبود که اونجا رو انتخاب کردند ..خوب در باغ سبز بود..اما همه  دانشجو های امسال دلخور از گرفتن شهريه برای واحد های پيش نياز بودند...فکر نکنم زياد به اونها خوش گذشته باشه...همه دور خانم عطری  مدير دفت معاونت آموزشی رو گرفته بودند و اعتراض ميکردند..حالا جالبه که  گويا  من به عنوان مدير گروه بايد واسطه بشم! يعنی من بايد جلو بيافتم و بگم مثلا شهريه ها را نصف بگيريمن و از اين جور چيزا...بازم هر کاری از دستم بر مياد می کنم..من که امروز باز  سرما خورده و بيحال بودم..اينجوری بيحالتر هم شدم...

کلاسها هم که تق و لق...نخير اصلا  تغييری در کار نيست..بچه های سال بالاتر انگارامروز هيچ کلاسی ندارند اصلا نيومدند..استادها  هم اومدن در و ديوار و نگاه کردند و رفتند...حالم بدتر شده انگار..تب دارم..ضعف هم که چه جور....

   + سید علیرضا گلپایگانی - ۸:۱۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٤ مهر ۱۳۸۳