انیمیشن از نگاه گلپایگانی


نگاه گلپایگانی به انیمیشن ایران و جهان

ايلا سليمانی...


OSTAAD IN PESAREH ILA YE NABEGHE AST!!!
KARESH DAR MOSABEGHE JAHANI 3D ILLUSTRATION
JAIZE GEREFTE!BE NAZARE MAN BAYAD AVAAL MISHOD
IN LINKA RO BEBIN:SALAAM !
http://www.ilasolomon.com/portfolios/3d/3d_mc_big.htm
http://cgnetworks.com/challenge/machineflesh/winners.php

INAM ADDRESSE SITESHE: WWW.ILASOLOMON.COM

MOKHLESAM: AMIR DEHESTANI 

ايلا سليمانی...يک اسم ساده شايد مثل اسم خيليهای ديگه..اما به قول استاد دهستانی ايلا يک نابغه است.لازم نيست برای حرفمون دليل بياريم برين و به سايت ايشون سری بزنين. خوب مگه   هر کشوری چند تا نابغه داره!

فکر نکنم کسی تبليغات روزانه  با همون گاو  با حالشو ديده باشه و به خالق همچين اثری آفرين نگفته باشه.جيم جيم  هنوز از ياد نرفته و اون پنگوئن های بانک تبليغ تن ماهی فکر کنم شيلتون..که بارها ديدم و بخاطر رنگ و لعابش که بعدها فهميدم بخاطر اختلافی بوده  با سفارش دهنده که گويا نسخه پيش نمايش را رو انتن برده! ديم و بارها به ايلا سليمانی بخاط انيمه های شگفت انگيزش آفرين گفتم. خودش فکر کنم هنوز تو تهران است ( فعلا ).خوب بريم و کارهاشو ببينيم....

Ila

   + سید علیرضا گلپایگانی - ٩:٤٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۳

امير باروتيان به روز شده در ۱۷/۶/۸۳

in klip ro negah kon , shayad ham dyideh bashiy .

 
http://www.dreamworks.com/trailers/sharktale/sharktale_trlr2_qt_240.mov

ostad salam ,

baba shoma ke alirez golpayganiy , ostade khodemon hastiy , aga mazerat
mykham , be har hal maroo bebeakhshiyd .

ba..daz inke Ziet shomaroo khob motaleh kardam , fahmyidam ke in agay
gholpayganiy khodemon ast, kheliy khosh..halam ke hamchenan fa..al
hastiy wa
be shiwihiy tazeh ba baroo bacheha dar tamass hastiy .

bawar konyid ke delam baray hamaton tang shodeh maksosan baray saroo
kaleh
zadan barayy jamee baroo bachehay animator wa film saze IRANIY baray
hamaton
arezoyy salamatiy wa mowafaghiat daram .

baz ham salame manoo be hameh beresanyid.

 "Amir A. Barootian" 

baritoon@gmx.com 
 نامه بالا امروز به دستم رسيد   از امير باروتيان  دوست و انيماتور  و کارگردان انيميشن خوب و عزيزی که مدتی است کشور دوست و آريايی آلمان را برای ادامه زندگی انتخاب کرده است . اولين ديدار ما به روزهای خيلی دور فکر کنم سال ۶۵ يا ۶۶ بود در مرکز فيلمسازی کانون  پرورش فکری کودکان و نوجوانان که باروتيان بعنوان انيماتور و  قلمگير با آقای حميد  نويم( که ايشان هم کشور سوئد را برای زندگی انتخاب کردند) آشنا شدم.آقا چی بگم اگر بازم به نون قرض دادن و اين جور چيزها متهم نشم  خيلی بچه با حالی بود ( البته هنوز هم هست ) بعدها  اسم ايشون در کتاب با ارزش زمانبندی در انيشن زيارت کرديم که تصاوير کتاب را بازکشی کرده بود.بعد ها اينور و انور تو انيميشنهای کانون و بعد در شرکت حور برای خودش غولی شد (‌که هنوز هم هست ) فيلم  پات  که دوباره توجه همگان رو بسوی او جلب کرد  وتيم دونفره او با مهرداد شيخان که بقول دوستانشان عين تراکتور انيميشن شخم می زدند. و بعد فيلمی که اسمش يادم نيست اما  تکنيک ويژه  آن  در باره يک نقاش هنوز به يادم هست. و بعد سفر  و مهاجرت او به آلمان...خوب کوتاه  گفتم در حاليکه بايد بيشتر بگم..دوست دارم خودش بگه ازش خواهش کردم برای من برای شما بگه.اگه بگه خوبه...  
                      

   + سید علیرضا گلپایگانی - ٧:۱۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۳

مهرداد شيخان ـانيماتور شاعر

  • -
  • *** تابستانه *** زاغچه ها به آستين هايم پناه می برند / پيرزن غوره می بويد/ مسافر خميازه می کشد /دوره گرد چانه می زند / و خواب تابستانه ی سيرسيرک های گندمزار اين گونه تعبير می شود / * / تو دلت می خواست کاش پيش از ميوه شدن / آوازی می خواندی /ومن می خواستم تکه ای نان باشم /تا اين پاره کاغذ مچاله ی بد خط / * /ببین ! / باد می برد پيراهن هامان را پر از ياد و پنجره کند ./ اينجا بر گودی شانه ام زاغچه ای لانه کرده / و بر گور تو تاکی روييده/ /// اسفند ۱۳۶۶ ///

  • زمهرير / برف و بلور و ماه ./ شادی ها نزديک می شونـــد/ زيرنور جاری مهتاب چهارده./ بيرون
  • پنجره / آنسوی حس شفاف آبنبات / زنگوله های برنجی خنده اند / و شب کلاه هاي سرخ
  • بازیگوش / رقصان و پايکوب و شلنگ اندازان . / شادی ها نزديک می شوند اما / با سايه های
  • زيرکشان بر برف بهمن ./ شادی ها چيزهايی از جنس شکر و هوش اند / معجونی از آواز وباد و
  • بی خيالی . / * / زمهریر / برف و بلور و مهتاب . / غلغله : آمیزه ی سیال جن و پریان و وحشت و
  • شوخی ست / که از بالاخان کودکی ام - ساده لوحانه و عجول - / می گريزندپا در گريز . / زير نور
  • مهتاب چهارده / شادی ها نزديک می شوند اما ... / .........

  • .... */ شبکلاهی / آبنباتی / ريزبچه ی گندمگون و ژوليده مو ـ سر به هوايی بی همتا
  • ـ / با کشيدگی تير تير کشاله هايش / دست در دست با شادی ها رفت / بی آنکه سر
  • بگرداند به پس . / * / ...و شادی ها چه مغموم و سر فکنده گذشتند / شادی ها چه
  • خلوت و تيره گذشتند / در کسوف جاری ماه / در تاريکی مطلق خواب های
  • ابدی / //مهرداد شيخان // پائيز ۱۳۶۸

E-mail:  mehrdadsheikhan@hotmail.com

   + سید علیرضا گلپایگانی - ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۳